تفسیر شعر مدار نامه :
به در خواست دوستان شعر مدارنامه را تفسیر کردهام، تا دیگران نیز در حظ معنوی آن شریک شوند.
ابتدا مجددا شعر را آوردهام تا برای رجوع نیاز به رفت و آمد در میان دیگر پُستهایم نباشد و بعد تفسیرش آمده است.
این عکسهای تزئینی همگی میگویند، که همهی عالم در گرداگر هم میچرخند و کهکشانها به دور هم تا همه به دور معنای خلقت یعنی خداوند، که پرگار عقلمان را میچرخاند به دور خودش.
شعر مدار نامه:
یار من از اول، رای ریاکار داشت
شمشیر دو دم بود و خبردار داشت
راه من، در قلب دوتا یار داشت
یار و ریا ار چه ر و یا داشت
در نظرم، مسئله بسیار داشت
نکته ز من راه مپندار داشت
عکس، مرا مسئله با یار داشت
ماهیتاً با من و تو کار داشت
بود که بود!داشت که داشت!
این نظرت بود که پاداش داشت
از روح آب (کمیل عالم زاده انصاری)
و حالا تفسیر شعر:
حرف ر در گذشته، به صورت مقطع، راء تلفظ می شده و 'راء' + 'ی' نیز در کنار هم معنی نظر و عقیده می دهد و هم حرف رِ ای که در کنار ی آمده.
شمشیر خبردار ...... شمشیر ایستاده به حالت خبر دار را گویند،
این شمشیر اشاره به حرف 'راء' بُرندهی تیز شمشیر مانند، آخر کلمهی شمشیر و آخر کلمهی یار میکند، که 'منِ خودپرستی' را گردن میزند تا 'منِ خداپرستی'، از 'مرگِ خودپرستی' متولد شود! چیزی مانند 'عکسِ منفی' در ریاضی که میشود 'مثبت'، یا 'عکسِ فرود' که می شود 'فراز'.
در کلمهی 'یار' و 'رای' در حالت مقلوب حرف 'ی' را به وسط میفرستند و نتیجهی هر دو مورد می شود کلمهی 'ریا'،
دو یار داشتن منظور 'یار' و 'رای' ست و در حالت قلب یا مقلوب ریا می شود در اینجا اشاره به اولویت دادن به نظراتِ خود بجای نظر و خواستِ خداست، یا بعبارتی اشاره به حضور 'خدا' و 'هوای نفس' به طورِ هم زمان در قلبِ آدم دارد.
و نیز،
دو یار منظور کلمات 'یار' و 'رای' است که وقتی 'یار' به 'رای' بدل شود، در زمان خواندن از چپ به راست، دیگر فاصله می افتد بین عاشق و معشوق.
'رای ریاکار' اشاره به 'رای' و 'نظر' دو منظوره دارد که 'رای' صاحبِ نظر، در رفتار ریاکارانه مستتر است و نظر راندن و دوباره برگرداندن در اجازهی به شیطان و همزمان ممنوعیتِ انسان که باعث اخراجِ انسان از بهشتِ عدن شد و البته که کِبر شیطان آتش به قلبِ آدم زد ولی دوستی او و خدا را محکمتر نمود و نیز این اتفاق راه توبه را به انسان نشان داد.
همچنین گِل که در آتش قرار بگیرد سفال میشود.
و نیز ناخالصیهای فلزات را، آن بخشی که سوختنیست با آتش میسوزانند.
در انتها می گوید 'داشتن ها' و 'بود ها' مهم نیست این که 'مسیرِ حرکت' مهم است ولی ای آدم، 'در نظرِ تو پاداش' مهم بود ولی طی مسافت از 'بود' و 'داشت' به مقصدِ 'هست' و 'خواهد بود'، مهم است نه فقط 'بهشتِ موعود'!
انسان در آفرینش، با خداوند یا همان من و تو در وحدت بود ولی دوباره به تقسیم ظاهری رسید و پس از آنکه 'من و تو' باقی نماند به وحدت دائمی بدل خواهد شد. فقط خداوند، یکتا 'منِ واحد و حقیقی' در تمام عالمِ وجود است و همهی 'من ها' از اعتبارِ اوست که به اِذن و اجازه ی او به صورتِ مجازی 'من' شده اند.