
∆(بخش پنجم:ناخدایی بر ناخودآگاه انسان)
ناخودآگاه را به یک فضای بی انتها میتوان تشبیه کرد.همانطور که آنسوی فضای بیکران کیهان به چشمان انسان ،دست نیافتنی است.
تا کنون فکر کرده اید که آنچه را که فراموش میکنید از خاطراتتان گرفته تا گفتگوهای روزمره،از مطالب درسی تا لحظات احساسی ، به کجا می روند.برای درک این موضوع بهتر است با قالب ذهن و شکل حافظه آشنا شوید.
ذهن قالبی است برای اطلاعات یا خود تشکیل شده از اطلاعات است ولی خود اطلاعات از چه نوعی هستند؟انرژی به صورت های مختلف در زندگی نمایان میشود.به شکل های مختلفی از جمله انرژی الکتریکی،شیمیایی،حرارتی،هسته ای، مکانیکی، پتانسیل و.... مجسم میشود.اطلاعات نیز از دیگر شکل های انرژی است.در واقع بهتر است بگوییم هرجایی انرژی یا شکلی از آن وجود دارد،اطلاعات هم وجود دارند.
اطلاعات بخشی جدایی ناپذیر از انرژی است.همچون جنینی که در رحم مادر به آسودگی خوابیده،اطلاعات نیز در بطن انرژی نهفته است.بر طبق قانون پایستگی انرژی،انرژی از بین نمی رود بلکه از شکلی به شکل دیگر تغییر می یابد.حال شاید درک ناخودآگاه آسان تر شود.
ناخودآگاه شما بر خلاف خودآگاهتان از ابتدای وجود شما در حال هدایت جسم و ذهن شما بوده است.دی ان ای را میتوان شکل مادی ناخودآگاه نامید.ناخودآگاهتان علاوه بر اطلاعات پیش فرضی که در خود دارد ، با گذر زمان و رشد شما همچنان اطلاعات دیگری را در خود میگنجاند که کشف این اطلاعات برای خودآگاه شما غیرممکن است.
نمونه هایی فیزیکی ناخودآگاه را میتوان به کارکرد مغز نسبت داد.واکنش های سریع بدنی،افزایش بازده مغز در مواقع خطر و از همه مهمتر غریزه بقا و بلوغ جنسی است.ناخودآگاه همچون خدایی است که از سایه ها بر تمام افکار و رفتار و احساسات شما تاثیر میگذارد.
اطلاعات فراموش شده یا روزمره همچون غذای صبحانه ای که سه هفته پیش خورده اید از خودآگاه و حافظه آن حذف شده و به بخش ناخودآگاه شما اضافه میشود.در نتیجه انبوهی از اطلاعات در فضای بیکران ناخودآگاه پخش شده و سپس دسته بندی میشوند تا در زمان نیاز و در جای مناسب تاثیرگذار باشند.
تایپ ده انگشتی یکی از کاربردهای ناخودآگاه است.اطلاعات مفید در خودآگاه و آنچه اضافه است به ناخودآگاه میرود.انگشتان به صورت پیش فرض و بدون نگاه کردن به صفحه کلید دقیقا بر روی دکمه یا کلید مورد نظر قرار میگیرند و تایپیست شروع به تایپ میکند،گرچه در این حالت خودآگاه نیز نقش دارد.
بگذارید تجربه خود را بگویم و اثر ژنتیک را به شما نشان دهم.از دوران کودکی به صدای دهان به هنگام غذا خوردن و صدای پچ پچ و زمزمه ،حساسیت داشتم.این مشکل همچنان با من همراه است.باید بگویم تا سن جوانی این مشکل را از بقیه پنهان میکردم ولی تحمل این شرایط برایم دشوار بود.
شنیدن صدای دهان دیگر افراد هنگام غذا خوردن در جمع یا زمزمه دیگران طوری مرا آشفته میکرد که گاه میخواستم فرد تولید کننده صدا را بکشم گرچه هرگز به کسی به خاطر این مشکل توهینی نکردم و در بیشتر مواقع سعی کردم این مشکل را پنهان کنم.
زمان گذشت و روزی به فردی که هنگام غذا خوردن صدای شلپ شلوپ دهانش مرا دیوانه کرده بود ، گفتم که بهتر است صدایش را کم کند.واکنش او جالب بود.او بسیار تعجب کرد که واقعا من از صدای دهان و زمزمه منزجر میشوم.
صدای کشیده شدن ماژیک رو تخته یا صدای کشیدن شدن ناخن بر روی کاغذ.تمام اینها برای من به شدت آزاردهنده بود.وقتی قضیه را به آن فرد گفتم،در پاسخ گفت که او هیچ مشکلی با چنین صداهایی ندارد.
روزها گذشت و من در مورد این مشکل تحقیق میکردم.در نتیجه فهمیدم که این مشکل یک نوع اختلال ذهنی است.قضیه زمانی جالب تر شد که من این قضیه را به مادرم گفتم.مادرم گفت که او نیز از دوران کودکی به این مشکل دچار بوده و چندین بار با پدرم بر سر این مشکل به مشاجره پرداخته است.گرچه او توانسته بود تا حدود زیادی این اختلال را کنترل کند.
پس از بررسی های بیشتر فهمیدم که این اختلال میتواند به صورت ژنتیکی از والدین به کودک منتقل شود.گرچه این تنها چیزی نبود که من از مادرم به ارث برده بودم.
کنترل سیخ کردن موهای بدن.به حدی این ویژگی را از کودکی میتوانستم کنترل کنم که موهای سرم را نیز تا حدودی میتوانستم سیخ کنم.سیخ شدن موهای بدن یا به اصطلاح علمی Goosebumps.سیخ شدن موها یک عامل تدافعی برای حیوانات و انسان های اولیه بوده است.
امروزه اکثر افراد،در اثر سرمای شدید یا شنیدن قطعه ای از موسیقی یا بخشی از اوج احساسی یک فیلم یا واقعه،موهای بدنشان سیخ میشود ولی تعداد افرادی که این ویژگی را کنترل میکنند اندک است.
عضله چسبیده به پایه موها با کشیدن شدن،باعث سیخ شدن موها و در نتیجه بسته شدن روزنه های پوستی نزدیک به مویرگهای سطحی میشود.با بسته شدن منافذ پوستی،گرمای کمتری از بدن فرد خارج میشود و در نتیجه سرمای کمتری اثر میکند.
گرچه این ویژگی برای انسان های امروزی که بسیار کم مو هستند در مقایسه با نژاد اولیه انسان ها که بسیار پرمو بودند،تاثیر کمتری دارد.سیخ شدن موهای بدن را حتی در گربه ها هم میتوان دید که نوعی عامل هشداری به دشمن است.