یکی از دوستام از حدود هشت سال پیش زبان و درس میخونه که مهاجرت کنه. پسر خیلی بااستعدادیه و درسش عالیه. امروز یه عکس توی گروه فرستاد که هزینههای جدید آزادسازی مدرک رو نشون میداد. هزینه آزادسازی مدرک کارشناسی ارشد و کارشناسیش حدود ۱۲۰ میلیون تومن شده، حدود ۶ برابر سال گذشته. بیشتر از قبل حس کردم که زندانی هستیم. مانع رفتنش نمیشه ولی نفرتش رو بیشتر میکنه. مطمئناً روز پریدن هواپیما نفس راحتتری میکشه.

یکی دیگه از دوستام مهاجرت کرده. نزدیک دو ساله که به خاطر هزینههای پرواز و سختی مسیر دلدل میکرد که بیاد و خانوادهاش رو ببینه.
امروز پیام داد که پدربزرگش فوت شده. تماس گرفتم، جواب نداد. حالش خوب نیست.
شاید اگه وضعیت بهتر بود هیچوقت فکر رفتن به سرش نمیزد. شاید اگه وضعیت بهتر بود تعطیلات میاومد پیش خانوادهاش. شاید اگه وضعیت بهتر بود خانوادهاش میرفتن دیدنش؛ مثل همهی کشورهای نرمال.
دو سه هفته تمام تلویزیون و بیلبوردهای شهر شده بود حمایت از تیم ملی. حمایت دستوری هم رفت کنار سرود ملی دستوری، شادی دستوری، تماشاچی دستوری و همه چیزهای دستوریای که توی اینجا میشناسیم.
تیمملی به آمریکا باخت و حذف شد. نمیدونم چرا انتظار چیزی غیر از این رو داشتند. همیشه همینطوره! چهار سال فرصت رو مشغول حاشیهسازی و حاشیهبازی هستند. برای بازی با هیچ تیم بهدردبخوری امکانات و بودجه ندارند. روابطی که باعث برگزاری یک بازی دوستانه میتونه بشه رو یکی یکی خراب میکنند و با فرمول تکراری انتظار معجزه دارند. تاجی که پروندههای فسادش هنوز بازه رئیس فدراسیون شد. کیروشی که با کلمبیا و مصر به جامجهانی نرسید و دو بار با ایران توی گروهی حذف شد سرمربی شد. دوره آمادهسازی تیمملی محدود به چند ماه و چندتا بازی دوستانه درپیتی شد و موقع جام جهانی که شد توقع داشتند با نذر حضرت عباس نتیجه بگیرند.
شاید اگه از چهار سال قبل به جای بیغیرت و بیناموس خوندن بازیکنها روشون سرمایهگذاری میشد وضعیت این نبود. شاید اگه به جای حمایت هیئتی و انقلابی، حمایت واقعی و حرفهای از تیم میشد آمریکا رو شکست میدادند. شاید اگه تیم ملی متعلق به مردم بود و برای تبلیغات مورد سو استفاده قرار نمیگرفت الان کسی از باختش خوشحال نبود؛ مثل همه کشورهای نرمال.
بازی با انگلیس شرکت بودم. بعد از هر گلی که ایران میخورد از شرکت ما و شرکتهای همسایه صدای فریاد و شادی میاومد. به کسایی که از گل خوردن خوشحال شدن میگن وطنفروش.
وطن با این وضعیت مشتری خاصی نداره. به جای فروختن، فاتحهش رو خوندند.
فاتحه وطن وقتی خونده شد که هنوز معلوم نبود چند نفر زیر آوار متروپل له شدند و همزمان زن و مرد توی ورزشگاه آزادی سرود سلام فرمانده سر میدادند.
فاتحه وطن وقتی خونده شد که برای تنبیه دانشجویان حکم ممنوعالخروجی در نظر گرفتند.
فاتحه وطن وقتی خونده شد که ۱۶۷ نفر رو توی آسمون پر پر کردند و گفتند از نظر علمی ممکن نیست زده باشیم.
فاتحه وطن وقتی خونده شد که خبرنگاری و نوشتن اخبار، حکم اقدام علیه امنیت ملی و تشویش افکار عمومی گرفت.
پارسال یارانه خیلی از مواد غذایی رو حذف کردند و گفتند نقدی میدیم. آقای سلامی صداوسیما، با یه خانومی رفت توی فروشگاه و با پول یارانه خرید ماهانه کرد و پول یارانه اضافه هم اومد.
فردا عروسی برادر منه. هزینه غذای عروسی نسبت به پارسال دو برابر شده. پول یارانه هزینه این گرونیها رو پر نمیکنه. باید به مهمونا بگیم از پول یارانهشون دونگ عروسی ما رو بدن؟
دیروز کلیپی از خانم معلومالحالی دیدم که توی قطر با زبان فارسی سعی داشت انگلیسی صحبت کنه و حرف از برابری و آزادی زنها در ایران میزد.
توی یه گروه عدهای بهش ایراد گرفته بودند که با پول بیتالمال رفته و حتی سواد تبلیغ حکومت رو هم نداره و یه خانوم هم ازش دفاع میکرد که خود شما هم زبانتون از ایشون بهتر نیست و مهم صحبتهاشه که درسته.
ازش سوال پرسیدم چرا هیچ زنی در ایران اجازه رهبری، ریاست جمهوری، قاضی شدن و خیلی چیزهای دیگه رو نداره؟
جواب دادند اینها شغلهای مردانه هست و با روحیات زن سازگار نیست. زن بهتره توی خونه کار کنه.
گفتم پس مرکل که فقط ۱۶ سال صدراعظم آلمان بود و محبوبیت زیادی هم داشت و به امور خانواده هم رسید چطور؟
لینکی از شکستهای مرکل برام فرستادند. یاد چهره رئیسی افتادم.
ازش پرسیدم چرا دیه زن معادل یه بیضه مرد هست؟
جواب دادند میخوام بعد از مردنم قرونی به کسی نرسه.
پرسیدم چرا شهادت زن نصف شهادت مرد تلقی میشه؟
جواب دادند چون زن به علت هورمونهای بدن ممکنه احساسی بشه و شهادت دروغ بده.
پرسیدم مگه مرد نمیتونه احساسی بشه یا شهادت دروغ بده؟
گفتند حتما حکمتی داره.
پرسیدم چرا زن بدون اجازه مالکش حق خروج از منزل و کشور رو نداره؟
جواب دادند من که فعلا مالک ندارم.
گفتم این چیزا که میگید هیچکدوم اجبار رو توجیه نمیکنه. این توجیهها صرفاً کلاهیه که سر ما گذاشتند. منشا بیشتر این احکام به نظر من خطبه ۸۰ نهجالبلاغهست.
از خطبه هاى آن حضرت است پس از پايان جنگ جمل در مذمّت زنان
اى مردم، زنان از نظر ايمان و ارث و عقل ناقصند. اما نقصان ايمانشان به اعتبار معاف بودن از نماز و روزه در ايام قاعدگى است. اما نقصان ارثشان به اعتبار اينكه سهم ارث آنان نصف سهم ارث مردان است. اما نقصان عقلشان، به اعتبار اينكه شهادت دو زن برابر شهادت با يك مرد است. از بدان آنان بترسيد، و از خوبانشان برحذر باشيد، و در امور پسنديده از آنان پيروى نكنيد تا در اعمال ناشايسته طمع پيروى نداشته باشند.
شعار وارداتی زن، زندگی، آزادی به این دلیل فشار وارد کرده که با این سخن در تضاده. زن مالک نداره. زن مختاره و نیاز به کنترل نداره. زن میتونه قاضی، رئیس، رهبر و شاهد باشه. زن نه مار فریبدهندهست و نه کالای فروشی ناقصالعقل. زن زندگیبخشه و آزاد.
