
سلام هلن عزیز . مدت هاست که برای تو چیزی ننوشته ام . متاسفم این روز ها اصلن حالم خوب نیست . من نامه ات را دیده بودم که از من خواسته بودی دوباره همان آدم مثبت و خوشحال و آروم قبلی باشم . خب تمام تلاش من هم همین بود اما برعکس بدترش کردم .
تمام تلاشم این بود که همان چیزی باشم که تو دوست داری ولی فقط بدترش کردم . انگار گیر افتاده ام .
ولی امروز تصمیم جدیدی گرفتم .
فارق از اینکه چه اتفاقی بیوفتد ... می خواهم همان پدر خوانده مهربان و مثبتی باشم که دوستش داشتی
هر چه بادا بادا .
من دوباره نقش همان انسان والا و ارزشمند رو بازی می کنم اونقدر که خودم باورش کنم و در حقیقت اتفاق بیافتد .
در نامه های بعدی برایت می نویسم که جواب داده است یا نه .
معذرت می خوام که اذیتت کردم .
از طرف دراوا ایزاردویی