ویرگول
ورودثبت نام
Mahshid
Mahshidمن هیچ تر از هيچ تر از هیچ ترینم:)
Mahshid
Mahshid
خواندن ۱ دقیقه·۳ روز پیش

آبی من!

پاییز گذشت

با برگ‌های زردی که آرام

مثل دلِ من

از شاخه‌ی زندگی افتادند

باران، پشت پنجره گریست

و من،

میان بخارِ شیشه

فقط یک نام را نوشتم:

"تو"

هزار غروب،

با چایِ تلخ و بوی خاکِ خیس

انتظار کشیدم

میان شعرهای ناتمام

و عکسی از "یاس‌های آبی"

که بی‌تو پژمرده‌اند

تو نیامدی...

نه با صدای قدمی

نه با بوی آشنای شال‌ات

نه حتی در خواب‌هایم که همیشه

با تو شروع می‌شدند

و بی‌تو تمام...

پاییز رفت،

و تو هم، انگار برای همیشه...

و من ماندم

با گلدانی از یاس‌های آبی

که دیگر نه آبی‌اند،

نه زنده.

۲۳
۵
Mahshid
Mahshid
من هیچ تر از هيچ تر از هیچ ترینم:)
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید