
گویی ما را برای جنگ آفریده اند !
دوران کرونا روز های اوج من بود . روز هایی که حس می کردم واقعا دارم زندگی می کنم ! ولی چرا ؟؟
آیا به این دلیل که دنیای بیرون شبیه دنیای درون من شده بود ؟
یا به دلیل اینکه بالاخره مردم چیزی رو حس می کردند که من همیشه حس می کردم .
غیر از اون دوران هر موقع که چیزی این روزمرگی مثلا زندگی رو مختل می کرد و کمی هیجان به وجود می آورد باز هم دوباره حسش می کردم . حس آزادی حس زنده بودن
از پیچیدگی بیهوده جامعه مدرن متنفرم از یک زندگی معمولی و بی هیجان هم همینطور .
انگار که ما سهمی از شادی و یک زندگی طبیعی نداشتیم .
آنقدر درد و رنج کشیدم که دیگر زندگی برایم جز این مفهومی نداشت .
برای جامعه مون یک سیستم کاملا ناعادلانه چیدیم ، سیستمی که هیچ کس سر جای خودش نبود . هر کسی دقیقا همون کاری رو انجام می داد که هیچ علاقه ایی بهش نداشت .
اون کسی که زیرک تر و شرور تر بود سهم بیشتری داشت و اون کسی که از همه بیشتر کار می کرد کمترین سهم رو می برد .
یکی شب از سیری نمی تونست بخوابه و دیگری از گشنگی .
پس طبیعیه هر چیزی که این نظم دروغین رو از بین ببره و حقیقت رو برملا کنه من رو خوشحال خواهد کرد .
هر چیزی که ظاهر پوشالی انسانیت رو کنار بزنه و حیوانیت واقعی ما رو نمایان کنند .
همون چیزی که واقعا هستیم .