ویرگول
ورودثبت نام
Mahshid
Mahshidمن هیچ تر از هيچ تر از هیچ ترینم:)
Mahshid
Mahshid
خواندن ۱ دقیقه·۵ ماه پیش

بابا لنگ دراز

بابا لنگ دراز عزیزم

امروز۲۲شهریور ماه است
روز جمعه ای از هفته ای دیگر
بگذارید از حال و هوای امروز بگویم برایتان
افتابی سوزناک و گرم تابان بر زمین بود و من از ابی آسمان بالا سرم بسیار احساس زندگی و لذت میکردم
اسمان گل های سفیدی بر تنش داشت
اما غنچه ای زرد در وسط ان خودنمایی میکرد
حیاط عجیب زیبا شده بود ، گل ها در حال رقص بودند و سبزی خود را به رخ خورشید می کشاندند
و من ان وسط تماشاگر گفتگوی گل و خورشید بودم و هر لحظه بیشتر از قبل اخساس زندگانی و خشحالی میکردم
امروز با هیجان قوری پر اب داغ را با چایی اغشته به دارچین معطر کردم و بی تاب برای نوشیدن آن
استکانی برداشتم ،چند تکه شکلات قهوه ای تلخ را کنارش گذاشتم و منتظر ماندم تا دم بکشد
حال این روز های شما چطور است؟
شما هم از رسیدن پاییز خوشحالید؟
یا از دیدن خورشید و همراهانش لذت میبرید؟
ابی اسمان را چه دوست دارید؟
کتاب خوانده اید؟
وقت ندارید میدانم
بابا لنگ دراز عزیزم
کاغذ ندارید یا جوهر قلمتان خشک شده؟
نامه ای نوشته اید ایا! میدانم نامه اتان در راه گمشده است و باد ان را با خود برده است!
دوست دار شما!

☕😁
☕😁

۳۰
۹
Mahshid
Mahshid
من هیچ تر از هيچ تر از هیچ ترینم:)
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید