
پیش درآمد: اگر چه رزق و روزی حلال هم شامل پول و ثروت می شود، اما اگر «پول» اولویت و هدف زندگی قلمداد شود، دانسته یا نادانسته، آغاز یک انحراف است که اگر پیشرفت کند، به انواع اقدامات غیرانسانی و حتی به جرم، جنایت و وطن فروشی ختم می شود. دشمنان ایران عزیز گاه در قالب یادداشت های به ظاهر اقتصادی، با اولویت دادن به پول، رفته رفته افراد را از مدار شرافت دور می کنند و با تزریق پول، به مسیرهای غیرقانونی و حتی وطن فروشی می کشانند.
نعمت هایى که خداوند متعال به انسان عنایت کرده است اگر در جاى خود و در چارچوب مخصوص خود به کار گرفته شوند و حد و حدود و شرایط شرعى و الهى آن رعایت گردد، در راستاى رشد و تعالى انسان و سعادت دنیا و آخرت او قرار مى گیرد. از جملۀ این نعمت ها، مال و ثروت است که اگر از طریق شرعى و معقول به دست آید و در راهى درست و مفید به کار گرفته شود، خیر و برکت فراوانى به دنبال دارد. از این رو هم اصل ثروت مشروع و هم تحصیل ثروت از راه های مشروع، مادامی که در چارچوب ضوابط دینی و اخلاق باشد، نمی توان محدودیت خاصی برای آن برشمرد؛ چنانکه همواره نمونه های متعددی از این قبیل، در میان افراد صالح جامعه یافت می شود.
مال و ثروت مانند سایر ابزار و اسباب و عواملى است که تنها برخى نیازهاى دنیوى انسان را برطرف مى سازد و این چنین نیست که کلید حل همه مشکلات زندگى پول و دارایى باشد؛ اگر چنین بود انسان هاى ثروتمند نباید در زندگى دنیایى و امور روزمره خود هیچ مشکلى داشته باشند در حالى که مشاهدات و واقعیت هاى عینى خلاف این مطلب را ثابت مى کند.
حتى براى رفع نیازهاى مادى و مشکلات دنیایى نیز وجود عوامل معنوى و تکیه بر آنها لازم و ضرورى است و انسان خود به دفعات در زندگى شخصى اش تجربه کرده است که پول و ثروت در بسیارى موارد از حل مشکلات ناتوان است.
کسی که بیمارى غیر قابل علاجى دارد و جواب منفى و ناامید کننده اى از همۀ متخصصین شنیده است، خوب مى داند که ثروت و دارایى اش قادر به رفع این گرفتارى او نمى باشد و حاضر است همۀ اموال خود را بدهد تا از بلا و بیمارى رهایى یابد. زندگى خانوادگى و مشترک هر چند نیازمند مال و دارایى و درآمد مناسب با مخارج و هزینه هاى زندگى است، ولى اگر سرشار از محبت و عواطف افراد خانواده نباشد، هرگز مال و ثروت نمى تواند جایگزین آن گردد و به همین دلیل کم نیستند خانواده هاى ثروتمندى که از نعمت لطف و محبت ورزیدن به یکدیگر و ابراز و اظهار احساساتشان محروم اند و بسیارى در معرض فروپاشى قرار گرفته و برخى نیز متلاشى شده است.
پس مال و ثروت لازم است، ولى براى داشتن دنیایى سالم و متعادل و سرشار از محبت و معنویت و انسانیت کافی نیست! انسان ثروتمندى که از اخلاق پسندیده و نیکى برخوردار نیست و این ثروت براى او تکبر و غرور و خود بینى و فخر فروشى به ارمغان آورده و از این ثروتش براى به دست آوردن دل دیگران و تسکین آلام و رنج هاى دیگران استفاده نمى کند، همین صفات زشت و رذایل نفسانى و درونى و خودخواهى و تکبرش او را در گردابى از دردها و بیمارى هاى روحى فرو برده و این خود شراره و شعله اى از جهنم و آتش است که هر چند به ظاهر سرد و خاموش است، ولى در باطن و واقع سوزنده و برافروخته است.
چند نکته در مورد ثروت اندوزی:
اول: کسب درآمد حلال مورد تأیید است. امام صادق (علیه السّلام) در این خصوص فرموده اند: «خیر و خوبى در آن کس نیست که علاقه ندارد از راه حلال جمع مال نماید تا بدان وسیله آبروى خود را محافظت کند، بدهی خود را بپردازد، و صله رحم نماید». ( الحدیت، روایات تربیتى، ج3 ، ص 145).
دوم: هدف از کسب مال و دارایی باید انگیزه های الهی باشد نه فخر فروشی. روزى رسول اکرم (ص) با اصحاب خود نشسته بودند، جوان توانا و نیرومندى را دیدند که اوّل صبح به کار و کوشش مشغول شده است. کسانى که در محضر آن حضرت بودند گفتند اگر جوانى و نیرومندى خود را در راه خدا به کار می انداخت، این جوان شایسته مدح و تمجید بود. رسول اکرم (ص) فرمودند: «این سخن را نگوئید اگر این جوان براى معاش خود کار می کند که در زندگى محتاج دیگران نباشد و از مردم مستغنى گردد، او با این عمل در راه خدا قدم برمی دارد، همچنین اگر کار می کند به نفع والدین ضعیف یا کودکان ناتوان که زندگى آنان را تأمین کند و از مردم بى نیازشان سازد، باز هم به راه خدا می رود، ولى اگر کار می کند تا با درآمد خود به تهیدستان مباهات نماید و بر ثروت و دارایى خود بیفزاید، او به راه شیطان رفته و از صراط حق منحرف شده است». (الحدیت، روایات تربیتى، ج 3، ص 148؛ محجة البیضاء، ج 3 ص 140).
سوم: ذات انسان سیری ناپذیر است و نسبت به مال «حرص و ولع» دارد . رسول اکرم (ص) فرموده اند: «اگر فرزند آدم به ظرفیت دو رودخانۀ بزرگ، سیل طلا در اختیار داشته باشد، باز هم قرار نمی گیرد و در طلب ثروت هاى دیگرى خواهد بود». (الحدیت، روایات تربیتى، ج 3، ص 151).
چهارم: توصیۀ اسلام در خصوص ثروت، اکتفا نمودن به میزان کفاف است. روایت شده رسول خدا (صلى اللَّه علیه و آله) به شترچرانى گذر کردند و کسى را فرستادند تا از او شیر بخواهد. شتربان گفت: آنچه در پستان شتران است صبحانۀ قبیله است و آنچه در ظرف هاست شام ایشان است. رسول خدا (صلى اللَّه علیه و آله) فرمودند: «خدایا مال و فرزندانش را زیاد کن». سپس به گوسفند چرانى گذر کردند و کسی را فرستادند تا از او شیر بگیرد. چوپان گوسفندها را دوشید و هر چه در ظرف داشت، در ظرف پیغمبر (صلى اللَّه علیه و آله) ریخت و گوسفندى هم براى حضرت فرستاد و عرض کرد همین اندازه نزد ما بود، اگر بیشتر هم بخواهید به شما می دهم. رسول خدا (صلى اللَّه علیه و آله) فرمودند: «خدایا او را به قدر کفاف روزى ده». یکى از اصحاب عرض کرد: یا رسول اللَّه! براى شترچران، دعایى فرمودىد که همۀ ما آن را دوست داریم و براى کسى که حاجت تان را روا کرد، دعایی فرمودىد که همۀ ما آن را ناخوش داریم. رسول خدا (صلى اللَّه علیه و آله) فرمودند: «آنچه کم باشد و کفایت کند، بهتر است از زیادى که دل را مشغول دارد». (بحار الأنوار ، ج 70، ص 178) .
در پایان یادآوری می شود که دشمن صهیونیستی برای سهولت در مزدورپروری و تربیت وطن فروشان، و به منظور زدودن شرافت از افراد، ابتدا در یک تهاجم نرم، پول و ثروت را به اولویت اول مردم و به ویژه جوانان تبدیل می کند و سپس با پاشیدن چندرغاز پول در زندگی افراد فریب خورده و امیدوار کردن آنها به دست یابی به پول و ثروت فراوان، آنها را به بی شرافتی و وطن فروشی می کشاند و زندگی و آخرت ایشان را تباه می سازد.