مانند بسیاری مباحث دیگر، تاریخ هخامنشیان و کورش نیز از آفت دیدگاهها و رویکردهای غیرعلمی و سوءاستفادهی عوامفریبان در امان نبوده است.
این رویکردها، چه آنکه در پی بزرگنمایی هخامنشیان و ایران باستان و دوگانهسازی با ایران اسلامیست و چه نگاهی که به دنبال کوچکنمایی و انکار تاریخ هخامنشیان است و چه آن دسته که نقش و تأثیر یهود را در شکلگیری و معرفی هخامنشیان برجسته نشان میدهد، با وجود اختلافات، دستکم در دو نقطه اشتراک دارند:
یک) ضعف مبانی علمی و مستندات تاریخی
دو) کمک و خدمت خواسته یا ناخواسته به صهیونیسم و اسرائیل
این روزها صهیونیستها و اسرائیلیها در همین عرصه، سه خط تبلیغی و القایی را در جنگ روانی و رسانهای خود دنبال میکنند:
الف) تحریک و تقویت دوگانهی ایران باستان و ایران پس از اسلام و قرار دادن ایران در برابر اسلام
ب) بهرهبرداری حداکثری از افسانهی جعلی و دروغین کشتار هفتادهزار ایرانی بهدست یا به تحریک یهود در زمان هخامنشیان
ج) تلاش برای مصادره و تصاحب تاریخ هخامنشیان و کورش و سوءاستفاده از آن در مسیر اهداف خود
عنایت به این نکته که صهیونیستها در عوامفریبی و تحریف تاریخ، تجربه و تبحّری ویژه و کمنظیر دارند، اهمیت و حساسیت این موضوع را بهگونهای دوچندان نشان میدهد.
در این میان آنچه ضرورت دارد، تقویت نگاه علمی، مستند و برکنار از بزرگنمایی و کوچکنمایی به تاریخ هخامنشیان و کورش و تشریح ابعاد غیرعلمی و عوامفریبانهی رویکردها و دیدگاههای جانبدارانه است.