نگاهی به کتاب مقتطفات النصوص الشعریه اللاتینیه الثانویه عن الجزیرة العربیه
گردآوری زیر نظر: عبدالله بن عبدالرحمن العبدالجبار
ترجمه به عربی: السید جابر
توضیحات و پاورقی: حمد بن محمد بن صرایریاض، دارة الملک عبدالعزیز ، سال ۲۰۱۷

کتاب مقتطفات النصوص الشعریه اللاتینیه الثانویه عن الجزیرة العربیه کتاب جالبی است. مجموعه ای از شعرهای لاتین کلاسیک را جمع آوری کردهاند که در آنها از بلاد عرب یا یکی از سرزمینهای عربی نام برده شده است. آن چند بیت را به لاتین آوردهاند و به عربی ترجمه کرده اند و کمی درباره شاعر یا نویسنده توضیح داده اند. شاعرانی مانند پابلیوس، پاپینیون استاتیوس (درگذشته ۹۶ میلادی)، پوبلیوس اوویدیوس ناسو (درگذشت ۱۸ میلادی) ، سکستوس پروپرتیوس (درگذشت ۲ میلادی)، تیتوس پلاتوس (درگذشت 184 میلادی)، لوکیوس سنکا معروف به سنکای جوان (درگذشت 65 میلادی) و ... .
مضامین تکرارشونده در توصیف بلاد العرب، نشاندهنده الگوهای ثابت روایت از عربها نزد رومیان است. سرزمینهای عربی در شعر این شاعران همواره با بخور، عطر، ادویه، ثروت افسانهای پادشاهی سبا، بادهای گرم و دریای سرخ عجین شده است. گویا «عربستان» در ادبیات لاتین بیش از آنکه یک جغرافیای واقعی باشد، یک «مفهوم» نمادین از ثروت و خوشبختی افسانه آمیز است. این گزارشها گاه با اساطیر یونان و روم تلفیق شده است است. والریوس فلاکوس در شعری، «باخوس» (خدای شراب) را به جنگ با سبئیان میفرستد تا بر سرزمینهای غنی از بخورشان چیره شود. این روایت شاعرانه، شاید بازتاب خاطره تاریخی از تلاش رومیان برای کنترل راههای تجاری عربستان است. واضح است که در این تصویر کلیتی نامتعین از سرزمینهای عربی مد نظر بوده است که حاصل از ارتباط اروپا با تاجران عرب ادویه و بخور و عطر است.
در گردآوری اشعار، قلمرو سرزمینی عرب به معنای متاخر آن و به وسیعترین معنایش در نظر گرفته شده است. چنان که مثلا عراق، بابل، لیبی و افریقیه هم جزو بلاد عرب حساب شده و اشعار مرتبط به آنها هم در کتاب ضبط شده است که شیوه دقیقی نیست.
مثلا این نمونه شعر مارتیالیس (درگذشت 102) که با اینکه از بلاد عرب یاد کرده اما در حقیقت از خلیج فارس و سواحل آن سخن میگوید و شاهدی بر نام کهن این خلیج هم هست:
نجتاح الامواج جزءا من حقول فارسو یحمل البحر الاسم نفسه الذی یحمله الساحل الآن
و یصب البحر فی عدد من مناطق العالم
و یدخل الی الخلیج لیس بعیدا عن اراضی بلاد العرب
و اهلها السعداء الذین یتمتعون بمناخ لطیف
و یتنفسون عطور نباتات لا تحصی.
فی حین ان هناک بحرا آخر عند السواحل
التی یجمع فیها المرء اللولو و تحمل فیها الارض اسم البحرین
---
امواج بخشی از خلیج فارس را در بر میگیرند،و دریا اکنون همان نام ساحل را دارد.
این دریا به چندین منطقه از جهان جریان دارد،
و نه چندان دور از سرزمینهای عربستان،
و مردم شاد آن که از آب و هوای دلپذیری برخوردارند،
و عطر گیاهان بیشماری را استنشاق میکنند،
در حالی که دریای دیگری در امتداد سواحل وجود دارد،
جایی که میتوان مرواریدها را جمعآوری کرد، و جایی که سرزمین نام بحرین را دارد.
(ترجمه ماشینی با کمی اصلاحات)