
اصلا دقت کردین یا نه؟ وقتی آدم مینویسد انگار آرامش میگیرد. بنظرم نوشتن دنیای آدم را وسعت میبخشد. به ذهنم و افکار آدمی نظم می دهد و گاهی حتی تو را به پستوهای مغزت میبرد که خودت هیچگاه از آن آگاه نیستی...
نوجوان که بودم، چند کتاب از جلال آل احمد خواندم. آن کتاب ها را از کتابخانه مدرسه میگرفتم: خیلی در میقات، مدیر مدرسه و چند کتاب دیگر که عناوینش را فراموش کردم اما خب، خیلی تحت تاثیر زبان جلال آل احمد قرار گرفته بودم: آن سبک گفتاریِ رک، بی آلایش و گاها نیش دار!
بعدها که جوان شدم، چند کتاب از نادر ابراهیمی خواندم. یعنی راستش را بخواهید من به صورت کاملا اتفاقی با مادر آشنا شدم. یک فیلم خیلی خیلی قدیمی از دورهی کارگردانی یا تدوین از نادر ابراهیمی در آپارات دیدم. بعد اسمش را در گوگل جستجو کردم و در نهایت به کتاب های او مانند : ابن مشغله و ابوالمشاغل و خیلی بعدتر، چند مجموعه داستان از او رسیدم و خواندم.
از او خواندم.