اکثر ما حسرت دورهی کودکیمون رو داریم و دلمون میخواد به عالم بچگی و بازیهاش برگردیم. چند وقت دارم به این موضوع فکر میکنم که آیا نمیشه جوهرهی شادی کودکی رو پیدا کرد و اون رو در بزرگسالی تکرار و تکثیر کرد؟
آگاهی بچهها به مخاطرات و رویدادهای محیط و جامعه کمه و براشون همهچیز بازیه. بزرگتر که میشن با افزایش آگاهی و اطلاعات رفته رفته شادی زندگی کم میشه. به نظرم رابطه آگاهی و رنج شبیه یک منحنی زنگولهایه. در ابتدای زنگوله که آگاهی کمه، رنج حداقله و هرچه آگاهی بیشتر بیشه تا یک جایی- میانهی زنگوله- رنج بیشتر میشه و اونجا به بعد با افزایش آگاهی رنج دوباره کم میشه. اگه میبینیم با گذر عمر و افزایش آگاهی هی داره از شادی کودکیمون کم میشه و بر رنجمون افزوده میشه، علتش اینه که هنوز به میانه منحنی زنگولهای آگاهی نرسیدیم.