ویرگول
ورودثبت نام
Kimia Arian
Kimia Arian
Kimia Arian
Kimia Arian
خواندن ۱ دقیقه·۲ ماه پیش

مغازه‌ی خودکشی؛ جایی برای فروختن ناامیدی و خریدن معنا

@kimia_arian
@kimia_arian

در جهانی که لبخند کالای نایابی است، ژان تولی در مغازه‌ی خودکشی تصویری هجوآمیز و تلخ از جامعه‌ای می‌سازد که در آن، مرگ به انتخابی روزمره تبدیل شده است.

در شهری خاکستری، خانواده‌ای مغازه‌ای دارند که وسایل خودکشی می‌فروشند؛ از طناب گرفته تا تیغ و سم.

اما تولد کودکی که بر لب خنده دارد، همه چیز را دگرگون می‌کند.

تولی با زبانی ساده اما گزنده از جامعه‌ای می‌گوید که شادی را از یاد برده است.

او از ما می‌پرسد:

وقتی اندوه نهادینه شود، چه بر سر انسان می‌آید؟

وقتی نسل‌ها یاد بگیرند که زندگی بی‌فایده است، آیا مرگ به «رهایی» بدل می‌شود؟

اما در دل این طنز سیاه، رگه‌ای از امید جریان دارد؛ امیدی که از خنده‌ی کودک سرچشمه می‌گیرد.

او می‌خواهد در جهانی که همه در پی مرگ‌اند، «زندگی» را تبلیغ کند.

و درست در لحظه‌ای که طنز به مرزهای جنون می‌رسد، لبخند او به اعتراض بدل می‌شود: اعتراضی علیه تسلیم، بی‌معنایی و پوچی‌ای که خود ما ساخته‌ایم.

مغازه خودکشی در حقیقت درباره‌ی مرگ نیست؛ بلکه درباره‌ی فراموشی است :فراموشی عشق، خنده و دلیلی برای زنده ماندن.

ژان تولی با نیشخندِ تلخش یادآوری می‌کند:

حتی در تاریک‌ترین مغازه‌ها، اگر نوری روشن شود، شاید تمام شهر تغییر کند.

و شاید همین، پیام نهایی او باشد:

امید، هرچقدر کوچک و بی‌موقع، باز هم قدرتمندترین اعتراض انسان است.

_ کیمیا آریان

_کیمیا آریان

ژان تولیفلسفه زندگیمغازه خودکشینقد کتابطنز سیاه
۶
۰
Kimia Arian
Kimia Arian
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید