ویرگول
ورودثبت نام
خُنیاگرِ رستاخیز
خُنیاگرِ رستاخیزtelegram)@Dravaizarduy) https://eitaa.com/sarmawarior imaniabo821@gmail.com
خُنیاگرِ رستاخیز
خُنیاگرِ رستاخیز
خواندن ۲ دقیقه·۲ ماه پیش

نفس های حبس شده !

هیچ کس باور نکرد که من واقعا درد می کشیدم !

پس منم تا جایی که درد من رو از پا می انداخت قدم به قدم باهاشون کار کردم و اجازه دادم با بروز نشانه های جسمی بالاخره ببینن که درد من واقعی بوده .

تا جایی که باور کردم یه فرد سالم و بی دغدغه مثل خودشونم و انتظارات زیادی از خودم پیدا کردم .

همون روزی که از تنگی نفس شدید نتونستم غذا بخورم بازم مثل روز قبل همون اندازه کار کردم .

به هیچ کس نگفتم که دارم خفه می شم تا اینکه چشام سیاهی رفت و افتادم .

چون بار ها می گفتم و همه جوری رفتار می کردن انگار من به خاطر لوس و مامانی بودن دارم بهانه میارم تا از زیر کار در برم .

به خاطر همین می رفتم سراغ کارایی که واسم سخت بودن تا ثابت کنم آدم کاری هستم و ترسو و بزدل نیستم . .

چون اون آشغالای پس فطرت بی دغدغه فکر می کردن من مثل خودشونم .

چه قدر دیگه انجامش بدم ؟

چند روز و ماه دیگه ؟

تا باور کنی من دارم سخت تلاش می کنم و این تمام توان منه ؟

روز تست آمادگی جسمانی دانشگاه استادم حرفم رو باور نکرد و حاضر نشد عذر من رو قبول کنه .

منم با نهایت خشم و غضبم جوری دویدم که صدای باد رو توی گوشام حس می کردم . تمام اون مراحل کوفتی رو رد کردم و بعد از آخریش ....

چرا ؟. چون اون پزشکا نتونسته بودن دلیل منطقی واسه تنگی نفس هام پیدا کنن و یه برچسپ مسخره مثلا علمی روی بیماری من گذاشتن و بدون نسخه رهام کردن .

هیچ سندی نداشتم تا حتی موقع سربازی رفتن به کسی ثابت کنم که واقعا تنگی نفس دارم .

اما فقط خدا می دید . فقط اون بود که باور کرد . و به لطف اون الان روی پاهام ایستادم .

قوی تر از قبل .

و روزی انتقام خواهم گرفت .

از تمام کسانی که به درد من خندیدن و مسخره ام کردن .

دنیا اهمیت نمی ده که من امروز درد دارم یا سالمم

پس من هم اهمیت نمی دم که از نظر اون خوب باشم یا بد !

دلنوشتهنویسندگی
۱۰
۱
خُنیاگرِ رستاخیز
خُنیاگرِ رستاخیز
telegram)@Dravaizarduy) https://eitaa.com/sarmawarior imaniabo821@gmail.com
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید