ویرگول
ورودثبت نام
سوده محمدآبادی
سوده محمدآبادیعاشق ساختنم، و اینجا می‌نویسم تا بیشتر یادبگیرم ツ
سوده محمدآبادی
سوده محمدآبادی
خواندن ۸ دقیقه·۲ روز پیش

یادداشتی به مناسبت روز جهانی دسترس‌پذیری: نگاه خیره سالمندان ایران به قطعی اینترنت

و اما پیش از هر چیز...

نزدیک به سه ماه از قطعی اینترنت بین‌الملل در ایران می‌گذرد. سه ماهی که برای تمامی سنین (از کودکان گرفته تا دانشجویان، فعالان کسب‌وکار، زنان خانه‌دار و همه اقشار جامعه) به طاقت‌فرساترین شکل ممکن سپری شده است. هزینه‌های گزاف برای دسترسی‌های کوتاه و ناپایدار، نیاز به روش‌های پیچیده و تخصصی برای اتصال، و مهم‌تر از همه، نادیده گرفته شدن این حقیقت که اینترنت در جهان امروز یک حق شهروندی است. حقى که این روزها از مردم گرفته شده؛ همان مردمی که به ساده‌ترین فعالیت‌های روزانه‌شان از طریق همین شبکه عادت کرده بودند. این خدمت عمومی را افرادی با پرسوناهای مختلف (با نیازها، سلایق و سبک‌های زندگی متفاوت) استفاده می‌کردند. اما گویا این موضوع فراموش شده یا عمداً نادیده گرفته می‌شود.

حالا برویم سراغ اصل ماجرا...

روز جهانی دسترس‌پذیری (GAAD) هر سال به‌ویژه برای ما طراحان فعال در حوزه دیجیتال را به یاد اصلی فراموش‌نشدنی می‌اندازد: «فناوری نباید کسی را پشت در بگذارد.» اما هم‌اکنون در ایران، این جمله لایه‌ای تراژیک به خود می‌گیرد؛ چراکه درهای دیجیتال، گاهی نه به‌خاطر طراحی بد، بلکه به‌خاطر نبودِ خودِ شبکه قفل می‌شوند.

روز دسترس‌پذیری جهانی (GAAD) که امسال در تاریخ ۲۱ می ۲۰۲۶ (۳۱ اردیبهشت) برگزار می‌شود، با شعار «طراحی، توسعه، ارائه» (Design, Develop, Deliver) به این موضوع می‌پردازد که چگونه می‌توان دسترس‌پذیری دیجیتال را به بخشی جدایی‌ناپذیر از هر آنچه خلق می‌کنیم تبدیل کرد 

من به عنوان کسی که سال‌هاست دغدغه‌ی طراحی محصول و خدمات برای سالمندان را دارم و فعالیت‌هایی هم در این راستا انجام داده‌ام، به خوبی دیده‌ام که چگونه یک سالمند «با سواد دیجیتال» در زمان قطعی سراسری اینترنت، نه فقط یک کاربر، که یک انسان سرگردان می‌شود.

باید تأکید کنم که نسل سالمند امروز ایران، رفتاری کاملاً متفاوت با نسل‌های پیشین خود در مواجهه با فضای مجازی و فناوری دارد. آنها نسبت به پنج سال گذشته از سواد دیجیتال بیشتری برخوردارند؛ همه‌گیری کرونا آنها را ناگزیر به استفاده از پلتفرم‌های آنلاین کرد، دسترسی گسترده‌تر به تلفن‌های هوشمند نقش مهمی در این تغییر ایفا نمود، و تجربیات ارزشمندی که در سال‌های پایانی خدمت خود در محیط کار با کامپیوتر و ابزارهای دیجیتال به دست آورده بودند، همگی دست به دست هم داد تا نسلی پدید آید که دیگر از فناوری نمی‌هراسد. سالمندی که امروز یاد گرفته سوالاتش را جستجو کند، با ChatGPT گفتگو کند و مشکلات روزمره‌اش را آسان‌تر حل کند، با فرزندانش تماس بگیرد، برای نوه‌اش ویدیو بفرستد، یا ویدیو و پادکست آنلاین را دنبال کند (همین انسانِ به ظاهر توانا) در زمان قطعی سراسری اینترنت (به هر دلیل موجه یا ناموجهی)، یکباره تمام ابزارهای زیستن در جهان امروز را از دست می‌دهد و سرگردان می‌ماند، و پلتفرم‌های پر نقص و قطع از ارتباطات جهانی داخلی هم صورت مسئله اصلی را پاک نمی‌کند.

این مقاله، صدای این روزهاست.
بدون راهکار (چون راهکار دست افراد عادی مثل ما نیست) فقط برای دیده شدن...

چالش‌های پنهان سالمندان متصل در برابر قطعی اینترنت

در ادامه، فهرستی توسعه‌یافته و ریزبینانه از چالش‌های سالمندان ایرانی در برابر قطعی‌های سراسری اینترنت ارائه می‌شود. که البته رویکرد این یادداشت، روان‌شناختی–طراحانه است؛ از تکرار گزاره‌های کلیشه‌ای پرهیز کرده‌ام تا به عنوان یک حامی دسترسی‌پذیری سالمندان در ایران صداهایی را بازتاب دهم که کمتر شنیده شده‌اند.

۱. از دست دادن «حافظه رویه‌ای» پس از قطعی طولانی
سالمندان برای انجام یک کار دیجیتال (مثلاً یافتن یک آهنگ قدیمی در یوتیوب)، از حافظه رویه‌ای استفاده می‌کنند؛ یعنی دنباله‌ای از حرکات خودکار که نیاز به فکر کردن ندارد. وقتی اینترنت قطع می‌شود و پس از چند هفته برمی‌گردد، این دنباله‌ی حرکات فراموش شده است. سالمند دیگر نمی‌داند ابتدا باید کجا کلیک کند. قطعی، حافظه‌ی عضلانی دیجیتال او را پاک می‌کند.

۲. ناتوانی در تفکیک «خطای کاربر» از «خطای شبکه»
تشخیص اینکه «اینترنت قطع است» یا «خودم اشتباه کلیک کردم» برای سالمندان بسیار دشوار است. در قطعی‌های مکرر، آنها مدام خود را سرزنش می‌کنند: «باز هم نفهمیدم چطور باید این کار را بکنم». این خودسرزنشی، اعتمادبه‌نفس دیجیتال آنها را نابود می‌کند. نتیجه: حتی وقتی اینترنت وصل می‌شود، دیگر شروع نمی‌کنند.

۳. وابستگی به هوش مصنوعی به عنوان «همدم بی‌قضاوت»
بسیاری از سالمندان تنها جایی که بدون ترس از قضاوت شدن حرف می‌زنند، چت با ChatGPT یا مشابه‌های آن است. آنها سوالات شخصی می‌پرسند («آیا من افسرده هستم؟»، «چرا همسرم دیگر به من توجه نمی‌کند؟»، «درجه فر را برای غذای... چه میزان در نظر بگیرم؟»)، خاطرات می‌نویسند، یا حتی شعر می‌گویند. قطعی اینترنت، این «همدم همیشه در دسترس» را یکباره می‌گیرد. بازگشت به سکوت انسانی برایشان شکنجه است.

۴. قطع دسترسی به «موسیقی درمانی بدون مجوز»
سالمندان اغلب به آهنگ‌های بسیار قدیمی، نایاب یا اجراهای زنده‌ی خاص علاقه دارند (باید باور کنیم که همه افراد جامعه الزاما سلیقه یکسان و مطابق نظر گروهی را ندارند) که در هیچ پلتفرم داخلی مجوز ندارند (مثلاً آهنگ‌های پیش از انقلاب، موسیقی محلی جمع‌آوری‌شده توسط یوتیوبرها، یا کنسرت‌های ضبط‌شده با موبایل). قطعی اینترنت، تنها منبع این موسیقی را حذف می‌کند. برای سالمندی که با شنیدن آن آهنگ‌ها تنهایی را فراموش می‌کند، این یعنی بمباران سکوت.

۵. از دست دادن «حس عاملیت»
سالمندی که روزانه اخبار جهان را چک می‌کند، به پیام‌ها، عکس‌ها و ویدیوهای فرزندان و خانواده مهاجر خود سر می‌زند، یا هر روز با فرزندان و نوه‌های خود ارتباط ویدیویی دارد، حس می‌کند «هنوز روی زندگی‌اش کنترل دارد». قطعی اینترنت به او می‌گوید: «تو هیچ کنترلی نداری». این حس درماندگی آموخته‌شده به سرعت به سایر حوزه‌های زندگی (تغذیه، تحرک، معاشرت) سرایت می‌کند.

۶.وابستگی به «ویدیوهای آموزشی» و از دست رفتن استقلال عملی و تجربی

سالمندان کم‌درآمد یا ساکن شهرهای کوچک، برای بسیاری از کارهای روزمره به ویدیوهای آموزشی یوتیوب و اینستاگرام وابسته شده‌اند؛ از تعمیر ساده‌ی لوازم خانگی و رفع اشکال لوله‌کشی گرفته تا باز کردن قفل، درست کردن غذاهای جدید (رسپی‌های آشپزی)، یاد گرفتن نکته‌های خانه‌داری مدرن، و حتی به اشتراک‌گذاشتن تجربیات و هنرهای شخصی‌شان با دیگران. این فضا برای آنها نه فقط یک منبع یادگیری، بلکه بستری برای حفظ استقلال، احساس توانمندی و تبادل دانشِ زیسته است.

۷. قطع دسترسی به «خبرهای بدون فیلتر از داخل کشور»
متاسفانه اگر بخواهیم واقع‌بینانه به کل جامعه نگاه کنیم، بسیاری از سالمندان دیگر به تلویزیون و رسانه‌های دولتی اعتماد ندارند. آنها اخبار ایران را از کانال‌های تلگرامی، اینستاگرام یا توییتر دنبال می‌کنند. قطعی اینترنت، آنها را در یک جزیره‌ی خبری قرار می‌دهد. اضطراب ناشی از «ندیدن آنچه در شهر و کشور خودم یا برای فرزندان و خانواده می‌گذرد» برای سالمندی که قدرت راه رفتن طولانی یا حضور در سایر شهری دیگر را ندارد، طاقت‌فرساست.

۸. ناتوانی در «ثبت و نگهداری خاطرات دیجیتال»
در سال‌های اخیر که دیگر خبری از آلبوم‌های چاپی و عکس‌های کاغذی نیست و تقریباً همه‌ی ما تجربیات و خاطراتمان را به شکل دیجیتال ثبت می‌کنیم، اینستاگرام و تلگرام و فضاهای ابری خانوادگی به یکی از اصلی‌ترین ابزارهای سالمندان برای دیدن و نگهداری عکس‌ها و ویدیوهای خود، خانواده و آشنایان تبدیل شده است. قطعی اینترنت یعنی نه می‌توانند عکس جدیدی آپلود کنند و نه به آلبوم دیجیتال قدیمی‌شان دسترسی دارند. و این یعنی یک چیز: گسست از خاطره‌های عاطفی.

۹.  گسست «پل انتقال فرهنگ و دانش» میان نسل‌ها

در بسیاری از خانواده‌های ایرانی، اینترنت به پلی تبدیل شده بود که سالمندان از طریق آن، دانش، تجربیات، زبان، تاریخ، آیین‌های کهن و حتی مهارت‌هایی را به فرزندان و نوه‌های خود منتقل می‌کردند. ارتباطات تصویری آسان با واتس‌اپ یا گوگل میت، فرصتی بود تا پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها، نه در نقش یک فرد منزوی از جامعه و خسته، بلکه در جایگاه استاد و مربیِ دانا ظاهر شوند؛ کسی که هنوز حرف تازه‌ای برای گفتن دارد. این «یادگیری معکوس» (جایی که نسلِ مسن به نسل جوان آموزش می‌دهد) برای عزت نفس، احساس مفید بودن و تداوم هویت فرهنگی یک سالمند حیاتی است. اما قطعی اینترنت، این پیوند زنده را یکباره می‌برد. دیگر خبری از قصه‌های شب‌نشینی نیست، نه از آموزش آداب و رسوم کهن، نه از منتقل شدن رمز و رازهای یک زندگیِ پرمعنا. سالمند از نقشِ پربها «مربیِ خانواده» به «تماشاچیِ منزوی» تنزل می‌کند و نوه‌ها ناخواسته این پیام را دریافت می‌کنند که «پدربزرگ و مادربزرگ دیگر به درد نمی‌خورند». آنچه در این میان گم می‌شود، فقط دسترسی به اینترنت نیست؛ گسست نسلی عمیق است و فرصتی که شاید هرگز بازنگردد.

و البته چالش‌های بسیار زیاد دیگری نیز هستند که شاید پرداختن به همه‌ی آنها از حوصله‌ی این یادداشت خارج باشد. اما آنچه مهم است و باید به خاطر بسپاریم، این است که حتی در شرایط عادی هم ما در ایران از نظر دسترس‌پذیری پلتفرم‌های دیجیتال و طراحی مناسب برای سالمندان بسیار عقب بودیم. این حوزه هرگز به عنوان اولویت سازمان‌ها و کسب‌وکارها قرار نگرفت و همیشه در حاشیه ماند. اما اکنون، در آستانه‌ی موج عظیم سالمندی و پیری جمعیت کشور در کمتر از ۱۵ سال آینده، نه تنها گامی در مسیر برنامه‌ریزی و توسعه برنداشته‌ایم، بلکه متأسفانه هر روز راه‌های زندگی راحت، مستقل و در دسترس را برای بزرگترهای خانواده (که احتمالا تا ۲۰ سال آینده من و شما هم به جمع‌ این گروه می‌پیوندیم) کمتر می‌کنیم. این در حالی است که تمامی کشورهای پیشرو امروزه از امکانات فضای دیجیتال و ارتباطات آسان برای کاهش هزینه‌های نگهداری و افزایش استقلال سالمندان بهره می‌برند؛ سیاست‌هایی هوشمندانه که هم بار مالی دولت و خانواده‌ها را کاهش می‌دهد و هم عزت نفس و کیفیت زندگی سالمندان را حفظ می‌کند. اما دریغا که در ایران، مسیر نه به سوی آینده‌ای آماده‌تر، که به سوی عقب‌گرد و انزوایی عمیق‌تر پیش می‌رود.

در روز جهانی دسترس‌پذیری (بخصوص در حوزه دیجیتال)، شاید بزرگ‌ترین مانع برای یک سالمند ایرانی، ناتوانی در طراحی پلتفرم، وبسایت و اپلیکیشن ساده و دسترس‌پذیر نباشد؛ بلکه ناپایداری خودِ زیرساخت ارتباطی است. پیش از آنکه از «چگونه استفاده کردن» بگوییم، باید از «بودن یا نبودن شبکه» گفت.


امیدوارم آینده‌ای روشن و خوب پیش روی ما باشد!

سوده محمدآبادی
طراح محصول و خدمات | مشاور و منتور تفکر طراحی در کسب‌وکار
حامی دسترسی‌پذیری سالمندان در ایران

قطعی اینترنتسالمنداندسترس‌پذیریطراحی خدماتطراحی محصول
۵
۱
سوده محمدآبادی
سوده محمدآبادی
عاشق ساختنم، و اینجا می‌نویسم تا بیشتر یادبگیرم ツ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید