ویرگول
ورودثبت نام
Hesam Basirzad
Hesam Basirzadخلاقیت محصول همین “آخه کی این کارو میکنه؟!” هاست.
Hesam Basirzad
Hesam Basirzad
خواندن ۷ دقیقه·۱۲ ساعت پیش

چرا “گرافیک دیزاینر هنرمند نیست” کمی ادا دارد؟

دو-سه سالی‌ست جمله قشنگی در محتواهای فارسی گرافیک دیزاین باب شده: “گرافیک دیزاینر هنرمند نیست؛ هنر ابزار گرافیک دیزاینر است”.

سوالی در ذهنم ایجاد شد که چرا یک جمله انقدر باید تکرار شود و همچنان وایرال بماند؟ بخاطر آوانگاردنما بودنش است؟ جمله جدیدی‌ست؟ چه کارکردی برای یک گرافیک دیزاینر کم تجربه مثل من دارد؟

{هر آنچه میخوانید محصول تجربه و افکار شخصی‌ست. در نتیجه ممکن است در آینده تغییر کند یا کلا مزخرفات باشد!}

1- ترجمه محتوای غیر فارسی

در محتواهای غیر فارسی هم این جمله بارها بازگو شده و میشود. در تولید محتوای فارسی همیشه این تئوری -به حق- وجود دارد که محتوا تولید نشده و صرفا بومی‌سازی شده است؛ بعضی اوقات حتی بومی نمیشود و صرفا ترجمه میبینیم.

قبل از اینکه خود محتوا بررسی شود مهم است اصالت آن را بسنجیم. در تصور من احتمال زیادی وجود دارد که تولیدکننده محترم محتوای فارسی، این جمله را نه یک بار بلکه چندبار در پیج‌های گرافیک‌دیزاینر ها و ui/ux دیزاینرهای غیر ایرانی دیده باشد، پیش خودش منطقی بنظر بیاید، یک نصف روز برای خودش شرح کامل آنرا بدهد و شروع به بازگو کردن آن کند.

اینطور جملات که شاید نظر‌های نامحبوب باشند معمولا در فضای آنلاین بازدید خوبی میگیرند. اما نکته مهمی در “نظر نامحبوب” هست: اهمیتی ندارد!

منطقی‌ست فکر کنیم اگر پست‌های تحت عنوان “نظر نامحبوب” واقعا نامحبوب بودند این ژانر اصلا وایرال نمیشد! در نتیجه معمولا یک نظر نامحبوب اصلا نامحبوب نیست، بلکه احتمالا حرف ناگفته جمع کثیری‌ست که فکر میکنند تنها هستند.

در کل دو نکته وجود دارد:

  • قبل از ترجمه یا بومی‌سازی اینطور محتواها شاید بهتر باشد یک نکته واضح‌تر را بدانیم: گرافیک دیزاینر، ui/ux دیزاینر نیست و محتوای یک طراح رابط کاربری احتمالا در مورد گرافیک دیزاین صدق نمیکند.

  • شاید در یک جامعه انگلیسی‌زبان، کارکرد مفهوم مهمتری نسبت به جامعه ما باشد. دیدن این تفاوت اجتماعی و فرهنگی شاید به بومی‌سازی محتوا کمک کند. شخصا فکر میکنم “گرافیک دیزاینر هنرمند نیست” جمله‌ایست که نسبت به زمان و جامعه ما، کمی زیادی کارکردگراست.

2- تکرار بس نیست؟

فکر میکنم اساتید من که این جمله را هم در پادکست میگویند هم در اینستاگرام هم در ایونت هم در چت هم در خانه… ، چیز دیگری برای یاد دادن به من ندارند. شاید از اینجا به بعد تجربه خودم آموزنده‌تر باشد.

ما میدانیم که دیزاین باید کاربرد داشته باشد. هرچند برای اینکه بگوییم تفاوت هنر و دیزاین در همین کارکرد است کمی اغماض وجود دارد، اما همین فرض را میگیریم: دیزاین کارکرد دارد، هنر زیبایی. طراح گرافیک برای ایجاد کارکرد از زیبایی استفاده میکند، پس هنر ابزار طراح است و طراح گرافیک هنرمند نیست.

فکر میکنم همین یک پاراگراف کافی‌ست، نه نیازی به ریلز دیگری هست نه ویدیو یوتیوب نه ایونت. میتوانیم درباره‌اش صحبت کنیم اما یک بعد از ظهر برای “بحث کردن” درباره این موضوع کافی‌ست؛ فکر نمیکنم ساعت‌ها “مونولوگ” درباره صرفا یک جمله و تکرار آن و حتی تلاش نکردن برای نقض آن لازم باشد.

هرچند شخصا زیاد با خود موضوع موافق نیستم، اما میپذیرم. پذیرفتن و تکرار کردنش چه کاربردی برای من دارد؟ من از قبل میدانم که اگر سفارش‌دهنده به من گفت “چرا؟” نگویم “چون قشنگه”. پس چرا یک موضوع را نخ‌نما کنیم؟

3- آیا واقعا گرافیک دیزاینر هنرمند نیست؟

بگذارید یک بار دیگر تکرار کنم: هر آنچه میخوانید حاصل تفکر و تجربیات شخصی‌ست؛ ممکن است تغییر کند یا کلا اشتباه باشد!

چرا این جمله به نظرم غیرواقعی می‌نماید؟ اول نگاهی به زمانی که در آن زندگی میکنیم بیندازیم. در زمان ما شما برای آنکه هنرمند باشید نیازی به تایید آکادمی یا سالن ندارید. هرچند با لیبل هنرمند و هنر چسباندن به هرکس و هرچیزی موافق نیستم و فکر میکنم این کار از تقدس هنر میکاهد، اما میدانم که هرچیزی هم میتواند هنر باشد.

اما خارج از اینکه چی هنر است و چی نیست فقط یک نکته اینجا مهم است: در زمانی زندگی میکنیم که “هنرِ آشپزی” یا “هنرِ ریاضی” یا حتی “هنرِ پولدار شدن” لفظ‌های آشنایی‌ست. فارغ از درست و غلط، بنظرم گرافیک دیزاینر از آشپز به هنر نزدیک‌تر است.

نکته دیگر اینجاست که اگر دیزاین را به جهت “کاربرد” از هنر جدا میکنیم، یعنی هنر کاربردی نداریم؟ یعنی آهنگسازی که برای یک فیلم آهنگسازی میکند هنرمند نیست و آن موزیک هنر نیست؟ آیا اهمیت بسیاری از آثار هنری به جهت کاربردشان نبوده؟ رواست میکل‌آنژ را به “مهندسی که زیبایی میداند” تقلیل دهیم؟ معماری هنر است یا نه؟

این را میپذیرم که مسئله کاربرد در هنر، مخصوصا در زمان ما به حد زیادی جدا شده است؛ شاید بروز اینطور محتواها هم به همین دلیل باشد. این هم قابل بحث است و در نهایت همه آنچه میخواهم بگویم هم همین است: “قابل بحث است”. اما در همین زمان، غیر از جدایی کاربرد از هنر، در بسیاری از موارد زیبایی هم از هنر جداست. چه زیبایی‌ای در یک موزِ به دیوار چسبیده هست؟ چه زیبایی‌ای در سنگ توالتی که در جای اشتباه قرار گرفته هست؟ اگر هنری که زیبا نباشد را در کنار هنری که زیباست داریم، هنر کاربردی هم در کنار هنر غیر کاربردی میتوان قرار داد. صحبت از چگونگی و چیستی “کاربرد” و “کاربرد برای که؟” خود حدیث مفصلی‌است.

 

  • کمی تخصصی‌تر/دقیق‌تر/قابل بحث‌تر

فرض کنیم سفارش دهنده برای یک تئاتر یک پوستر میخواهد؛ اما نمیخواهد هیچ متنی در پوستر باشد و صرفا المان‌های بصری لازم و کافی‌ست. خروجی این سفارش را در کدام قلمرو میتوان قرار داد؟ پوستری که هیچ تکستی در آن نیست را میتوان در قلمرو هنر گذاشت؟ میتوان آن را در گالری قرار داد؟

در سناریو دیگر سفارش دهنده یک پوستر کاملا تایپوگرافیک میخواهد، بدون هیچ المان تصویری یا تصویرسازی. خروجی این سفارش چیست؟ اگر عنوان اصلی پوستر هنرمندانه نوشته شده باشد چه؟

شاید بتوان گفت یکی از مهم‌ترین مسائلی که باعث میشود گرافیک دیزاینر هنرمند نباشد وجود تکست است. ما برای انتقال پیام -که مهمترین و شاید تنها “کاربرد” گرافیک دیزاین است- به تکست نیاز داریم. این موضوع هم البته مسلما همه‌جا صدق نمیکند و احتمالا اولین حوزه‌ای که از این قلمرو خارج میشود لوگو دیزاین است. اما شخصا فکر میکنم وجود متن در دیزاین یکی از مهمترین عواملی‌است که این جمله را انقدر محبوب کرده. اما مگر در گالری‌ها کتابچه نداریم؟ مگر در اینستاگرام کپشن نداریم؟ چرا صرف وجود توضیح باید گرافیک دیزاینر را بصورت قطعی از هنرمند جدا کند؟

صحبتم این نیست که این جمله اشتباه است، صحبت این است که موضوعی که میتوان درباره‌اش بحث کرد را نباید به عنوان یک قاعده شناساند. گرافیک دیزاینر همیشه هنرمند نیست، اما میتواند باشد، میتواند هم نباشد.

استدلال دیگر بزرگان، وجود سفارش‌دهنده است که طراح گرافیک را از هنرمند جدا میکند. اگر طراحی گرافیک را به چشم بیزنس -و فقط بیزنس- ببینیم، این استدلال میتواند درست باشد. محتواسازانی که این جمله ورد زبانشان است هم معمولا بر همین مسئله تاکید دارند. در این رویکرد ما بر پرسونال برند، فروش، مذاکره و پول گرفتن تمرکز داریم؛ اشتباه هم نیست. شاید تمام فرض درستیِ این جمله از همین رویکرد بیاید؛ اما قابل تعمیم نیست. بله؛ باید به چشم تجارت نگریست تا پرسونال برند را اصولی ساخت. اما این فقط یک رویکرد است. شاید عدم تدوین رویکردهای مختلف در دیزاین فارسی دلیل این باشد که فکر میکنیم فقط همین درست است. دلیل رشد و همه‌گیی این رویکرد هم احتمالا وضعیت اقتصادی‌ست. این موضوع گسترده‌تر از آن است که بازش کنیم و نتیجه‌گیری کنیم. اما در همین حد کمکمان میکند که بدانیم مسئله “صرفا بیزنس بودنِ طراحی گرافیک” مسئله جهان‌شمولی نیست و رویکردهای دیگری هم هست و میتوانیم این موضوع را بپذیریم اما با رویکرد دیگری با سبک دیگری کار کنیم. شخصا فکر میکنم طراحی گرافیک میتواند بیزنس باشد و میتوان آن را صرفا به چشم تجارت نگاه کرد اما صرفا بیزنس نیست. اگر من فروشگاه آنلاین پوستر و تابلو، یا استیکر یا تیشرت داشته باشم و طراحی هایم را بدون سفارش دهنده به این شکل بفروشم هنرمند حساب میشوم یا گرافیک دیزاینر؟ اگر با اجازه‌ی سفارش‌دهنده، خروجی سفارش را با اندکی تغییر در جای دیگری بفروشم چه؟ اگر سفارش‌دهنده اجازه دهد، میتوانم خروجی سفارش را در یک گالری هنری به نمایش بگذارم؟

4- مگر فرقی میکند؟

اگر یک بار یه من بگویید “گرافیک دیزاینر هنرمند نیست، از هنر استفاده میکند تا کاربرد ایجاد کند. هنر ابزار گرافیک دیزاینر است. طراح گرافیک مهندسی‌ست که زیبایی بلد است…” احتمالا میپذیرم و میگویم چقدر جالب! میشود بهش فکر کرد.

اما چه تغییر بنیادینی در کار من رخ میدهد؟ آیا این به منزله یک چرخش تاریخی یا مکاشفه‌ای برای من کار میکند که از همان موقع کل دیدم نسبت به کارم تغییر کند؟ فرض بر اینکه باعث شود به فکر فرو بروم و حتی گرافیک دیزاین را کنار بگذارم. بعدش چه؟

بله، وجود همیشگیِ سفارش‌دهنده، دریچه هنریِ بدونِ سفارش‌دهنده‌ی ما را کم کم میبندد. اما هنرمند در نهایت راه خودش را پیدا میکند و در نهایت شاید سفارش‌هایی که بر خلاف هنرش است را نپذیرد. اما این روند طبیعی‌ست.

اگر بر کاربرد انقدر تاکید داریم چرا به عدم کاربرد این جمله دقت نمیکنیم؟ اینکه من بدانم میتوانم گرافیک دیزاین را به چشم بیزنس نگاه کنم و برایش برنامه تجاری داشته باشم نکته مهمی‌ست که از همین اساتید یاد گرفته‌ام، اما اینکه من هنرمند نیستم و دیزاینر هستم کمی برای تکرارِ چندباره موضوع بی‌اهمیتی‌ست.

گاهی فکر میکنم چرا انقدر با کمبود محتوا مواجهیم و چرا اصلا محتوا انقدر برایمان مهم است که حاضریم چیزی را هرچند بصورت نخ‌نما شده تولید کنیم؟  چرا انقدر به لیبل داشتن اهمیت میدهیم؟

هنرمندگرافیکدیزاینطراحی گرافیک
۳
۰
Hesam Basirzad
Hesam Basirzad
خلاقیت محصول همین “آخه کی این کارو میکنه؟!” هاست.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید