
آش ریشه در زبان سانسکریت(زبانهای هند و ایرانی) دارد و غذای آبداری را گویند که از گوشت و حبوبات و روغن و سبزی و مانند آن درست کنند. آش از آشامیدن گرفته شده زیرا غذایی آبدار است. آش را میتوان شناسنامه آشپزی ایرانی معرفی کرد. برخلاف آنچه که متدوال است، خوراک ایرانی کباب و آبگوشت نیست. در نسخ قدیمی خوراک ایرانی مجموعه ای از آشها و خورشهاست. در قدیم حتما یک وعده غذایی در طول روز، آش بوده و این خوراک خوشمزه به راحتی تمام نیاز غذایی فرد را تامین مینموده است.همچنین مشتقاتی سنگینتر و سبکتر هم از آش وجود دارد که به ترتیب هلیم، شله ( شوله)، با یا شوربا، آبگوشت، اشکنه و حریره میباشند. شوربا را میتوان هم ردیف سوپ در نظر گرفت.
آش یکی از ارکان اصلی آشپزی ایرانی ایست. غذایی کامل که شامل همه گروههای غذایی میشود. تنوعی بی پایان دارد و هر کدام از اقوام ایرانی با مواد غذایی موجود در منطقه خود آشهای گوناگونی را میپزند و بیش از ۴۰۰ نوع آش شناسنامه دار مستند است. در آینده حتما به آنها خواهم پرداخت اما عجالتا زمانی که به یک غیر ایرانی برمیخوریم شایستهتر آن است که با یک کاسه آش پایش را به سفره ایرانی باز کنیم.
ریشه شناسی واژه ی « آش» به ما می گوید که این واژه اصلا باید به معنای هرگونه خوردنی و خوردنی پخته باشد. بنابراین، واژه ی « آشپز» امروزی در معنای درست خود به کار می رود. « با» نیز به معنای پختنی است که امروزه هنوز در واژههای ترکیبی مانند شوربا بکار میرود.