
یازده ماه گذشت. نوشتن تنها کاری بود که در آن مداومت داشتم. نمیدانم پیشرفتی کردهام یا نه، اما به هر حال صدها نوشتهی کوچک و بزرگ در این سایت ثبت شد و این هم چهارصدمین پست من است.
دلم میخواست در این پست از تکتک دوستانی که همراهم بودند نام ببرم، اما ترسیدم با فراموش کردن بعضی نامها حق مطلب ادا نشود.
با این حال، چند نفر از بزرگواران که لطف داشتند ،مدتی است حضور ندارند؛ آلفا که قلمشان را خیلی دوست داشتم، مدتهاست نمینویسند. خانم زینب نظری که در این اواخر لطف میکردند نوشتههایم را میخواندند، لایک میکردند و کامنت میگذاشتند، دیگر در ویرگول حضور ندارند. آقا محمد عزیز که از عشق مینوشت و از حلما چه زیبا میگفت، مدتی است از دیدن زیبایی قلمشان محرومم تارا خانم هم مدتی است نمینویسند.وزهرا خانم که از درد و دل هایش می نوشت . آقای مرتضی دهقانی که همیشه به من لطف داشتند، مدتی است توفیق همکلامی با ایشان را نداشتهام.
در مقابل، خوشحالم که نقاش واژهها دوباره برگشتند و از خانم یعقوبیان هم دوباره متنی خواندیم که باعث خوشحالی بود.
آقا صابر و تهمتن هم که بعد از باز شدن دوباره ویرگول، من را بلاک کردند؛ اختیار با خودشان است.
و خیلیهای دیگر؛ کسانی که یا برای همیشه رفتند یا فعلاً در دنیای نوشتنشان سکوت حکمفرما شده است.
در این میان، تشکری هم باید بکنم از همه دوستانی که در این مدت همراهم بودند. انشاالله اگر یادم باشد وقتی متن یکسالگی حضورم در ویرگول را نوشتم، ازشون تک تک نام می برم .
فکر میکنم برای پست چهارصدم همین چند خط کافی باشد.
سپاسگذارم..