ویرگول
ورودثبت نام
گل اتیش
گل اتیش
گل اتیش
گل اتیش
خواندن ۱ دقیقه·۳ ماه پیش

زخمی در لباس لطافت

گاهی باید از دور تماشا کرد..!
گاهی باید از دور تماشا کرد..!

هر بار که به گل کاغذی نگاه می‌کنم، یادم می‌افته همه‌ی زیبایی‌ها قرار نیست بی‌خطر باشن. ظاهر این گل آرام است، لطیف و چشم‌نواز. اما پشت همین لطافت، شیره‌ای است که می‌تواند پوستت را بسوزاند و خاری که زخم به جا بگذارد. بعضی آدم‌ها هم همین‌اند؛ نزدیکشان می‌شوی، محو زیبایی و نرمی ظاهرشان می‌گردی، اما کافی‌ست دستت بلغزد، یا دل بدهی، تا زخمی بخوری... که از ظاهرش کوچک است، اما تا جانت می‌رود.

آنچه خطرناک‌تر می‌شود این است که این گل، مثل نقاب آدم‌ها، دوام دارد. در مناطق بومی‌اش، بیشتر سال در حال شکفتن است. یعنی حتی فرصت کوتاهی هم برای دیدن «چهره‌ی واقعی» نمی‌گذارد. درست مثل کسانی که سال‌هاست پشت نقاب اجتماعی‌شان زندگی می‌کنند، بی‌آن‌که اجازه دهند کسی ترک‌های درونشان را ببیند.

این‌جا یاد حرف نیچه می‌افتم: «هرکس آن‌قدر نقاب بر چهره می‌زند که سرانجام چهره‌ی حقیقی‌اش را فراموش می‌کند.» (فراسوی نیک و بد)

پایان:

گل کاغذی زیباست، اما باید یاد بگیری از فاصله‌ی درست تماشایش کنی. آدم‌ها هم همین‌طورند؛ بعضی‌ها را فقط باید از دور تحسین کرد، نه این‌که به امید نوازش‌شان نزدیک شد.

شاید شجاعانه ترین انتخاب این باشد: تو خودت آن گلی باشی که بدون نقاب، بدون خار، می‌شکفی… حتی اگر ماندگاری‌ات کمتر باشد.

حالا بهم بگو تا حالا شده تو هم برای کسی گل کاغذی باشی؟ زیبا اما همراه با زخم؟

نقابدلنوشتهزخملطافت
۱۱
۴
گل اتیش
گل اتیش
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید