ویرگول
ورودثبت نام
آشور
آشورطغیان کن
آشور
آشور
خواندن ۳ دقیقه·۲ روز پیش

بیا یکم غر بزنیم

دیدی بعضی از روزا هر چقدر هم آدم مثبت و خوش انرژی باشی دوست داری غر بزنی. من امروز از اون روزامه. صرفا جهت اینکه خالی بشم دارم مینویسم. همه ی حرفام به شدت سست و پراکنده خواهد بود.

مطالعه این پست بر همگان واجب می باشد.

خود درون من
خود درون من

اگر امروز من به کسی ابراز علاقه کردم و اونم گفت من از ته قلب دوست دارم نمیدونم باور کنم یا نه؟

دکتر صدر خدابیامرز راست میگفت: جامعه ی ما به سمت قهقهرایی رفته که همه چیز دروغین شده و دیگه کلمات معنای خودشون رو از دست دادن.

اگر تو روزگار قدیم قول و قسم به معنای قطعیت بود امروز فقط تلاشی برای راهبرد اهداف شده.

من دارم جایی زندگی میکنم که برای موفقیت باید 2 برابر هر فرد هم سن خودم تو ایران تلاش کنم و هر ایرانی باید 5 برابر هم سن خودش انرژی بزاره تا به جایی برسه. چرا من باید ده برابر جون بکنم و آخر سر هم یه زندگی معمولی داشته باشم؟

چرا باید بعد 10 سال کار یه رانا پلاس 1401 داشته باشم. واقعا اگر اینجا ثبات داشت و همه ی پارامتر ها مثل بقیه جهان بود، کمتر از بنز زیر پام نبود آیا؟

اوکی حالا شرایط بد، پس چرا ما خودمونم داریم بدترش میکنیم؟ چرا تو یه راسته مغازه یه چیپس رو از یه برند رو باید 5 تا قیمت مختلف داشته باشه؟ ما از کی انقدر بی وجدان شدیم که حاضریم برای دو قرون بیشتر سر هم وطنمون کلاه بزاریم!

ما کی انقدر بی رحم شدیم؟ ما فقط میخوایم از هم بکنیم که آخر‌ش چی بشه؟ تو دادگاه که میری از صمیمی ترین رفیقا بگیر تا اعضای خانواده، حتی پدر و پسر و برادر با برادر دارن تو سر و کله هم میزنن؟ یعنی اعتماد پر کشید و رفت؟

پونزده سال پیش تو یه جمع بیست نفره نوجوون یه نفر سیگار می‌کشید و اون بد ترین و بی ادب و... خطاب میشد ولی الان 19 نفر با افتخار سیگار میکشن و اون یه نفر رو سوبر و ترسو و... عنوان میکنن. کسی که هنوز مرد نشده. از اون بدتر سیگار و دود و دم انقدر عادی سازی شده که دخترامون هم به سمتش رفتن. یعنی وقتی میری تو پارکا و کافه ها دخترا بیشتر پای بساط قلیون میرن تا پسرا. آخه چرا من نمیخوام راجع به زندگی دیگرون نظر بدم ولی چی شد یهو اکثریت کشش پیدا کردن به دخانیات و مواد و مشروب... آیا واقعا فرار از واقعیت اکنون باعث این پدیده شده؟ (پدیده رژ لب رو مطالعه بفرمایید)

چرا انقدر آدم های اهل مطالعه کم شدن. از کی آدم هایی که به دنبال آگاهی رفتن انقدر افسرده شدن؟ چرا اونا نمیتونن تو جامعه هم پیدا کنن. از کی دانش توی کتاب خز شد و اینستا نماد ورودی اطلاعات به قشر وسیعی از جامعه ی ما شد. کلیپ های یک دقیقه ای برای ما پرتی حواس و عدم تمرکز آورد و متن های بالای 5 خط برای ما حوصله سر بر شد؟ پر کردن کلیپ های ایستا شد زندگی حقیقی و واینر ها و یوتبر ها شدن الگو های مردم؟ از کی زندگی ما از عمل خالی شد و شدیم شعار و شعار و شعار؟

دلم میخواد انقدر این سوال پرسیدن هارو ادامه بدم تا از فشار مغزم خون دماغ بشم و بی‌حال پخش زمین بشم. اورژانس بیاد بالا سرم و بگن سکته مغزی کرده و برم تو کما چند سال و چند دهه بیدار نشم تا همه ی اینا تموم بشه.

ممنونم که تحملم کردید ❄️

معرفت و رفاقت که به جای خود داره.

ابراز علاقهکتابپرسشاینستاگراممرگ
۹
۸
آشور
آشور
طغیان کن
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید