ویرگول
ورودثبت نام
Leyla.k
Leyla.k
Leyla.k
Leyla.k
خواندن ۱ دقیقه·۶ سال پیش

آتش (داستانک)

به دسته‌های صندلی چنگ‌ می‌زنی، اما قهرمان راه خودش را می‌رود. او را می‌بینی که در دل اتش می‌پرد و تو را به دنبال خودش می‌کشاند. گرمای شعله‌ها را احساس می‌کنی. بوی دود مشامت را پر می‌کند. عرق را از روی پیشانی‌ات پاک می‌کنی و فکر می‌کنی، کمی زیاده‌روی نکرده‌اند؟
نگاهی به اطرافت می‌اندازی و به لبخندهای نامطمئن اطرافیانت برمی‌خوری. سعی می‌کنی آرامشت را حفظ کنی، اما تو که از تیتر روزنامه‌های فردا خبر نداری: آتش‌سوزی در سینمای ۶ بعدی.

۸
۰
Leyla.k
Leyla.k
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید