علی خالقی·۱ ماه پیشپسرِ بارانهوای شهر گرفته بود. نه به خاطر مه خاکستری همیشگی تهران؛ بلکه یک سیاه تلخ که از تکتک کوچهها نشأت میگرفت، در خیابانها به هم میپیوست و از…
علی خالقی·۳ ماه پیشداستان کوتاه | دیگر تنها نیستی.اشک میریخت و صورتش میریخت. مرد جلوی چشمانم مثل شمعی آب شد. ملغمهای از اشک و گوشت و خونابه. قلبش را در جیب کتم گذاشتم.
علی خالقی·۴ ماه پیشچرا بدشانسیم و چطور خوششانس شیم؟!آدمهایی که پیشرفتهای به ظاهر شانسی دارند، رفتاری دارند که باعث میشه بیشتر شانس بیارند. به عبارتی به علت این رفتارها برای خودشون موقعیت..…
علی خالقی·۵ ماه پیشزندگی در سگدونی چطوری میگذره؟در سگدونی نیازی به تنظیم هشدار برای بیدار شدن نیست. صبح کولر به صورت خودکار خاموش میشه و خودت از شدت گرما، خیس عرق بیدار میشی. در سگدون…
علی خالقیدربرنامهنویسی·۷ ماه پیشتکنولوجیا! چطوری میشه از لیست کنسرتها باخبر شد؟در حال گشتوگذار توی ایکس بودم که متوجه شدم ظاهرا علیرضا قربانی کنسرتش رو تمدید کرده. کنجکاو شدم که ببینم وضعیت بلیطفروشی چطوره. وارد سای…
علی خالقی·۹ ماه پیشبهترینهای سال ۱۴۰۳ من - زمان پرواز میکند.شروع نوشتههایی که جنبه شخصی دارند خیلی سخته. در نتیجه هر سال موقع نوشتن بهترینها میرم و از مطالب سالهای قبل تقلب میکنم. مثلا مقدمهی پ…
علی خالقی·۱ سال پیشچرا دیگه دوستت نداره؟ | چکیده کتاب پنج زبان عشقهر انسانی به یک یا چند زبان صحبت میکنه. حالا اگه دو تا آدم با دو زبان مختلف بخوان با هم حرف بزنند چی میشه؟ هیچکدوم حرف همدیگه رو نمیفهم…
علی خالقیدرخودکار آبی·۱ سال پیشمن آفتاب هستم که بیدریغ بتابمآفتاب تیر ماه بیدریغ میتابید. هوا خشک بود و سوزان. بوی آفتاب از زمینهای خشک و دیوارهای گلی محل بلند شده بود. شیخ مصطفی با صدای لرزان و ف…
علی خالقی·۱ سال پیشکباب غاز فرامرزبعضی از داستانها ساده و روزمره هستند؛ ولی خیلی جذابند. مثلا داستان کباب غاز که تمام داستان حول یه مهمونی و تلاش برای خورده نشدن غذا هست؛ ا…