پدرم

پدرم چندروز پیش فوت کرد. و اینجا می خوام در موردش بنویسم. و شاید کمی هم در مورد نقش پدر در زندگی افراد.

چون که بالاخره تو نت نمی شه ناشناس بود نمیشه به همه جزئیات اشاره کرد. می دونید که نمیشه بخضهای بد و خجالت اور رو گفت. می دونید که نمیشه خصوصیات خوب رو هم گفت و پررنگ کرد.وچون می شه خودستایی. لذا سعی می کنم کلی بنویسم.

اولا که پدر یه مرده. این دریافت و تجربه منه. و به نظرم یه زن هیچوقت نمی تونه پدر بشه و باشه. یه زن می تونه مادر باشه و یا شبیه پدر باشه و ادای پدر رو دربیاره . پدر چای خودش رو داره.

پدر من بهترین پدر دنیا نبود. بدترین پدر دنیا هم نبود. یکی بود وسط پدرهای دیگه. خاکستری. با یه سری ویژگی خوب و بد. لذا گاهی بعضی پدرها رو که می دیدم( وقتی سنم کمتر بود ودبیرستانی بودم.) می گفتم اگه این اقا پدر من بود، قطعا سرعت رشد و پیشرفت من تو زندگی صد برابر بیشتر بود و چه استفاده ها که نمی کردم و ... . تو دلم می گفتم چرا اینها از پدرهاشون بیشتر و بهتر استفاده نمی کنند.

ولی خیلی زود فهمیدم که پدر یه پکیج است. تو نمی تونی یه قسمتی از یه پدر رو داشته باشی و بقیه اش رو نداشته باشی. و اگه پدر من اون یکی میشد ، خوب منم می شدم اون یکی. و یکی مثل پسر اون و همون استفاده را می کردم.

بعدش دیگه حسرت هیچ پدری رو نخوردم و به راه خودم ادامه دادم.

میشه گفت بعد از مرگ و یا از دور می شه دست اورد های هرکسی رو تو زندگی دید. ارثهای هرکس را.

اینکه چند نفر اش راضی هستند و چند نفر ناراضی.

چه اشخاصی راضی هستند و چه اشخاصی ناراضی.

پدرم تو زندگی سعی می کرد کسی رو اذیت نکنه. سرش به کار خودش باشه و ابرودار باشه. اگه کسی بهش بدهکار بود و می گفت ندارم که بدم بهش سخت نمی گرفت و می گفت خوب نداره، چکار کنه؟. وقتی سنمون کم بود ازین کارش عصبانی می شدیم. ولی الان نه.

پدرم خودش کمی فنی بود. بیشتر از فنی بودن ، حس خودکفایی داشت یعنی دوست داشت خودش همه چی رو درست کنه. خود بدیهی بود که نمی تونست. ولی از بچهگی منو تشویق می کرد که سعید می تونه و کارها رو می سپرد به من و منو تشویق می کرد.

منم بچه پررو بودم و چون حمایتم می کرد می رفتم جلو و با این سبک هم اعتماد به نفس بسیار خوبی پیدا کردم و هم یک ادم فنی همه چیز دان شدم. و بابت این ازش ممنونم.

همیشه دوست داشت من پزشک بشم. شغلی که من هیچ علاقه ای بهش نداشتم و الان هم جز پولش هیچ جاذبه ای برام نداره و لذا نشدم( ببخش بابا).

خدا بیامرزدش.