اشک میریزم برایت اما اسفند ماه بیشتر
شعر میخانم به یادت اما در اسفند ماه بیشتر
درد دارد دل پاره ام ،اما در اسفند ماه بیشتر
حرف دارم برایت،اما در اسفند ماه بیشتر
عزا دارد چشمانم،اما در اسفند ماه بیشتر
سیاه میپوشانم تنم را،اما دراسفندماه بیشتر
ماه روشن تر و شب تار تر ،اما اسفند ماه بیشتر
زخمی شدی ای جان من؟من هم زخم دارم
همچون تن تبر خورده درخت ارغوانم
اه از این روزهای پر از درد و دلتنگی
ولیکن خوب است تو را در خاطرم دارم
یاد روزهای رنگین بخیر،دست در دست بودیم
و من با حالتی کودکانه اسمت را صدا میزدم
و میدیدم ذوق چشم هایت را میدیدم
به یادم می آید روزهای دلتنگی و نوروز
دعوا بر سر میزان دلتنگی بود...
هنوز بازی ادامه دارد عزیز این دل تنگ
من بازی را برده ام ،بیشتر دل تنگ دارم
عکسهایت را با سوز چشمانم نگه میکنم
و زمزمه وار میگویم او هم مرا دوست میدارد
دل خوشی؟اندکی عشق در وجودت
عشقی که من و دلت از آن خبر دارد
در این روزها میبینمت در خواب
و با خود میگویم :قناعت کن در رویاها تو را نگه میدارم
نامه هایت هست با آن دست خط خوش
عطر افشانده ام ،قصد نگه دارم
تو عزیز من, تو هم مرا در خواب هایت میبینی؟
اگر میبینی به یقین تو را بیش از حد دوست دارم
