
امروز رفتم با محمدرضا حکیمی در مورد کلاس زبان صحبت کردم. با مرتضی احسانی هم این هفته تلفنی صحبت میکنم و سوالاتی که لازم است را از او خواهم پرسید. دیگر آنکه امروز در حرم بودم که مجید زنگ زد و این هفته در سالن فوتسال همدیگر را ندیده بودیم: گفت همدیگر را فردا شب ببینیم.
اکنون، خسته هستم. یعنی بیشتر ذهنم درگیر است: به چیزهای مختلفی فکر میکنم که گاه بیشتر به نشخوار فکری شبیه است تا یک فکر ساده!
یک تار موی سفید درست وسط فرق سرم را دیدم. گاهی چه زود دیر میشود.
دیگر آنکه مولانا در همان نینامه معروف مثنوی معنوی میگوید:
هرکسی کاو دور ماند از اصل خویش
بازجویی روزگار وصل خویش