
مقدمه
عکاسی خیابانی در اصل به معنای عکاسی طبیعی و بیهوا از مردم و بشریت است. یک عکس خیابانی باید یک لحظه واقعی و غیرساختگی باشد. البته شاید درک مفهوم خود این کلمه کمی سخت و دشوار باشد؛ برای مثال برای اینکه عکسی به عنوان یک عکس خیابانی در نظر گرفته شود، لزومی ندارد که حتما شخصی در تصویر باشد. شاید تلاش برای تعریف عکاسی خیابانی را بشود با تعریف طعمهای شور و شیرین مقایسه کرد؛ شما درنهایت باز هم نمیتوانید تعریف مشخصی از آن ارائه دهید ولی درنهایت وقتی آن را ببینید فورا تشخیصش میدهید.
عکاسان خیابانی را میتوان مشاهدهکنندگانی معرفی کرد که مدام در حال پرسه زدن هستند تا به این طریق بتوانند با جهان ارتباط برقرار کنند و لحظات برجسته و خاص را مجددا مقابل دیدگانمان قرار دهند. عکاسی خیابانی را میتوان به شکل بصری از شعر تشبیه کرد- در حالی که زیبایی و سروشکل از مهمترین جنبههای عکاسی خیابانی به شمار میروند، باید گفت که عکسهای خیابانی خیلی خوب چیزی فرای زیبایی و سروشکل هستند. در این عکسها نکات، احساسات، ایدهها، داستانها یا سوالاتی وجود دارد. این عکسها با هدف برانگیختن احساسات بیننده گرفته میشوند. شاید بتوان درباره این موضوع بحث کرد که عکاسی خیابانی شرح واقعیت است یا نه اما به طور یقین میتوان گفت که شرح واقعیتی است از خود عکاس.
یک روش موثر برای درک عکاسی خیابانی نگاه کردن به کار عکاسان بزرگ خیابانی است، درک تفاوتهای هرکدامشان و تلاش برای فهمیدن آنچه که قصد داشتند به تصویر بکشند. در پایان این مطلب فهرستی از عکاسان خیابانی و کتابهای مرتبط در این زمینه قرار داده شده است.
قدم بعدی این است که این کار را برای دل خودتان انجام دهید. اولش ممکن است کند و نابلد باشید اما کمکم به انجام درست این کار عادت میکنید. در روزهای اول شاید برخی از عکسهایتان از نظر فنی بد و کلیشهای به نظر برسند و چندان جذاب هم نباشند (هرچند که هیچ ایرادی به عکسهای کلیشهای وارد نیست) اما به مرور زمان عکسهایتان منسجمتر و منحصربهفردتر خواهد شد و آنجاست که برجسته بودن کارتان معلوم میشود.
برای شروع اول عکسهای عکاسان بزرگ را ببنید و بعد تا میتوانید عکاسی کنید. از عکس زیاد گرفتن نترسید. به مرور عکسهایتان مسیر خودش را پیدا خواهد کرد.

