ویرگول
ورودثبت نام
حسام بصیرزاد
حسام بصیرزادخلاقیت محصول همین “آخه کی این کارو میکنه؟!” هاست. hesam.one
حسام بصیرزاد
حسام بصیرزاد
خواندن ۳ دقیقه·۱ ماه پیش

دایناسوری 53 روزه داره میدوه

نمیدونم چطور باید چیزهایی که درباره قطع اینترنت توی ذهنمه رو بگم تا انتشارش به مشکل نخوره. البته اینو بگم که تو این مسئله گله‌ای از بچه‌های ویرگول نیست. حالا مینویسم فوقش منتشر نمیشه دیگه؟

برای سالها ترس از اینترنت باعث میشد حتی خانواده‌هامون نذارن به راحتی به اینترنت دسترسی داشته باشیم. خب تا حدودی هم منطقیه. من اگر توی سالهای اولیه ورود اینترنت به ایران -که حدودا مصادف بود با اولین تغییرات بنیادین نسل جوان- پدر بودم، احتمالا خیلی میترسیدم. مخصوصا که توی رسانه‌های جاافتاده و رسمی همیشه خطراتش داره بهم گوشزد میشه.

استراتژی‌ای که طی سالهای اولیه پیاده میشد (جدا از مسدودسازی‌های همیشگی) این بود که "نیاز به اینترنت" فقط توی حوزه‌های خاصی پذیرفته بشه. به این معنا که اگر شما تو سال 84 اینترنت میخواستید اولین سوالی که ازتون پرسیده میشد این بود که: "برای چی میخوای؟". و توی اون زمان همچنان این مسئله منطقیه؛ تکنولوژی جدیدی اومده تو کشوری که اصولا سخت با چیزهای جدید کنار میاد، از همه طرف درباره مخاطراتش توضیح داده میشه، هیچ کاربرد ملموسی نداره و باید تجربه‌ش کنی تا بفهمی، و جامعه جوان اون روز داره اولین نشونه‌های میل به مدرن بودن رو نشون میده و این برای نسل‌های سنتی‌تر ترسناکه.

وقتی از این جهت بهش نگاه میکنیم یه منطق میبینیم که توسط همون نسل جوان (با کلی بدبختی) بوجود اومده و توی تمام این سالها حضور داره و حتی وقتی معنیش رو از دست میده همچنان تاثیرگذاره: اینترنت یک نیازه.

این منطق در این راستا بوجود اومده: نسلی که پا گذاشتن اینترنت به ایران رو دید، مجبور بود برای دسترسی داشتن بهش همه رو قانع کنه. و از اون جایی که طبقه متوسط همیشه در برابر فراهم کردن لاکچری برای فرزندانش گارد داره، فرزندان این منطق "نیاز" بودن رو به درستی جا انداختن. حقیقتا دم اون نسل گرم.

حالا ما بعد از n سال دوباره همون جنگ رو داریم. با این تفاوت که این "نیاز" بودن دیگه مطرح نیست. چون هر چیزی که بهش نیاز داریم میتونه نمونه داخلی داشته باشه. در واقع کل بوجود اومدن اینترانت رو میشه اینطوری نگاه کرد. اما الان چیزی تغییر کرده. شاید روزی دسترسی به آب پاک یا لوله‌کشی گاز "نیاز" حساب میشد، و در نهایت با توجه به دسترسی عمومی و همگانی، و همچنین پایه‌ای بودنشون برای زندگی مدرن، به یک "حق" تبدیل شدن.

شما توی دهه 80 شمسی میتونستید بدون اینترنت زندگی کنید، شاید برای رفع نیازتون کارتون سخت میشد و مجبور بودید برید کافی‌نت، اما میتونستید بدون اینترنت کار کنید، درس بخونید، تفریح کنید، با بقیه ارتباط داشته باشید و غذا سفارش بدید. و این به این معنیه که "برای یک سری کارها به اینترنت نیاز داشتید و راه‌هایی برای رفع نیازتون بود". اما حالا آیا میشه بدون اینترنت همون چندتا کاری که نام بردم رو انجام داد؟ وقتی ما برای کلیت زندگیِ امروز به اینترنت نیاز داریم، پس اینترنت حق ماست.

در نهایت نمیدونم کجای این گزاره درکش سخته و آیا مسئله لج کردنه یا بی‌فکری یا نادانی یا... . اما این رو میدونم که نزدیک به دو ماه متوالی بدون اینترنت بودن مسئله‌ی کوچیکی نیست و نباید عادی‌انگاری بشه. عادی شدن نت داخلی یعنی انقدر راحت حقوقمون زیر پا گذاشته میشه. امیدوارم روزهای بهتری ببینیم.

اینترنتزندگی مدرنقطعی اینترنتخرید آنلاینحقوق بشر
۲۱
۰
حسام بصیرزاد
حسام بصیرزاد
خلاقیت محصول همین “آخه کی این کارو میکنه؟!” هاست. hesam.one
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید