ویرگول
ورودثبت نام
جواد محمودی
جواد محمودیدانشجوی ارشد روانشناسی شناختی هستم و ذهن کنجکاوی دارم، نوشتن و تولید محتوا را دوست دارم و پادکست زیاد گوش میدم، همین!
جواد محمودی
جواد محمودی
خواندن ۲ دقیقه·۶ ماه پیش

شفافیت در محل کار

کتاب رهبری از بالای خط، مترجم عماد قائنی
کتاب رهبری از بالای خط، مترجم عماد قائنی

ساعت حوالی ۱۱:۳۰ شب است. شاید باورتان نشود که حدود ۴۰ دقیقه است که بصورت تلفنی با یکی از همکارانم در مورد چالشی که بین او و همکار دیگرم اتفاق افتاده است، صحبت میکنم.

موضوع از این قرار است که در نبود من، بین این دو همکار جر و بحثی صورت می‌گیرد و یکی با دیگری قهر می‌کند و حالا جوّ واحد فروش، به شدت منفی شده است و من تلاش میکنم که راه حلی برای این مسأله پیدا کنم.

آنچه در ذهن دارم این است که ابتدا به صورت انفرادی با هر یک از دو طرف صحبت کنم و دقیقا بشنوم که چه اتفاقی افتاده است و چه راه حلی را پیشنهاد می‌کنند. بعد یک جلسه سه نفره داشته باشیم که بصورت رو در رو و شفاف و البته در فضایی محترمانه با یکدیگر صحبت کنند تا مسأله حل گردد.

امشب کتاب رهبری از بالای خط را میخواندم و به فصل، شفاف بودن و صریح بودن در روابط رسیدم. یکی از مشکلات اصلی پنهان کاری که نقطه‌ی مقابل شفافیت و صراحت است را، افت انرژی عنوان کرد. یعنی جایی که آدم ها با یکدیگر شفافیت ندارند و صریح نیستند، معمولا انرژی زیادی صرف پنهانکاری انجام میدهند و این یعنی انرژی برای خلاقیت، توسعه و گسترش توانمندی ها وجود نخواهد داشت.

ما گاهی در چهار حوزه دچار پنهانکاری می‌شویم:

۱. گفتن حقیقت و واقعیت: مثلا به جای اینکه بگوییم به ۱۰ مشتری زنگ زدیم، بگوییم به ۳۰ مشتری زنگ زده‌ایم.

۲.گفتن افکار: من فکر میکنم که فلان همکار که برای بخش اینستاگرام مجموعه استخدام شده است، اصلا توانمندی این کار را ندارد اما چون مدیرعامل شخصا آن فرد را استخدام کرده، افکارم را بروز نمیدهم.

۳.گفتن احساسات: من وقتی میبینم علی رغم تلاش هایم، هیچوقت از من در محل کار قدرشناسی نمیشود، عمیقاً غمگین میشوم و گاهی این غم تبدیل به احساس خشم می‌شود.

۴.گفتن احساس های بدنی: من وقتی با فلان همکار رو به رو میشوم، تپش قلب پیدا میکنم و دلشوره میگیرم.

برای اینکه از پنهانکاری به سمت شفافیت عبور کنیم، این فصل از کتاب می‌تواند بسیار مفید باشد. راستش اگر بخواهم شفاف باشم، الان دیگر آنقدر خسته ام که حال و حوصله بیش از این نوشتن را ندارم اما اگر کسی می‌خواهد بیشتر در این مورد بداند، میتوانید به کتاب مراجعه کنید یا اینکه «مدرسه آگاهی» را در آپارات جستجو کنید و به ویدیوهای مرتبط با همین کتاب دسترسی داشته باشید.

جمله‌ی آخر:

خداوندا بحق محمد و آل محمد مرا عبرت دیگران قرار مده!

خدایا چنان کار سرانجام کار

تو خشنود باشی و ما رستگار

محل کارشفافیت
۱
۰
جواد محمودی
جواد محمودی
دانشجوی ارشد روانشناسی شناختی هستم و ذهن کنجکاوی دارم، نوشتن و تولید محتوا را دوست دارم و پادکست زیاد گوش میدم، همین!
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید