ویرگول
ورودثبت نام
سجاد
سجاد
سجاد
سجاد
خواندن ۴ دقیقه·۸ روز پیش

زندگی با نقاب بقیه؛ من خودمو گم کردم

روایت کسی که ارزش‌هاش مال خودش نیستن...


سلام، اسم من سجاده و تا حالا جایی چیزی ننوشتم. الانم بخاطر وضعیت اینترنت که هیچ کاری نمیتونم بکنم گفتم بیام و یکم از دغدغه‌هام بنویسم.

من یه پسر ۲۶ سالم که رشتم کامپیوتر بوده و الانم حدودا ۶ ساله که توی حوزه برنامه‌نویسی مشغول به کارم. شرکت و پوزیشنی که توش کار میکنم خیلی خوبه ولی.... من همیشه و تو هر شرایطی (درست یا غلط) خودمو از اطرافیانم پایین‌تر میدونم و به خاطر همین ناخودآگاه سعی میکنم خودمو شبیه بقیه کنم.

این شبیه کردن از نوع حرف زدن گرفته تا طرز رفتار، نحوه فکر کردن و حتی ارزش دونستن چیزایی که برای اونا ارزشه ولی برا من لزوما نبوده. شاید ضرب‌المثل مرغ همسایه غازه بتونه منظورمو بهتر برسونه، شایدم نه :|


وقتی با رفیقام میریم بیرون سعی میکنم خودمو شبیه اون رفیقم که بامزه‌ست و همه رو میخندونه و همه دوسش دارن بکنم. پس اینکه تو هر جمعی محبوب باشم برام ارزش میشه. یا مثلا دوست دارم شبیه اون رفیقم کنم که آدم خیلی با سوادیه و مدام مشغول خوندن و صحبت کردن راجب چیزای مختلفه (از برنامه‌نویسی بگیر تا اقتصاد، تاریخ و یا حتی موتور هواپیما). حتی اگه حرفاش همیشه‌ام درست نباشه ولی بازم توی ذهنم اون رو ارزش میدونم. مثلا شاید هیچوقت به درد من نخوره که صنعت سدسازی از کی پایه‌گذاری شده، رئیس جمهور روسیه تو جنگ جهانی دوم کی بوده یا ماجرای پرونده سیاسی فلان بازیگر چی بود. ولی نمیتونم خودمو قانع کنم که نیازی نیست شبیه‌ش باشم. حس میکنم عالِم دهر بودن خیلی خوبه و یه ارزشه.

یا مثلا اون رفیق دیگم که حافظه‌ی خیلی خوبی داره و با اولین باری که یه متن تخصصی تو حوزه خودمون رو میخونه، بعد از مدت‌ها با جزئیات میتونه راجب نویسنده و متنش صحبت کنه و تحلیلش کنه. و واکنش من توی تمام طول مدت صحبت‌هاش اینه که کاش منم مثلش بودم. به خاطر همینم وقتی یه مطلبی رو دو سه بار میخونم و نمیفهمم واقعا فک میکنم خنگم و از خودم ناامید میشم.

متاسفانه همیشه‌ام این مواردی که برام ارزش میشه انقدم سطح بالا نیست. بهتره راجب داغون‌تریناشم صحبت کنم. مثلا اینکه یه رفیقم توی فیفا بازیش ازم بهتره. یکی دیگه بلده گیتار بزنه، حتی در حد مبتدی. یکی دیگه تایپ ده‌انگشتی میکنه. یا یکی دیگه آخر هر هفته یا مسافرته یا پارتی. و من دلم میخواد شبیه همه‌ی اونها باشم.

حالا عاملی که این قضیه رو برام تبدیل به یه کابوس بزرگ و وحشتناک میکنه، مقایسه کردن و دیدن آدم‌ها و ارزش‌های غیرقابل شمارش‌شون توی سوشال مدیاست. حالا تو فک کن من هر روز چندده‌تا ارزش توی ذهنم رد و بدل میشه و بعد از یه پردازش خیلی سطحی تبدیل میشن به ارزش‌های من. به قول آقای همساده، ینی داغون میشما هااااا له له میشم :||


نمیتونم بگم این مشکلی که دارم همیشه‌ام بد بوده. به نظر خودم که یکی از خوبیای این قضیه این بوده که وقتی یه ارزش رو تو اطرافیانم دیدم و در نتیجه‌ش برا خودم هم ارزش دونستمش و تلاش کردم خودمو تو اون زمینه بهتر کنم‌ (درسته که هنوزم شاید خودمو توش خوب نبینم)، ولی پیشرفتم توی اون قضیه به چشم اطرافیانم اومده و بابتش تحسین شدم.مثلا همین شرکتی که توش کار میکنم (که تو حوزه‌ی تک خیلی‌ام شناخته شده است) و پوزیشنی که اینجا دارم، همه‌ش بخاطر همین تلاشام توی یادگیری و الگو قرار دادن همون رفیق باسوادم بوده.

در ضمن من بین دوستام به سخت‌کوشی معروفم ولی خیلیا نمیدونن که این سخت کوشی از کجا میاد. راستش از اونجایی میاد که ذهن من هیچوقت آروم و قرار نداره و همیشه محرک من برای بهتر شدن تو ارزش‌های تحمیل شده از سمت دیگران بوده.


ولی بزرگترین نکته منفیش که من تو سن ۲۶ سالگی فهمیدم این بود که ... من خودمو به کل فراموش کردم. اینکه خودم چی دوست دارم؟ چه ورزشی؟ چه هنری؟ چه تفریحی؟ چه جور حرف زدنی؟ چه جور لباس پوشیدنی؟ چه موضوع مطالعه‌ای؟ چه طرز فکری؟ چه جور آینده‌ای؟ شاید به نظر مسخره بیاد ولی واقعا بعد از ایییینهمه مدت، پیدا کردن علایقم و اینکه واقعا چه چیزایی برام مهمه و واقعا ارزش میدونمشون، شده جزو سخت‌ترین کارهای زندگیم و مدام دارم دنبالشون میگردم. شدم عین بچه‌ای که تازه داره سعی میکنه چیزای مختلف رو امتحان کنه تا بفهمه استعدادش تو چیه و به چیا علاقه داره.

من تا الان این موضوع رو با هیچکسی در میون نذاشتم و خب با اینکه حدس میزنم تو داشتن این مشکل تنها نیستم، هم‌دردی هم راجبش نداشتم. دلیل اینجا نوشتنم هم این بود که شاید واقعا کس دیگه‌ای هم مثل من باشه و بتونه راهکاری برام داشته باشه.

راستی بولد کردن کلمه ارزش توی تمام جاهایی که ازش استفاده کردم برا اینه که به نظر من این ارزش‌های ما هستن که زندگیمون رو میسازن.


حالا تو بگو، تا حالا شده یه روز بفهمی که چقدر از خودت بخاطر شبیه شدن به بقیه دور شدی؟

خودشناسیمقایسهتجربه شخصیبرنامه نویسارزش
۳
۵
سجاد
سجاد
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید