سلاااام به همگی !
شاخ غول کمالگرایی رو شکوندم و بالاخره تصمیم گرفتم بنویسم راستش رو بخواید گاهی وقتا حس نوشتن ندارم و دستم نه به قلم میره و نه حتی به کیبورد گوشی تو دفتر خاطراتم که هر روز حدود چهار پنج صفحه پر از اتفاقات روزم با جزئیات کامل مینوشتم الان در حد یک یا دو خط مینویسم دفترم تبدیل شده به یه عالمه صفحات نصف نیمه ای که نوشتم (امروز هم گذشت.... حوصله نداشتم) و به زور به یک صفحه میرسونمش و خیلی وقتا هم سمتش نمیرم که بخوام شروع کنم✨🥲
، سخت ترین بخش برای من شروع کردنه،البته برای خیلی ها هم همینطوره ، الان در حال حاضر دلم میخواد خیلی کارا رو شروع کنم انگار تو ذهنم یه ادم پر جنب و جوش در حال حرکت هستم ولی بدنم به کار نمیاد فقط دلش میخواد هیچ کاری نکنه مثلا دوست دارم شروع کنم زبان بخونم ، یه کتاب تازه بخونم ، ورزش کنم و کلییی کار دیگه که دلم میخواد شروع کنم ولی نمیدونم چرا هعی دست دست میکنم ! البته گاهی این احساس و این حس ها طبیعی ، گاهی روند زندگی کند تر از قبل پیش میره بدون هیچ هیجان و اتفاقی و پیش میاد که ماهم یه جاهایی خسته بشیم ولی تو دل همون خستگی حتی شده یک خط هم کتاب بخونیم ، باید بخونیم ، گفتن این جمله راحت ولی عمل کردن بهش تو دل اون بی حوصلگی کلی تمرین میخواد که قطعا با تمرین بهش میرسیم 😌🌱
خودمون دلیلش رو میدونیم چون دلمون میخواد خیلی خوب و عالی شروع کنیم و وقتی اون طوری که میخوایم پیش نمیره از انجام دادن اون کار طفره میریم ، باید سعی کنیم خودمون رو از این چرخه بیرون بیاریم و کمی از معیار های سختگیرانه ی خودمون دوری کنیم ...
باید از کمالگرایی دوری کنیم !
از اهمال کاری دوری کنیم /:

اینبار بیاید بیخیال کمالگرایی بشیم و هدفمون این باشه که خودمون زو از این چرخه بیهوده بیرون بیاریم
شاید روزی حتی یه لغت زبان هم کافی باشه
نصف صفحه کتاب خوندنم خوبه
اینکه نشسته هم نرمش کنم ورزش محسوب میشه
یادمون باشه با تمرین و استمرار هست که ما میتونیم به موفقیت برسیم 🌱✨
خودم دوری ک