ویرگول
ورودثبت نام
محمد نصیری
محمد نصیریمحمد نصیری - کیمیاگران واقعی سرب را به طلا تبدیل نمی کنند بلکه آنها جهان را به کلمات تبدیل می کنند(ویلیام گاس) وبلاگ: http://javdaneghi.blog.ir
محمد نصیری
محمد نصیری
خواندن ۳ دقیقه·۷ ماه پیش

در آستانه بودن:جهل آموخته

  • نسبت علم و جهل هم مشابه قطر و محیط دایره است که هر چقدر قطر دایره افزایش می یابد محیط آن نیز افزایش می یابد ما هر چقدر دانش میاموزیم جهل محیط اش مثل دایره افزایش می یابد ما با هر کشف و شهودی در آستانه مرز دیگری قرار می گیریم.

باید در فلسفه مسئلۀ در آستانه‌بودن تفکر و انسان را کشف کرد.

Legacy of Learned Ignorance
Legacy of Learned Ignorance
  • علیرضا شفاه : کوزانوس جهل را خصلتِ خودِ جهان می‌داند، این مسئله کجا خودش را نشان می‌دهد؟ در اینکه چیزها در جهان الزاماً مرزهای مشخصی ندارند، دقیق نیستند، خودِ چیزها دقیق نیستند نه اینکه ما نمی‌توانیم با دقت آن‌ها را بشناسیم.

نیکلاس کوزایی در کتاب "جهل آموخته" اشاره می کند جهل خصلت جهان است و دانش فراغتی از جهل ندارد.جهل چگونه دانش را تولید می‌کند و چطور می‌تواند نقطه مولد دانش باشد. این درست آن چیزی است که باعث می‌شود ما آستانگی را با یک فیلسوفی مانند کوزانوس تجربه کنیم.کوزانوس جهل را خصلتِ خودِ جهان می‌داند، این مسئله کجا خودش را نشان می‌دهد؟ در اینکه چیزها در جهان الزاماً مرزهای مشخصی ندارند، دقیق نیستند، خودِ چیزها دقیق نیستند نه اینکه ما نمی‌توانیم با دقت آن‌ها را بشناسیم.

وقتی از جهل و علم صحبت می‌کنیم این یک مسئله‌ای است که مربوط به شناسنده است. کوزانوس عوالمی برای جهان قائل می‌شود. ما هر چه به سمت عوالم بالا حرکت می‌کنیم جهان عینی‌تر و دقیق‌تر می‌شود. هر چه بالاتر می‌رویم خودِ جهان علمانی‌تر و هر چه پائین می‌آییم خودِ جهان جهلانی‌تر می‌شود. در رساله جهل آموخته کوزانوس به ما توضیح می‌دهد که اگر جهان چنین چیزی است، پس دانش هم چنین چیزی است. یعنی دانش، فراغت از جهل ندارد. خودِ جهل به غایت به دانش خدمت می‌کند. کوزانوس به ما توضیح می‌دهد که فقط آن‌جایی تفکر ما محتوا دارد که تضاد در کار است. یعنی گزاره‌ای که متضاد را طرح نمی‌کند، چه بسا اصلاً محتوایی نداشته باشد به نظرم می‌رسد

آن‌چه که ما باید همواره در فلسفه و این بار در کوزانوس تجربه کنیم، کشفِ مسئله در آستانه‌بودن تفکر و در آستانه‌بودن انسان است. کوزانوس به شکل مشخصی یک فردِ آستانه‌ای است گاهی تاریخ در آستانه است و گاهی انسان آستانه را تجربه می‌کند اما در آستانه بودن در واقع ما را فراگرفته است. وقتی دانش کلی تهدید می‌شود، انسان تهدید می‌شود. انسان نمی‌داند بدون مختصاتش در جهان چه هست و چگونه باید با جهان مواجه شود و مسیرش چیست. جهان متلاشی می‌شود و انسان در میان بی‌نهایت ذات، نوعی سرگردانی پیدا می‌کند. آری ما در جهان بی ثبات و پیچیده همیشه در آستانه در ایستادیم و وارد منزلگاه نخواهیم شد.

منبع: نقل از ایبنا

Cusanus: The Legacy of Learned Ignorance by Peter J. Casarella

سه فیلسوف آستانه نشین:

«بلز پاسکال» دانشمند، ریاضیدان و فیلسوف فرانسوی قرن هفدهم میلادی است. او در ریاضی بینانگذار نظریة جدید احتمالات و در فیزیک کاشف قانون پاسکال در فشار مایعات است. «سورن کیرگگور» فیلسوف و نویسندة دانمارکی است که در الهیات و فلسفه آثار بسیار دارد و پدر اگزیستانسیالیسم به شمار می آید. «سیمون وی» بانوی فیلسوف فرانسوی است که آثار مهمی دربارة الهیات، فلسفه و مسائل اجتماعی دارد. کتاب حاضر، بررسی و تشریح اندیشه های دینی این سه متفکر غربی است که به رغم تفاوتهای زمانی، مکانی و فکری، وجوه اشتراک بسیاری داشته اند. نگارندة کتاب، این سه متفکر را «آستانه نشین» نامیده است؛ چرا که آنها در آستانة کلیسا و خطاب به آدمهای درون کلیسا سخن گفته اند. کتاب سه بخش اصلی دارد که هرکدام به یک متفکر اختصاص یافته است. برخی از عنوانهای فصلهای کتاب عبارت اند از: دین محترم است، ماهیت ایمان، زندگی زیباییشناسانه و زندگی اخلاقی، نهان بودن خدا، و اولین شکل عشق مستتر؛ مطالعه بیشتر

  • پی نوشت: حقیقت ناب، دروغ ناب است و هر کسی مدعی آن باشد، نادانی خود را به نمایش می گذارد.(نیچه)

  • بر آستان جانان گر سر توان نهادن / گلبانگ سر بلندی تا آسمان توان زد (حافظ)

  • عبارات مشابه مثل خوش بینی آموخته شده که معکوس درماندگی آموخته شده می باشد مباحث روانشناسی است.

جهانفلسفهحقیقت
۸
۳
محمد نصیری
محمد نصیری
محمد نصیری - کیمیاگران واقعی سرب را به طلا تبدیل نمی کنند بلکه آنها جهان را به کلمات تبدیل می کنند(ویلیام گاس) وبلاگ: http://javdaneghi.blog.ir
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید