
آنچه هستیم، بیش از آنچه داریم یا می نماییم موجب سعادتمان می شود.مهم، همیشه این است که آدمی چیست و در خود چه دارد: زیرا شخصیت انسان، او را همواره و در همه جا دنبال می کند و هر چه بر او می گذرد، رنگ آن را می گیرد. هر نوع لذت اساساً وابسته به خود شخص است. این امر در مورد لذت های جسمانی صادق است. چه رسد به لذت های روحی. از این حیث، عبارت انگلیسی to enjoy oneself عبارتی بسیار بجاست.
آنچه آدمی هست و در خود دارد، خلاصه کلام، شخصیت او و ارزش آن، تنها وسیله بی واسطه برای سعادت و خشنودی اوست.همه چیزهای دیگر با واسطه اند و از این رو می توان تاثیر آنها را خنثی کرد، اما تاثیر شخصیت از میان رفتنی نیست. به همین علت،حسد ورزیدن به برتری های شخصیتی، عمیق ترین نوع حسادت است و آن را در مقایسه با حسادت های نوع دیگر، با احتیاط بیش تری پنهان می کنند.
سرنوشت ممکن است تغییر کند، اما تغییر شخصیت هرگز ممکن نیست. بنابراین، موهبت های ذاتی مانند شخصیتی بزرگ منش، فکر سالم در بدن سالم، نخستین و مهم ترین لوازم سعادت اند. به همین دلیل باید در بهبود و نگاهداری این ها بسیار بیش تر بکوشیم تا موهبت های بیرونی مانند ثروت و آبرو. آنچه بیش از همه این ها مستقیماً موجب خرسندی می شود، شادی است.
روزی در آغاز جوانی کتابی کهن را باز کردم که در آن نوشته بود :
(( کسی که بسیار می خندد، سعادتمند و کسی که بسیار می گرید شوربخت است)) گفته ای بسیار ساده لوحانه، که با این همه به علت حقیقت ساده ای که بیان می کند، نتوانسته ام فراموشش کنم، اگر چه بسیار بدیهی است.

بخشی از کتاب در باب حکمت زندگی ( نوشته : آرتور شوپنهاور / ترجمه محمد مبشری ) فصل دوم
#آرمین_کل_لر
#arminkollar