یک) در ابتدای این پادکست دو کتاب به عنوان منابع مورد استفاده معرفی شده است. یکی از این دو کتاب، دو قرن سکوت نوشتهی دکتر زرینکوب است.
نکتهی قابل تأمل اینکه دکتر زرینکوب در مقام نویسنده در مقدمهی چاپ دوم کتاب گفته است که در نوشتن کتاب دو قرن سکوت از مسیر علمی خارج و گرفتار تعصبات شده است.
البته تهیهکنندگان پادکست به این نکتهی اساسی اشاره نمیکنند.
دو) دربارهی سرنگونی ساسانیان آثار فراوان و گوناگونی نوشته شده و بسنده کردن به این دو کتاب از نظر روش علمی به هیچوجه قابل پذیرش و توجیه نیست و تنها گویای ضعف و نقص کار تهیهکنندگان این پادکست است.
برخی محققانی که در این باره کتاب و مقاله نوشتهاند:
تورج دریایی، محمد محمدی ملایری، همایون کاتوزیان، علیرضا شاپور شهبازی، شهرام جلیلیان، پروانه پورشریعتی، کریستنسن، ریچارد فرای، ...
سه) گوینده حتی در تلفظ درست برخی کلمات و نامها تسلط لازم و کافی را ندارد و از اینجا ناآشنایی او و نویسندگان متن با مطالعات تاریخی، بیش از پیش روشن میشود.
چهار) برخی روایات جعلی و دروغهای تاریخی در این پادکست به عنوان واقعیت تاریخی به مخاطب عرضه شده است. از جمله ادعای نابودی کتابهای ایران و فرش بهارستان به دست اعراب.
پنج) بسیاری از زمینهها و عوامل سرنگونی ساسانیان در این پادکست نیامده است. این رویکرد، خواسته یا ناخواسته، عملاً معنایی جز تحریف تاریخ و سوءاستفاده از اعتماد مخاطب ندارد.
شش) گوینده در ابتدا تاریخ را نه علم بلکه هنر چینش تکههای تاریخ در کنار هم معرفی میکند و گویا با این مقدمه در پی توجیه کمکاری و نقص خود در زمینهی مراجعه به تحقیقات تاریخیست.
هفت) نویسنده و گوینده بین انتخاب داستان تاریخی و تحقیق تاریخی بلاتکلیف ماندهاند. اگر تحقیق را برگزینند جنبههای عوامپسندانه و در پی آن، بخشی از هواداران را از دست میدهند و اگر کار خود را به عنوان داستان معرفی کنند، همان اندک اعتبار علمی را هم که تلاش میکنند به دست آورند، بر باد خواهند داد.
هشت) در مجموع، پادکست مورخ در موضوع حملهی اعراب و سرنگونی ساسانیان از نظر علمی و تحقیقی بسیار ضعیف و غیرقابل استناد ارزیابی میشود.