
اکنون ساعت 22:25 دقیقه است که در یکی از شبستان های مشرف به ضریح حرم نشستهام... در سمت چپ من صحن گوهرشاد دیده میشود... باران گوهرشاد را شسته است...
رو به رویم قبله است... دو رکعت نماز زیارت خواندم و اکنون میخواهم برای زیارت ضریح بروم... امروز دیر آمدم... خیلی دیر... کاش مرخصی میگرفتم و هنوز که اذان مغرب نرسیده بود، زیارت می آمدم اما باز با خود میگویم که:
با کریمان کارها دشوار نیست...
قلبم برای زیارت، اشتیاق دارد...
نوشتن بس است...
بروم برای عرض ارادت...