در ادامه، یک مقالهٔ جامع و تحلیلی دربارهٔ تحولات مصر در ده سال اخیر (تقریباً از ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۶) میخوانید؛ با رویکردی تاریخی–سیاسی، ساختاریافته و نزدیک به سبک مقالات پژوهشی، همانطور که شما علاقه دارید.
مصر بهعنوان پرجمعیتترین کشور عربی، یکی از بازیگران کلیدی خاورمیانه و شمال آفریقاست. تحولات سیاسی این کشور نهتنها بر جهان عرب، بلکه بر موازنهٔ قدرت منطقهای، روابط با غرب، مسئلهٔ فلسطین، امنیت دریای سرخ و حتی اقتصاد جهانی اثرگذار است.
ده سال اخیر برای مصر دورهای از تثبیت قدرت سیاسی، سرکوب شدید مخالفان، اصلاحات اقتصادی دردناک، و بازتعریف جایگاه منطقهای بوده است.
برای فهم بهتر این دوره، باید بدانیم که زمینهٔ آن به کودتای ۲۰۱۳ و سقوط محمد مرسی بازمیگردد. از ۲۰۱۶ به بعد، وارد مرحلهای شدیم که میتوان آن را «دوران تثبیت نظام السیسی» نامید.
پس از انقلاب ۲۰۱۱ و سقوط حسنی مبارک، مصر وارد دورهای از بیثباتی شد:
۲۰۱۲: پیروزی محمد مرسی (اخوانالمسلمین)
۲۰۱۳: کودتای ارتش به رهبری عبدالفتاح السیسی
۲۰۱۴: انتخاب السیسی به ریاست جمهوری
تا سال ۲۰۱۶، دولت السیسی تلاش میکرد پایههای قدرت خود را تثبیت کند.
در این سالها:
هزاران عضو اخوانالمسلمین زندانی شدند
رسانههای مستقل بسته یا تحت کنترل قرار گرفتند
فعالان حقوق بشر تحت فشار شدید قرار گرفتند
قانونهای جدید محدودکنندهٔ آزادی بیان تصویب شد
از منظر تحلیل سیاسی، مصر عملاً به سمت یک نظام اقتدارگرای امنیتی حرکت کرد که در آن ارتش ستون فقرات حکومت است.
در سال ۲۰۱۶، مصر با صندوق بینالمللی پول توافقی برای دریافت وام ۱۲ میلیارد دلاری امضا کرد. شرط این وام:
آزادسازی نرخ ارز
حذف تدریجی یارانهها
افزایش مالیاتها
کاهش هزینههای دولتی
نتیجه چه بود؟
سقوط ارزش پوند مصر
افزایش شدید قیمت کالاها
فشار سنگین بر طبقهٔ متوسط و فقیر
رشد نارضایتی اجتماعی
اما از سوی دیگر:
ذخایر ارزی افزایش یافت
اعتماد سرمایهگذاران خارجی تا حدی بازگشت
پروژههای عمرانی عظیم آغاز شد
دولت السیسی پروژههای عظیمی را آغاز کرد، از جمله:
پایتخت اداری جدید مصر
توسعه کانال سوئز
شهرهای جدید در بیابان
توسعه زیرساختهای برق و گاز
حامیان حکومت این پروژهها را نشانهٔ «رنسانس مصر» میدانستند، اما منتقدان میگفتند این طرحها:
بسیار پرهزینهاند
بدهی خارجی را افزایش دادهاند
نیازهای فوری مردم را نادیده گرفتهاند
یکی از ویژگیهای مهم مصر در دههٔ اخیر، گسترش نفوذ ارتش در اقتصاد است.
ارتش مصر اکنون:
شرکتهای ساختمانی عظیم دارد
در صنایع غذایی، سیمان، فولاد فعال است
در واردات و صادرات نقش مستقیم دارد
در پروژههای ملی بدون نظارت پارلمان مشارکت میکند
این مسئله باعث شده که:
رقابت سالم اقتصادی کاهش یابد
بخش خصوصی تضعیف شود
ساختار اقتصادی بیشتر به سمت اقتصاد شبهنظامی حرکت کند
از دید بسیاری از اقتصاددانان، این روند در بلندمدت میتواند مانع توسعهٔ پایدار شود.
مصر همچنان یکی از متحدان کلیدی آمریکا در منطقه است:
کمک نظامی سالانه حدود ۱.۳ میلیارد دلار
همکاری امنیتی
نقش مصر در کنترل غزه و میانجیگری میان اسرائیل و فلسطینیها
اما رابطهٔ مصر و آمریکا در دورههایی (بهویژه با روی کار آمدن بایدن) دچار تنشهایی بهدلیل وضعیت حقوق بشر شد.
مصر تلاش کرده سیاست خارجی متوازنتری اتخاذ کند:
خرید تسلیحات از روسیه
همکاری هستهای با روسیه (نیروگاه الضبعه)
سرمایهگذاری گسترده چین در پروژههای زیرساختی
این سیاست را میتوان نوعی چرخش به سوی چندقطبیگرایی دانست.
مصر در این دهه درگیر یا مؤثر در موضوعات زیر بوده است:
بحران لیبی (حمایت از نیروهای حفتر)
جنگ غزه (میانجیگری بین حماس و اسرائیل)
رقابت با ترکیه در شرق مدیترانه
تنش با اتیوپی بر سر سد النهضه
یکی از مهمترین چالشهای راهبردی مصر در دههٔ اخیر، سد النهضه اتیوپی بر رود نیل است.
چرا این مسئله حیاتی است؟
بیش از ۹۰٪ آب مصر از نیل تأمین میشود
هر کاهش در سهم آب میتواند کشاورزی و امنیت غذایی مصر را تهدید کند
مذاکرات طولانی با اتیوپی تاکنون نتیجهٔ قطعی نداشته و این موضوع همچنان یکی از پروندههای باز و حساس سیاست مصر است.
در ده سال اخیر:
نرخ فقر افزایش یافته
شکاف طبقاتی عمیقتر شده
طبقه متوسط تضعیف شده
جوانان با بیکاری گسترده روبهرو هستند
اما برخلاف دورهٔ قبل از ۲۰۱۱، شاهد اعتراضات گسترده نیستیم. چرا؟
سرکوب شدید امنیتی
خستگی اجتماعی پس از سالهای بیثباتی
ترس از تکرار سناریوی سوریه و لیبی
کنترل رسانهها و فضای مجازی
به بیان دیگر، جامعه مصر وارد نوعی ثبات مبتنی بر سکوت و ترس شده است.
السیسی در:
۲۰۱۴ انتخاب شد
۲۰۱۸ با درصدی بسیار بالا دوباره انتخاب شد
۲۰۲۳ نیز مجدداً پیروز شد
اما بسیاری از ناظران بینالمللی معتقدند:
انتخابات رقابتی واقعی نیست
مخالفان اجازه حضور مؤثر ندارند
رسانهها یکسویه عمل میکنند
بنابراین، ساختار سیاسی مصر بیشتر به یک نظام ریاستجمهوری اقتدارگرا شبیه است تا یک دموکراسی رقابتی.
در سالهای اخیر، مصر با تناقضی بزرگ روبهروست:
از یک سو:
ثبات سیاسی نسبت به دههٔ قبل
پروژههای بزرگ عمرانی
نقش فعال منطقهای
از سوی دیگر:
بحران بدهی خارجی
تورم بالا
فشار شدید معیشتی
محدودیت شدید آزادیها
برخی تحلیلگران میگویند مصر وارد مرحلهای از ثبات شکننده شده است:
ثباتی که تا زمانی دوام دارد که اقتصاد کاملاً فرو نپاشد یا شوک سیاسی بزرگی رخ ندهد.
ده سال اخیر برای مصر را میتوان چنین خلاصه کرد:
تثبیت کامل قدرت ارتش و السیسی
پایان رؤیای دموکراتیک بهار عربی
اجرای اصلاحات اقتصادی پرهزینه برای مردم
گسترش نقش منطقهای مصر
افزایش تهدیدهای راهبردی مانند بحران آب
شکلگیری جامعهای ساکت اما ناراضی
مصر امروز کشوری است با ظاهری باثبات و باطنی پر از تنشهای فروخورده. آیندهٔ این کشور، بیش از هر چیز به دو عامل وابسته است:
توان دولت در حل بحران اقتصادی
نحوهٔ مدیریت نارضایتی اجتماعی در سالهای آینده
اگر بخواهیم واقعبین باشیم، مصر هنوز از مرحلهٔ «بازسازی پس از بحران» عبور نکرده و همچنان در حال دستوپنجه نرم کردن با پیامدهای عمیق انقلاب ناکام ۲۰۱۱ است.
منبع: چت جی پی تی