(آداب ورسوم"،ازسپیدرودتاپلورود)
بعدازآرایشکردن عروس ولباس آراسته ودرست آماده کردن چادرسفیدبرسر می گذارندگروه موزیک ازتوحیاط پدرعروس به نواختند خودشان می پرداختندیانم نم دم میگرفتند. بعدازمرطب ومنظم گردن ظاهرعروس ازپدرعروس میخواهند برا ی اجازه این دخترش یا همان، عروس خانم، بیایداورا(دختر)رااجازه بدهدتادخترش ازاتاق بیرون برود عروس برای بیرون رفتن از اتاق یک قطع وسیله ،مانندکاسه یابشقاب ویادیک کوچک مسی(همه نام رده های بالامسی می باشند)که مادرش یکی ازاین وسیله هارادم دست جلو دیدقرار می دهد تااوبه راحتی باخودش ببرد.همین کاررامادرخودش درزمان عروسی خودش انجام داده .این رسم ازقدیم ابواجدادی بوده وآماده کرده.می گوینودخترموقع که از خانه پدر به خانه بخت میرودبا خودش یک قطع درساعت حرکت ازخانه به انوان یادگاری باخودش دوزدکی میبرد خانواده میدانند قطعه که کم شود دخترش برده میگویند این کار هم برکت است وهم یادگاری ازخانه پدری می گوینداین دختر میبره وبعداز ورداشتن این ظرف میدهد دست یکی ازساق دوشها . کسانی دیگری که هستن ودیدن حرفی پیش بیاید جای یادی گاری می گويند دوزدی ازخانه پدری کرده ولی مادرش یک قطعه ظرف آ ماده گذاشته ،(قبلان یک جوری تو صحبت حرفهاش به او می رساندکه من روزعروسی خودم از خانه پدرم فلان چی راکه و یایادگاری آوردم این حرفها راجلواومیزندتااین دختر که دم بخت است یادبگیرد اوهم روزی باید عروس شود بایدباخودش ببرد.)این قطعه درروز عروسی ازخانه پدری ورمی داردتاحیاط خانه تودستش زیرچادرمی گیردبعدبه یکی ازساق دوشان میدهدتااودرخانه بخت یا همان شوهرمیبرد.این کاریاعمل رابرکت یا؟این عروس یک چیزی از خانه پدرش بایدببرد.اگرنبردخانواده دامادیک جوری دیگر روی این عروس فکر میکنند چون همه بردن ورسم است .ساق دوش آن وسیله راتوخانه بخت به دست عروس می دهدتااوتحویل مادرشوهر میدهد دوتاکار انجام میدهدهم به مادر شوهر می فهماندیک قطعه از خانه پدرآوردام هم نزد اومی ماندتاسرسامان بگیرند بعد میاد ازاومیگیردتادرزندگی خودش استفاد ه کند.این وسیله مسی یااگر هم برنج یا استیل هم باشداشکالی ندارد.بعداز اینکه پدراجازه دادقدم اول ورمیداردبطرف بیرون ازاتاق برودچندقدم اول برای خانه بخت میرود دم دراتاق یکی ازکوچکترین عضو اینخانواده بیشتر پسرمی باشدحتی اگرپسرنداشتن یکی ازفامیل نزدیک کم سن سال دخترنوجوان باشدکفش بخت (کفش سفید عروس)را ورمیدارددم درخروجی اتاق یاکه ورود وخروجی ایوان میباشدباکفش عروس وامستد عروس تادمدربیایدکفش بپوشداوکفش نمیدهدتامبلغی پول نگیرد کفش رانمی دهد.عروس تا کفش نپوشد ازخانه بیرون نمی آید.درباز میشودیکی میگوید عروس دارد میاد مردم توبیرون دست میزنند منتظربودن عروس بیاد داد وسوت مانند ول عروس کفش ندارد. دور وری های عروس داد می زنندعروس کفش نداره تکرار میکنندسوت میزنند شادی میکنندتاپدر دامادبشنود اومیداند ولی این شادی بیشتر باشدطول میدهد مبلغ پول که میخواهد بدهد به عهده پدر داماد است(پدرداماد میاد ولی نزدیک نمیشود دورورعروس وامستد تاچندبارصدابزنندبگویندعروس بیاعروس بیادوروریها نُو تُونهَ بِیَ نُوتُونَه بِیَ کفش دار پول خانه،-یعنی عروس نمی تواندبیادبیرون دروان یادربان کفش نگهداشته پول میخواهد)وقتی صدامی زنندبه زبان محلی می گویند او(پدرداماد)میاد مبلغی پول تااوراراضی کند وکه کفش عروس رابدهد وبعداززاضی شدندکفش راجلو پاعروس می گذاردبعد حرکت به طرف بیرون ،ازخانه یااز،اتاق،این کفش می پوشد تابیرونبرودمادر عروس داخلی یک سینی قرآن ویک لیوان یاکاسه آب دم در خروجی استاده تادخترش رااز زیرسینی که قران ولیوان آب بوده ردکندودخترشبعدازرد شدنداززیرسینی برمیگردد قرآن می بوسدوچندقدم دورمی شودآب راپشت سرش می
ریزد دخترش راچندقدمبدرقه خانه بخت میکند.یه بسلامتی پشت سرش می گوید.او(عروس)ازایوان به طرف حیاط خانهقدم ورمی دارد دوتادخترخانم جوان فامیلان نزدیک(قبلان هم گفتم سه تاازجهیزیه رابه همراه ای عروس میبرند یکیاز آنها چراغ روشن شدهاست ودومی آئینه وقران است کی به دسته این دودخترجوان قرار دارد چندقدمجلوتر ازعروسحرکت میکنند. مردممنطقه معتقد هستندکه چراغ روشن یعنی روشنایی زندگی می دانند وآئینه همسایه خوش بختی زندگی که ازروز اول زندگی از خانه پدرباخودش میبرد وقران هم آیین زندگی تازنده اس0چت باهم زندگی وپابنداین زندگی وباخوش شادی داشته باشند.ازخانه پدرعروس تاخانه پدرداماداین دونفر چند قدم جلوتر عروس حرکت می کندگاهگاهی این آئینه دار،آئینه رادربرابرعروس میگیردیعنی اویاد دادندانجام دهد.معنایی اینکاررامن نمی دانم ولی با چشم خودم دیوم ؟دراین روزاین عروس خانم یک چیز دیگرازخانه پدری باخودش می بردکه بنام(بُروم دار ویابوروم دار۴۵'-) بردن (بُروم یابوروم دار)این هم یک رسم است درآن روزهمراه عروس میبرنداین بُروم دارد درجلگه استفاده می کنند؟ ومیبرند بُروم دار درختچه ای است دراین روز به همراه چند متر پشت سر عروس خانم حرکت می کند و میبرند. بُروم دار این هم ازهزاریک ویکی ازرسم ها مسلکی از خوشبختی های این عروس باخودش خیربرکت است که ازخانه پدری میبردبه خانه شوهر.این بُروم دارندکه با بُروم دار ییلاقات وکوه نشینان فرق دارد بُروم دارییلاقات درزمانی کشتی میزارند میگویند فلانی بروم دار گذاشته یاکشتی گذاشته اعلام میکنددرجلگه بُروم دار پشت سرعروس میبرند خانه بخت این بُروم دار منطقه به دو جای متفاوت به کار میبرنداشتباه نشود.در جلگه کشتی میگذارد می گونیدفلانی(لوُچه بَنَه۴۶'-)یعنی فلانی کشتی گذاشته ،لوُچه درقسمت ومنطقه روستاهای املش جنوب رودسر کلاچای غرب لنگرودغرب سیاهکل شمال دیلمان دراین منطقه این جمله رابه کارمی برند.اما دراین منطقه شرق گیلان این کلمه بُروم داری کم بیش بکارمببرند ولی بایدبدانی جمله بُروم دار درچه وقت گفته میشود و درکجا گفتندمثلان فلانی بُوروم دارگذاشته کشتی گیرهاکشتی محلی بلدنددرآنکشتی حضورپیدامکنند و یا بُوروم داربایدتوجه کردکهاین جمله بُوروم داردرچه جای وکجا بکامی ب.رند درآنجای که بکارمیبرندپسوند وپیش وندچه جمله ی بکار برده شده مثلان(فلانی بُروم داربَنَه یافلانی بُروم دارهده)یعنیفلانی بُروم دارگذاشته یافلانی بُروم دارداده چین عروس درختچه داده.،این درختچه ازدرختچه میوه است مانند هلو ،الوچه،سیب،یاپرتقال،لیمو پدر عروس شب بعداز حنابندان دخترش یکی ازدرختچه هانام برده هاشب می کند آماده می کندصبح تاعروس آماده شودمادرعروس باچندتادستمال ابریشمی وبرشاخه این درختچه می بنددوباچندتامیوه مانندسیب ویاپرتقال بر شاخه های این درختچه می افزاید وقتی عروس حرکت دادن وآن چراغ وآئیینه جلوترازعروس حرکت می کند برعکس آنهااین درختچه چندین مترعقبترازعروس حرکت میکند. کسی که این درختچه یابُروم دارمی بردمانند جهیزیه برده بعداز تحویل دادن چندبرابرپول جهیزیه به آنهادادن وبه این چندنفریعنی چراغ وآئیینه وقران حتی این درختچه (بُروم دار)پول میدهندآورنده بُروم دارمبلغی پول دریافت می کند ویکی ازآن دستمالهاتعلق به اوآورنده داردبُروم دار دارد همه عروس هامی داند واین درختچه با ریشه است،یک وقت اشتباه نشود،؟این درختچه شادی پیوست دوخانواده میباشد.چون این درختچه رابهمعضی رسیدن خانه داماددرختچه رامی کارند.(این درختچه حق او ست که ازدرخانه عروس تادرخانه دامادتواین مسیرآن فرد این درختچه راکول کرده آورده است یک دستمال بدهند)حرکت عروس ازدرخانهپدرش تادرخانه پدرشوهردر این مسیرهرچند تاخانه هست مانندشب حنابندان جلوهرخانه چند دقیقه ی مکث می کردن صاحب خانه بایکی دومشت برنج رنگ شده وهمراه چندسکه(البته هرچندکه درآن زمان سکه هابرای خودش ارزش داشت . مثلاقدیم هایعنی قدیم قدیمها صدنَاری وعباسی وبعد هاکم کم ده شاهی ویقرانی شد واین اواخرها هم پنج زاری (پنج قرانی گفته ،۵ریال به یک تومانی ،۱۰ریال،هم رسید)وبعدازانقلاب ازاین نوع عروسی ها وجشن هابه گفتهامروزی هادَمده شد. ولی،،مولف،،درسال ۱۳۵۸ماه بهمن عروسی کردم(قبلان عرض کردم سه شبانه روز عروسی گرفتم دوروزقبل ازشروع شود زنهابرای تمیز کردن وخورد وسرخ کردن ووسائلها که قبلان نام بردم خانه مابودن واین نوع کارهابودن وانجام دادن .) وبعدها عروس هابه یک روز بعدها به چندساعت رسید .گفتیم که به درهرخانه میرسدن چنددقیقه ی مکث میکردن وصاحب خانه چند مشت برنج رنگ شده باکمز اسفند آتشکده دودکردن واردمیدان رقص میشود.وچندتا قیر کمرمیاد دوداسفند از جلو عروس به چپ راست تاب میدهد وبرنج رابرسر عروس میکند پرتاب وبعددوباره بحرکت درمیاد همینطورتادرخانه دامادهرچندتا خانه تو مسیرباشدچند دقیقه وامیستند تادرخانه داماد.این عروس ازدرخانه پدرش توسط راه مابین پدرشوهر و یا دامادو وسط راه می رسنددوستان داماد توخانه داماد منتظرند تاعروس دربین راه برسدیکی خبر بیاره که داماد راببرند برای نارنج زدن واگر مطرب دارند یکی ازنوازنده برای همراهی کردن بچه ها بداد همراهان داماد میرسد و در جمع این جوانان میباشد این داماد ازخانه تاچند متری عروس قرارمیگیرد. داماددرموقیت نارنج زدن قرار میگیرد بچه هاودوستان دیت دردست هم یک دایره میدانداری درست میکنند عروس دامادروبروی هم قرارمی دهند ومردم دست می زنندنوازندهامینوازند ومردم هیاهو سوت تا چندصد متری به گوش میرسد دراینجاچندتانارنج یا پرتقال که دراین منطقه فراوان است مادرش برای این داماددراین ساعت مخلفات که مهیاکرده به اومی رسانند وبعدازنارنج زدن. یعنی ترزنارنج زدن داماد،نارنج راازبالایه سرعروس پرت می کند.بعدچندقدم که فاصله داشت نزدیک عروس می شود مخلفات که ازبرنج رنگی وهمراه باچندسکه ونقل نبات درداخل یک ستمال جیبی ،(درآن زمان هرکی درجیب داشت بغضی هاابریشمی وبعضی هاپارچه ای معمولی ولی جوانان وبزرگان داشتن)درداخل دستمال پیچیده شده به دست ساق دوش بوده درآن دقیقه به اون میدن آنمخلفات رابرسرعروس(همسرش) میریزدوازآنجااین دو دست تودست هم حرکت به سوی خانه بخت یا پدری. این هم گفته باشم که ازقلم ردنشود. عروس ازدرخانه پدرحرکت می کندیک طرف دستش را برادرش ویاخواهرش واگربرادرنداشت خواهر طرف دیگر واگر خواهر هم نداشت یکی ازدختران فامیل نزدیک ودر نهایت ساق دوشان او راهمراهی میکننددوطرف او می گیرند تادامادنارنج بزند ودیگر این هادوساق دوش عروس رابه داماد می سپارنداین دو دست تودست هم و دوش به دوش هم رقاصه هامی رقصندوجوانان باهلهله هیاهو وسوت این مجلس جشن راگرم نگه میدارندتادرخانه پدردامادبرند .مادر دامادمنتظرایت تااین دوجگرگوشه شاخ شمشادبرسند.یک سری ادمهازن مردجایگاههای خودشان را اول صبح گرفته اندبرای تماشاازبالاایوان وتلاراماده کردن تاآمدن این عروس و دامادازبالامصلت باشند تابهتردید داشته باشند به رقصیدن رقاصه های جوان زن ومردهاو دیدبهترداشته باشد.دختر وپسر به همراه این عروس داماد واریدحیاط میشوند اینجا یک رسمی است.باید انجام بدهد.جوانان پشت سرعروس داماد استادند تا مادرداماد انجام دهد.جوانان پشت عروس دانادجمع شدندومادر دامادمنتظراست تانان مرغ رسمدیگری است انجام دهد .وجوانان هم منتظر این لحظه هستن که این نان مرغ داخل دستمال پیچیده شده مادر داماد ازبالاسرعروس ودامادپرتاب کند واین جوانان از بالاسراینهابگیرندهرکس زرنگتر قدش بلند تره باشدمی گیرد (مخلفات داخل این دستمال(نان محلی بنام بَپُوته لاسُونان۴۷'-)این نان راازاردبرنج ومرغ محلی ومبلغی پول خردداخل دستمال ازروی ایوان پرتاب میکند( توضیح بیشتررادرصفحه رسم درست ودختران بخوانید.)این نان از اردبیل مرغ محلی سرخ شده وبعضی هاداخل شکم مرغ ازسزیجات معطر خوش بو ومغزگردو بیشترین خانواده هااینکار انجام میدهندوخیلی کم است اینکار نکنند.درزمان پرتاب کردن ازبالاسرعروس ودامادمخلفات داخل شکم مرغ ازمغزگردو وچندتا سکه نقل نبات سبزی معطرپر میکنند مرغ رالایه نان واین مرغ نان رادر داخل یک دستمال جیبی می پیچندعروس ودامادکه توحیاط خانه واستادن همگی دست میزنند میرقصند سرگرم شادی هستن .یک سری جوانان منتظرهستن که مادر داماد،نان مرغ،بزند مادر داماددستمال راازایوان یا تلار ازبالاپرت میکند.از روی سر این دوعزیز وجوانان ازپشت سر هرکی زرنگتر وبلندتراست آننان مرغ میگیردشایدچندین جوان پشت سراین عروس ودامادوایستادن مواظیب مادر دامادهستن که دستمال را پرتاب کندهرکیگرفت دستمال جیبی درآن زمان بهترین وزیباتربن وازنظرقیمت هم بالابودن داخل راورمیدارد.مرغ ونان مخلفات رادر همه میخورند.؟شایدپرت کردن، بَپُوته لاسُونان، ومرغ ازنظرمن(یک نوع ولیمه باشد)دراین ساعت آدمهای بد وخوب همجاوهمه هستن وبرای همین رفع دفع بلایات وپیش گیری وجلوگیری ازچشم یازبان زدن
شایداین عمل پرت کردن نان ومرغ چندتاسکه ازبالای سر این عروس داماد شاید هم یک نوع صدقه ویا ولیمه باشد این رسم بوده کهاین مخلفات رادرداخل دستمال میزارند که قبلان هم گفتم .این دستمال درزمان وقت خودش گران بوده وبرای عروس خانم زیادوقت گرفته چوندرزمان جوانی همه دختران دم بخت تاقبل ازعروسی برای جهیزیه وبخش جهیزیه این عروس چندین از این دستمال جیبی آماده میکند. برای دامادوخانواده شوهرودوساق دوش ویکی ازاینهاکسی که جهیزیه صورت میکند وبزرگان وریش سفیدان ویکی همبرای این ساعت بامرغ نان پرت می گنند ویک هفتهبعداز عروسی جهیزیه (به زبان محلی جهاز بیرون هدن)جهیزیه بیرون می هند. دراین باره توضیح بیشترخواهم داد.بعدازاین برنامه نان مرغ زدن گفته می شودنوبت چرخیدندورچاه میرسدیعنیسه بار باید دوراه رادوربزنند.این عروس دامادسه باردار چاه رادورمی زنند اگر خانه چاه نداشت یک طشت راازپرآب میکنندوباید دوراین طشت سه باردورمیزنندویک دوتا سکه درداخل چاه وفرق نداردطشت هم همینطوراست مردم دور چاه وایستادن دست میزنند هیاهو وسوت میزنند شادی می کنند.این طشت گوشه حیاط می باشدیه چند ساعتی این طشت درجاخودش برقراراست. این عمل راانجام میدهند (مو"لف)نمی دانم برای چه این عمل انجام میدهند .ولی ازآنجایی که مردم پرسیدم ومعادن آبروشنایی است وروشنایی زندگی میباشدوشایدهم سکه برکت می دانند این رسم هاراانجام میدهندوبعدازدورزدن چاه وپول یعنی سکه انداختن تو چاه نوبت این که عروس برود بالا یعنی وارد خانه شوند.وارد شدن عروس به خانه پدرشوهر اولین قدم که عروس همراه شوخود(اگر عروس ودامادچند قدم وردارددیگر چیزی به آنهاتعلوق نمیگبردپدرشوهرهم همین میخوادواین زوجه نمی زارندچیزی به نف پدرشوهر باشد .وولی قدم اول راورمی دارد یادم اول پرونده یاایوان می گذارد قدمدوم راورنمیداردمادرش یا بزرگترها به آن یاددادن وازقدیم رسم بوده درآن دقیقه عمه خاله یایکی ازبزرگان درنزدیکی اواست نمی زاردقدم دوم و دارد ویاد آوری میکند.واودرقدمدوم وامیستد جمع دست میزنند بخصوصفامیلانعروس راهنمایی میکننداو(عروس) حرف نمیزندولی فامیلان فریادی زنندمیگویند،الته با زبان حلی، (عروس پَه وَزَانَبُونَه عروس پَه چِه خَنَه۴۷'-) دسته دیگر میگویند عروس (خُونُه وَاشُو خَنَه۴۸'-)چندبارپشت سرهم تکرارمی کنند ومی گوینددست میزنند دادمی کشنده فریادمی زننداسم پدر دامادبا صدا بلندبادادمی آورند اوبیاد این عروس داماد آنقدر داد می زنندوترار میکنندتاپدر داماد (پدرشوهر)بیایدوبه عروس یک چیزی برای وارید خانه شودیک چایزی بنام اوکند.پدرشوهرمیداند که نه این بلکه هم پدرشوهرها توروستاها میدانندکه برای ورودعروس به خانه پدرشوهردرآن ساعت زیرپا یاقدم به خانه یاپله ویا ایوان بزاره پدرشوهر بایدچیزی بنام اوکند عروس قدم دوم ورنمی دارد (این رابه زبان محلی،خُونَه وَاشُو)پدر شوهر بایدبدهدچون میداند باید انجام بدهدولی جلو نمیرودتاکمی جمع دست بزنندبرقصندخوش باشند. آنها یعنی جمع دست میزنند فریاد می نند همان جمله هارا تکرارمی کنندمی گویندتاپدردامادواردمیدان میشود دیگر جمع آنجا خاطرجمع میشوندپدرداماد آمده آورانه رقص دعوت میکننداوچند تاقیر کمر یاتکان می دهدخودشو این پدرشوهرهابستگی دارد به منطقه یامکان کجایی کرهزمین برنج کاری ویا تیکه زمبن باغ چای ایماندار است گوسفند ماده وگاوماده(گاو وگوسفند ماده به عروس میدهند برای آینده پسروعروس خودش اینحیوانهاتولیدمثل کنند)ازگاو اسب ماده نصف میدهند وهرچه بجزپول نقدمیدهند بنام خُونَ وَاشُو ،یاداشت می کنند تویک برگمخصوص گوسفند ویامزرعه وباغ حدودارامشخص میکنندوزیرنوشته راپدر شوهر وشوهر چندتا بزرگان که حضوردارندامضاءمیکنند به دست عروس میدهند واینعروس دامادواردایوان یاازپله هابالامیروند(البته ،درقدیم قدیمهاآنچه که شنیدم اوردم می گفتن پدرشوهریک حرف به انوان تیکه زمینی یاچیزی به زبان میآورد ومی گفت چهار نفربزرگترها فامیلان دو طرف می شنیدندکافی بود دیگرنمی نوشتندحرف که می زدن ازنوشتن امروزه بالاتر بود )وشادی فامیلان عروس تادوبرابرمی شد این عروس دامادواردایوان میشدند نوبت ورود اتاق است رسم بعدی است که ای عروسقبل ورود به اتاق (مخ بزند ،مخ زنی عروس )مخ کوبی ویا،مخ زنی عروس وداماد،می زدن عروس بالایه چهارچوب در ورودی اتاق خانه باید یک مخ به بالای چهارچوب دربگوبد.مخ رامیدهنددست دامادکش راکه قبلا آماده کردن برای همچین ساعتی یعنی رسم مخ کوبی شاید به این معنا ومناسیبت باشد که تااینخانه وجودداردواینعروس وداماد (زن وشوهر) تاعمردارندتعلق به اینخانه وزندگی میکنند. این مخ کوبیدن واین عروس شایدبه این خاطر باشد. وخیلی هانمیداننداین مخ کوبیدن هابه چه مناسبت و معنا داردوهست؟چون از قدیم بوده ازنسل به نسل آمده دیگرتحقیق نمی کنند.ولی من،مولف،چنین معناءدربالا کردم؟کوبیدن مخ دربالاچهارچوب چون قداین عروس داماد نمی رسددوتاچهارپایه آماده است یکی برای داماد یکی هم رای عروس مخوان به دست داماد میدهند وداماد مخ رانگه میدارد وعروس باچکش میکوبد برای اینکهمردم بخندند اوگاهگاهی چکش رابه دست شوهرش میزند دامادبرای اینکه دم بیشتر بخنداند راول میکنددستش رامیکشد یک آخ اُوخ رامی اندازدتا مردم بیشتر بخندند (البته شایدعروس چکش رابهروی دستش فرود بیاوردولی نه به ضربه که به محکمی روی مخ)برای خنده وشادی مردم این کارانجام میدهند همه دست می زنندشادی می کنند.بعدازمخ کوبی این عروس دامادوارداتاق می شوند یک دور داخل اتاق دورمیزنند.بعدازاتاق این دونفر بطرف جایگاه که درداخل وگوشه کندوج یاگوشه ایوان اگر هوا خوب باشد گوشه حیاط جایی برای این عروس داماد آماده کردن درآنجا اینها جلوس میزنند دراین ساعت یک رسم است بنام (کَشَه دوکُن۴۹'-) یکی ازفامیلان نزدیک ویا کسی کهبچه کوچک دارد دور ورعروس هستن دراین ساعت هرکیازاینزنهابچه کوچک زیردوسال دارندوزرنگ است عروس دامادبه جای گاه نشستن او بچه رافوری به بقل عروس می دهد (این عمل راکَشَه دُکن ویادوکن)گفته میشود این عروس یک دست لباس ازپیرهن شلوارو جوراب به سایزبچه دوساله ویامبلغی پول که دامادلایی پیرهن بچه گذاشته چنددقیقه بابچه بازی ونازش می کنند بعدبچه رابر میگر دانند.به این لباس را مادرش قبلاآماده کرده توسط یکی ازفامیلان درآن ساعت به او میرسانند چون هم عروس ها این رسم رادارند.پدرمادرها میدانند چنین رسم است همه چیز را قبلان آماده میکنند .بعد ازکشه نشینی نوبترونمادهی میباشد.وسفره نهارهم ازگوشه دیگر حیاط درحال آماده کردن است.هرکی دوست داردقبل النهار رونمامیدهد ویابعداز خوردن نهاررونما دردامادمیدهد. بعد از ونمی نهار هرکی به خانه میراندند ساعت استراحت میکنند. تا(حنابندان داماد )حنابنداندامادبعد ازروزعروسی یعنی شبش حنابندانداماد است.تاظهرعروسی یک استراحتوتا قبل ازحنابندان واگرپدرداماد(لُوچَه ویا بُوروم دار)،(دراین منطقه قسمت هاگفتن این جمله فرق داردهردوکشتی است بُروم دار درچه وقت وکجا گفته شود فرق دارد قبلاتوضیح دادم،؟!) اگرکشتی گذاشته باشد پدرداماددوسه ساعت کشتی برپا میشوداین لوچه زمان نهار پدرداماد اعلام میکند تا دهان بدهان بهگوش کسانی کشتی گیرند بشنوند به یکدیگر خبر میدهند جایزه رابرای کشتی گیران درنظرمیگیرند اعلام میکنند.ده نفر تاپنج نفربستگی دارد به پدردامادبرای چند نفرجایزهدرنظرگرفته است پدرداماد درروزهای اول جایزه هارادرنظرمیگیرد آنروزبرگزاری عروسی اعلام میکند دوسه ساعت کشتی است داماد درمیدان ویادایره کشتی حضوردارد(توضیح بیشتر در باره رسم کشتی گرفتن گیل مردی درصفحه کشتی بخوانید؟)کشتیگیران درحالکشتی هستن و مردم پیرو جوان سرشان گرم به کشتی است همه جمع هستن وآن دوجوان ساق دوش هابرای احترام نهادن به جوانان مانند دوساق دوش عروس میروندخانه بخانه بنام (خبراکونی)بزبان محلی یعنی خبر کردن به جوانان برای امشب حنابندانداماد توخانه فلانی است (البته اولقبلازخبربدهند دور ترین خانه رامیگیرندهمه مردم راضی نمی شوند به دادن خانه زیاد نیستن ویکی همه خانه میدهدباجان دل خیلی هم افتخار می کند. درزمان خبر کردن جوانان به آدرس یانام صاحب خانه را به همه اعلام میکنند.آن وقت غروبهرکیدوست دارددرآن خانه جمع میشونداین خانهرابرایجشن قل ازحابندان است .چونامشب آخرین شب این جشن عروسی است.جوانان برای زدن رقصیدن شادی کردن جمع میشوند. مسیر هرچه دورتر باشدفیض شادی بیشتر می برند.قبلاهم گفتم همه اهل محل می دانندامشب حنابندان ،پسرفلانی ، استولیبویدخبر بدهند این خبر کردن یک نوع احترامی به جوانان ومردم محله بایکدیگر است ودومخانه که گرفتن آنها بدانند کدام نقطه محله است .درآن شب فقط وآنان نیستند بلکه دختران وزنان ومردان سن بالاکرهاهم هستن ودم غروب همه میآیند تو آن خانه وحیاط خانه ومسیر راه آنخانه یاجلو خانه های دیگرتجمع میکنند چند ساعتی توآن خانه طشت ودست زدن رقصیدن واگ موزیک دارندیکی از موزیکها بیشترهم ویلن است بعضی وقتهاهم ضرب درجمع اینها می اورند.که همراهی کنندو شادی رادوچندان میکنند.دربعضیاز عروسی هامطرب ندارنددرجشن هادرویش ویا همان نقالگو ودراین شبها کسی که مطرب درجشن هانمی اوردیاازخانواده مذهبی هستندویاوض مالی وضعیت ضعیف می باشندبجایی مطرب درویش می آوردن.دراین چندشبانه روزقبل جشن مردم به اینتظاردرویش مرشید ونقال نمی مانند.درجشن هاشایدمثل جشن شبهای که عروسی بامطرب مردم دور ور این مطرب بخصوص جوانان جمع میشوند دور ور درویش جمع نمی شوند.ولی پیر سالخورده دراطراف نقالگوکه نقالی میکند این سالخوردهاگوش هاراتیزمیکنند به حرفهای نقالچی ازداستان های او ازداستان های رستم سهراب وعزیز نگار ویالیلی مجنون و...وتوقصه گویی تو این زمینه هابه وداستان تواین شبهامردم سرگرم می کرد. در زمان قدیم قدیمهاباسوادکم بود یک هم سواد داشت چهار تاکتاب ها راکه نام برده خواندانددراین مجلس ها داستان گوی ازآنها تعریف یانقالی میکنند وهمه نشستند گوش فرادادن به حرفهای او.جوری ازداستان آن شخص میگفت وچندبیت شعرش رامیخواند وحتیاگردرست هم نبودکسی نبودایراد بگیرد چون سواددارکم بود واگر بود مطالعه نکرده بودن وازگفته های نقال چی ایراد بگیرند. اونجوری وبه شیرینیتعریف میکند ومردم ازگفته های او چون خیلی شیرین عریف می کردقبول می کردن و سالخورده هاازحرفهاینقالچی همه گوش میکردن وسر گرم حرفهای قشنگ اومیشدند.جوانان هم سرگرمدست زدن رقصیدن خودشان توگوشه حیاط باقسمت دیگر سرگرم هستن .دوستانداماددراینجور مواقع که درویش یانقالچی که درشمال درویش گفته میشوددراین جشنهابادست زدن ویاکسی ضرب زدن بلداست برایچندساعت ضرب یادایره این جشن رایک جوری سرگرم می کنداگرباشدبرای چند ساعت. واگر مطرب باشدویلن زن رادعوت میکنندتا در شب بیشترخوش باشند و گرنه بادست زدن وطشت زدن آن شب وآن خوشی رایک جوری به یادماندنی می کنند. دراین جوری جشن هاآن موزیک زنهابنف نوازنده هااست همه نوازنده هادوست دارنددرآن شب درآن جمع بنوازند چون جوانان پول به انوان امروزی ها مگویندشاواش خوش حال کردن طرف پول جمع میکنندبه نوازنده میدهندتااوهم بهتر وبیشتر بنوازد درآنشب خوشتر باشند. این حنابندان چهارپایان عروس وچه دامادبرگزار میشود ازلحاظقشنگی وشادی ها وزیبایی این شب هیچ وقت فراموش شدنی نیست.این جشن بلکه تمام مراسمهاو جشن ها وهروقت طرف به یادصحنه هامی افتدوبه یاد می آوردآنجشن مانند یک نوآره فیلم ازجلو چشم حرکت میکندباز به وج می اورد. مگر در روستا درسال چندتا ازاین عروسی ها است.گفتیم حنابندان توآن شب چند ساعتی میزنندمیرقصند وبعد (مطرب یا درویش همان نقالچی )میاینداین دامادروهمراهان رابرای شام ببرند. تابعدازشام دستش راحناکنند.این شب تاپاسی ازشب می گذرد مردم توخانه دامادجمعاًوشلوغ می باشند.این مردم وبخصوص جوانان میدانند که امشبآخرین شب پایان این جشن عروسی وشادی هااست.تالحظه آخرآن شب مردم بخصوص فامیلان ودوستان خانواده توخانه داماد بعداز حنابندان هستن جوانان بعداز خانه دامادیکی دو ساعت توخیابان ازعروسی های گذشته هاباهم صحبت میکنند.، (، اما رسم عروس از یک روستا دیگر ودامادازیک روستا دیگر)رسمهای کارها وهرچه تاحالا گفتیم چه عروس وچه داماد هرکی در روستا خودشان انجام می دهد فقط دردعوت کردن دوخانواده درشبها وروزها وبردن عروس این هم گفته باشم حتی عروس وداماد ازیک روستا بزرگ خیشی کرده باشند زمان بردن عروس بایدبااسب عروس راببرند.تمام جهیزیه راچون جاده گل لجن بخصوص در زمستان هالهی یه رابااسب میبردن فقط رسم شب حنابندان عروس که ازطرفداماچند نفری باوسائلحنابندان ومیوه یرینی بایدراچندنفردرآن شب حضور دارند.خواهر وعمه خاله جوان داماداگردارندبایدباشند. برای بردن عروس پدرداماد امارازپدرعروس میگیرد تاچند تا اسب برای فردا همراه عروس به آن ور برونداسب بفرسته. پدرداماد صبح فردا(یعنیروزعروسی)هرچندنفری که همراه عروس مهمانعروس هستن باعروس از این روستابه آن روستا ی دامادمیروند روزقبل ازعروسی پدردامادوپدرعروس تصمیم میگیرندکه چنداسب همراه باجلودار .ویکاسبسفید یکی ازفامیلان دامادجلوداراین اسب که مخصوص عروس با کمی پارچه های رنگی وازپارچه های رنگی گل درست می کردن وبه گردن اسبهااز طرف دامادبه این روستافرستادن اسب سفید برای عروس باقی باهر اسبی وهمراهان عروس دوستان وساق دوش دوستان مادروخواهر عروس است .ازشب حنا ووسائل حنابندان درآن شب لازم کار است.پس بایددراین جورجشن عروسیها اسب باشدبرای زنها باشد حالامردها یکجوریخودشان رامیرسانند( ولی زنها؟!)توجشنهازنهای شمال گرگ آب دید اندواگردراین روز ازاین روستا به روستا داماد اگر نمی توانند بروندویا مشکل جاده است به اندازه ای کهاسبخواسته اندمیروند.مردم شمال جشن هارادوست دارند در اینجورمواقعهازیادازطرف عروس نمیروند.تمام اسب داران دعوت شده هاصبح زود جلوخانه دامادآماده هستن تادستورحرکت بدهند. تمام اسب ها پالان کرده و وریپالان باپارچه های رنگی وحتی افسار هاراباپارچه های رنگی اماده کردن وگردن ومگس گیرهای وی چشمان اسب هاراگل دوزی ویاباپارچه ها ی رنگی گره می زنند.تاهرچه تمامتر زیباترنشان دهد.اینها برای بردن عروس همراههان اواماداندهرچه قشنگتر خودشان رانشان دهند .اسب عروس داماداز نظرتزئین ازطرفخواهر مادر فامیلان باشوق ذوق تزئین میکنند درآن جمع ایندو اسب از همهاسب هازیباتر قشنگتر است.این اسب زمانی نارنج زدن داماد سوارمیشود.(بردن عروس ونارنج زدن وزودتر برسند چون جاده گلی است بایدبا اسب باشد داماددراین جور مواقع سه تا اسب برای خودش دوتا ساق دوش نگه میداردچون اورا همراهی میکنند.عروس نزدیک روستا داماد میشود یااوایل روستادامادمیرسند دوساق دوشان دامادراسواراسب میکنندایندوساق دوش دوطرف داماداوراهمراهی می کنند دامادباهمان سوار براسب است نارنج میزند یکی ازساق دوش هادهانه اسبداماد رانگه میدارد وابساراسب عروس مانندداماد دواسب رانزدیک هم میشوندتا نارنج بزندیک وقت اسبها باهم دیگر نپرند سواران به زمین پرت نشوندداماد بعداز نزدیک شودن به عروس دستمال مخلفات داخل رابرسر عروس خالی میکند .این عروس ودامادباجلودارحرکت می کنندبه طرف خانه داماد.هرکی اسب شخصی داردبدون سر نشین وجلواینهاتاروستا این مردان چابک سواران روستایی جلودامادوعروس اسبهاراچهارنعل میدوانندبرپشت اسبها در حال دویدن روی اسب سرپا وامیستادن مسابقه رقص وشادی میکنند (ای کاش درآن زمان مثل امروزدوربین بود واز آنها آن مردان ازاین عروسی هافیلم یاچندتادانه عکس می گرفتم و درنوشته های ماراتهید میکرد.آن شادی هارابا زبان نمی شودگفت یا تعریف کرد ویاباقلم نمی شود نوشت فقط باید باچشمان دید ؟!این عروسی رامانند همه عروسیهادریک روستا رسم است .چیزی که در رسم عروسی چه دراین روستا وچه روستا به روستا دیگر فرق داشت ونداشت نوشتم ؟!) (رسم پاتختی)
پاتختی یکی دیگر ازرسم هااست که درتمام کشورایران اجرا
میشود.درقدیم مثل امروز زیادرسمی نبود صبح فردا.مادر وخاله عمه بعداز صبحانه جمع می شودن میرفتن خانه داماد در خلوتی ازدخترش میپرسیدند جواب مثبت است. امروزیها چهارنفر از این رو چهارنفر ازآن ور صبح زودفردایی عروسی مادر عروس همراه خاله وعمه ،ومادر داماد همین طورعمه وخاله داماد میروند دراین جشن صبح گاهی توخانه داماد شرکت کنند.ولی دوخانواده دراین مجلس حضوردارندوهمه منتظرهستدتااین عروس ودامادبیایند وحتی جواب دختریاهمان عروس خانم چی هست مثبت باشد مادرش دربرابرمادروفامیلان دامادسر بلندروسفید از آن مجلس دربیایدو وقتی عروس آن خانواده یادختراین مادر،عروس خانه ازجلسه مثبت شده مادربسیارخرسندو خوشحال میشود.بلکه این مادرنه همه همراهان عمه خاله هم خوشحال میشودکه ازاین جمله مثبت است .مادردامادشیرینی وچای پخش می کند.شایدداماد ازاین کارنمی خواسته مثبت یامنفی بودن رادرآن مجلس اعلام کند .(البته بعضی دامادها)ولی رسم اینجوری است اعلام شود.تمام حاضرین درآن مجلس همدیگرراتبریک وتعنیت میگویند همه باخوشحالی لبخندشادی دراین مجلس دو چندان شادمی شوند.ازساعت ورودبه خانه داماد کمی غریبی وگوشه گیر بودن تنهاخوشی اینهاعروس وداماد بودن وقتی صبح بعداز پاتختی مثبت شدند.این مادر و همراهانازگرفتگی گوشه نشینی وقتی می بینند مثبت است خیلی خوشحال ازحالت گرفتگی درمیآیند.ازطرف دیگر مادر دامادبااهل فامیل صحنه را می بینندمانند خانواده خودش مهمانان عروس میدانند به خوشحالی وشادی به ماچ بوس راه می انداز .این ماچ بوس شادی بهانه، ی، میشود این دوخانواده هابیشترباهم انس بگیرند .(البته خانواده داماد یا همان شوهربعدازعقدکردن عروس یکی دوهفته بعدازعقد که گذشت اورا (عروس)رابرای پاگشایی دعوت مشودواو(عروس)ازاین دعوت دوتا کادو میگیردیک کادوبرای ورودبخانه به انوان پاگشایی و یکی دیگر به زبان محلی گفته میشود(مچه داره) پاگشایی بعداز عقداین برنامه برای اینکه این عروس هروقت دوست داردبه خانه پدرشوهر رفت آمد کند. اوبرای دیدن نامزد وخانواده نامزد آزادباشند .این پاگشایی عروس با چندنفرازدوستان وفامیلان و دختران همسن سالهای دم بخت باهمراه این عروس درروز هستند عروس روسری که بسردارد درآن ساعت ودرآن جمع گوشه دستمال راجلو دهانشومیگیردو هرچه می پرسند جواب نمی دهد.درآن جواب مثبت دردست دارد وبه همه آنهاجمع نشان میدهد ولی حرف نمی زند.هرچه فامیلان دامادازاومی پرسنداین عروس جواب نمی دهد با اشاره دست وسربه آنهامی دهد.همه آن جمع میدانندعروس(ایِشماغ ویامچه دارد ۵۰)همه فامیلان دامادمی دانند ولی سوال وپرسش زیاد میکنندتایک جای عروس اشتباه کند.اوخودشو نگه می دارد تاپدر دامادیاپدرشوهراوبیاید.چیزی به انوان بازکردن ایِشماغ به عروسش برای حرف زدن تااو ایِشماغ یاهمان (مچه داره) به زبان محلی بایدبدهدتا ایِشماغ شکسته و یازبانش بازشود.این یک رسم است ودرآن زمانی که سوال ومی پرسنداگرعروس حرف بزند ایِشماغ شکسته میشود. پدرداماددیگر چیزی به عروس نصمی دهد.درقبال این مبلغ پول میتواندجاش گاو وگوسفند ویا زمینی بدهد. ِلذابیشترین رسم پول هدیه می کنندتاقال قضیه به پایان میبرند.دراینجا عروس حرف بزند فامیلان به اوصیفت پر روی میدهند(بخصوص دختران دوران جوانی که این باآنها ازدواج نکرده بود چشم به او ،داماد، دوخته بودن درزمانی مجردی آنها دوست داشتن بااو ازدواج کنند ونکرده آن دسته دختران بکار میبرند.؟)این دخترچقد پرروبوده که هنروزچیزی نگرفته بگیرش نیامده حرف زده پر.؟این چیز هاهست؟!)اوراسبک مغزجلونام میبرندو البته این عمل به نف پدرشوهراست شاید عروس محبت میکند به پدرشوهر اگر حرف بزند.چون همه فامیلان داماد انجاحضوردارند منتظرن یک نقط اشتباه ازعروس ببینند فردادهان بداهان توروستا پشت سرش حرف بدبزنند وهرچی ازاومی پرسند جواب نمی دهدودرآن جمع (فامیلان عروس می گویند ،عروس مچه داره یاایِشماغ داره عروس یه چی خَوانَه۵۱'-) بهزبان محلی پدرشوهرمبلغی پول میدهدوبعداز یک دو هفته میگذردنوبت پاگشایی فامیلان داماد میرسد .که عروس خودشان را برای پا گشایی ببرند ؟؟! ((رسم پاگشایی عروس توسط فامیلان داماد ؟)) یکی دوهفته بعد ازعروسی که گذشت نوبت پاگشایی وبردن عروس توسط فامیلان داماد میشود.؟ همینطورکه قبل ازعروسی فامیلان عروس این عمل انجام دادن برای خداحافظی میبرند بین فامیلان عروس وداماد یک فرقی دارد فامیلان عروس براي خداحافظی همراه بایک کادو عروس ودعوت میکنند فامیلان داماد برای پاگشایی همراه باپول وشاید کادو بدهند.چون تازه عروس است احتیاج به کادو آن ها ندارد.؟وحالانوبت پاگشایی فامیلان داماداست .این هاهم برای پاگشایی یک وحده غذایی جا کادو دادن پول میدهند.این پاگشایی عروس تویک محل باشند ولی باهم قوم خیش نباشند دعوت شوند ازدوطرف یک جشن وعروسی کوچکی برپا میشود حالا باهم فامیل باشند چیزی دیگری است.چون همه نسبت دارند خلوتر است. ((رسم جهیزیه بیرون هَدنَ))
بیرون دادن جهیزیه بعد ازیک هفته تاده روز ---یعنی خانواده عروس وظیفه دارندبعدازیک هفته تاده روز بعد ازعروسی که دخترش میگذردبایدبیایندخانه دامادجهاز بیرون هدن .یعنی جهیزیه بیرون بدهند.این جهیزیه به تمام عروس خانمهاشرق گیلان بیرون دادن رسم است میدهند. درزمان جوانی یادم بخت خانه پدرشان هستن به این فکر هستن یعنی پدر ومادرهاشان به این فکر هستندکه دختر دم بخت دارند بایدبرای اوجهیزیه سرهم جورکنند.خودش هم درزمان جوانی بیکار است تالاش می کند نم نم برای خودشجهازجمع جورکند. بعدازازدواج برای همچین روزی لازم می شود.؟البته خانواده هاکه دختر مد بخت دارنداز هفده هجده سالگی شاید هم کمترازابنسن نوجوانی برای دختران نم نم رخت لباس جمع جوری کنند. چون نزدیک دم بخت بایدجهیزیه جمع جورکنند بایدتیکه تیکه پارچه وهروقت پارچه ی می خرندیک چیزی اضافتر ازمصرفی میخرندمخصوصا مادرها برای دخترش وبه دخترانشان یادمیدهندکه آنها هم اینکار انجام بدهند.؟! مثلان بیجامه ای پیرهنی مردانه زنانه حتی بچه گانه ای دختران پسران همه نوع ازآدمهاوهمه نوع پارچه لباسی ولباس زیرجمع جور نیکنندتا همچین روزیشرمنده خانواده دامادنشوند. خانواده کهدختر دارندهرباربازار(شهر)میروند (درشمال شهرها درهفته یک روز بازار هفتگی دارند روستایان درآن روز بازار هفتگی به شهر یا بازار میروند برای امر معاش زندگی هرچه میخواهند هرچه که این یک هفته احتیاجدارندمی خرند وهرباری که بازارمی روندیک تیکه پارچه ولباس یک چیزی میخرندپسنداز میکنندبرای دخترش .)این تیکه تیکه پارچه ویا وسائل های دیگرمی خرندهرچه ازدست برمی آیدانجام میدهند .(روزی که برای خریدوسائل عقد قبل ازعقدکنان به بازار میرونداولین چیزهای می خرند آیینه قرآن بعدصندوق بزرگ است .تمام وسائل های جهیزیه از جوانی جمع کرده داشته وبعدها می خرند همه رادرداخل آن صندوق برای همچین روزی نگهداری میشود. وبعدهابرای زندگی خودش توو این صندوق نگهداری میشود. وامروزبرای همه فامیلان برای هر کی ازیک تیکه تادوسه تیکه پارچه یالباس بزرگ سالان تا بچه گانه به خانواده داده می شود پخش می کنند.؟خانواده داماد مانند مادر پدر وخواهر وبرادرداماد از جوراب بیجامه وپیرهنی زیرتاپیرهن رو وزنها روسری لباس روزنانه ومردهادستمال جیبی لباس رومردانه به مادرشوهر چادر نماز و،،چادرشب ،،هم می دهند.؟
(از زایمان تاشب شش) (شب شش نوزاد ) نوزاد تازه به دنیا آمده__نوزادی که تازه به دنیا آمد بعداز شش زوز شب شش میگیرند واین شب یک جشن است که درقدیم ششمین روز شبش در این شب وشبشش می گرفتن که این تازه زائو ازدست (ال)راحت شود ومردم روستا معتقد بودن کشاورزی تازه زایمان کرده تاشب ششم زنده مانده ودیگر ،ال،نمی توان جان زن تازه زائده و بچه رابگیرد. خانواده تازه زائده دراین شب را یک نوع جشن می گیرند.درقدیم این شب میگویند جین (ال)میاد دل زائورامیکند میبرد وزائو تازه زایده رامی کشد ومی برد . ولی در این شب جشن شبشش می گیرند خانه این تازه زایمان کرده شلوغ است میگویند،ال،نمی تواندجاو زائو برود میترسد.درقدیم زن زایمان میکردتاشب شش این تازه زائده چه تازه عروس باشد چه چندین سال خانه شوهرش بوده چه اولین شکم باشد فرقی ندارد مادر درحیات باشدمادرآن تازه زائو این زن زائیده رایابه خانه میبرد ویامادرتاشبشش توخانه پیش دخترش به کمکش میماند تاراه روش بچه داری شیردادن وکهنه تازه کردن بچه راانجام بدهد (هرچه باشدچندشکم این مادرزایده وراه روش رااین مادرازمادرش او هم ازمادرش نسل به نسل رسیدبه مادرش ومادرش یاد گرفته حالااوامروز برای دخترش داردیاددادن کمکش دریق نمی کند خیلیهم خوشحال است .ازروزاول حامله گی دخترش این مادر خوشحال میشود نه این مادر بلکه خانواده دوطرف به حامله بودن دختر وعروس شان خوشحال هستن. وکه بعداززایمان هم این مادرخوشحال است که دخترش سالم زایمان کرده وبچه ومادر سالم هستن بسیاراین دوخانواده خرسند وخوشحال هستند.مادرازهمه بیشترازاین زایمان دخترش و زائو خیلی خوشحال مباشد چون این خانواده راسر بلنددرآورده است .ازروزی که حامله میشود در خانواده مادری دست بهدعامشوند که دخترشان سالم وبچه اش سلامتی به ثمربرسد وبه دریابید.خانواده پدری هم دست به دعامی شوندو دوست دارندعروس شان پسربیارد وسالم بیاره چون درکشاورزی کمک کار پسرش باشدودست پدرش رابگیرد .از روزی فهمیدن تاروز زایمان این دوخانواده عروس داماددست به دعا هستند.،چون در زمان قدیم مثل امروزنبودکه آزمایشگاه یارادیولوژینبود تو چند ماهی اول حاملگی بایکازمایش یارادیولوژی بدانند بچه درشکم مادری است تابچه دنیا نیامده بودکسی نمیدانست بچه چیست.؟ تازن زائو نمی زاید نمی دانستن بچه توشکم مادرچه هستش البته یکسری زنها بانگاه کردن گوشه چشم یاشکم حدث زدن یابه واقیت میگفتن پسر است یادختر،و بعضی از این زنها البته یک سری از زن هاسن سال شان بالا است چندشم زایمان کردن وقتی یک نفر حامله راببینند وازخوردخوراک وخودن ترشیجات ویاشیرینیجات میفهمند که بچه درشکم اوچی هست دختر یاپسر.این دوخانوادهخوشحال هستندکه عروس اینها حامله است.پسرشانصاحب بچه می شود وخودشان نوه دارمی شوند.آینده چراغ خانه شان روشن می کند.(این بچه نورخانه این دوخانواده است. ؟)درقدیم مانندامروز مدرن نبود درهمه شهرها بیمارستان زنان زایمان یادکتر زایمان باشد .درقدیم هرزنی یازائوتوخانه زایمان میکرد دوخانواده زائو تمام شبانه روزمواظیب هستن بخصوص مادرزائو، زن حامله ،دوروردخترش می چرخدتاروززایمان ساعتی که زائو احساس دردکندبادردگرفتن اول به شوهرش میگوید وبه مادرش خبر میدهند جریان را باداد فریادهمسایه ها وبا دیدن یکدیگر تمام همسایه ها میرسند همسایه هاجمع میشوند شوهر یا درنهایت پدر شوهرآن زائوخبرمیدهندتا(مُومهَ)راتابرساند مُومهَ را به وقت برساند مُومهَ دریک روستا باشد باپا پیاده میرسد اگر مُو مهَ از روستایی دیگرباشد برای اواسب میبرند تاهرچه زود تر برسانند.ازساعت باخبرند که زن فلانی درگرفته هرکی تفنگ داردخودشو به آن خانه میرساند ازساعت اولیه دوتفنگ دار بیشترین ازفامیلان نزدیک دوخانواده هستن بافتنگشان ورودی اتاق نزدیک دراتاق که زائوهستن .این دوتفنگ دار به جایی دوچشم چهارچوبی هرکی رفت آمد میکننداین دوتفنگ دارنگاه میکنندکه یک وقت(جین یا ال)وارد اتاق نشود.(میگویند جین یاال خودشو به هرچیزی در میگردانند پریا کرم یابرگ درست مکند با عصری بادزدن می غلتیدیابرگ به ادمهامیچسبد ویامانند کرم حرکت کردن خودشو به زائومیرساند ووقتی اوزایدقلب زائو رادرحال زایدن ورمی داردمی برد.ازانی دوتفنگدار ردشود ازداخل اتاق پشت در یک زن چاقو بدست هرکی وارید میشود دوچشم دوخته به در هرکی داخلشوداورایک دوراومیچرخاندسر تاپا اورانگاه میکند تاپری چیزی به اونچسبیده باشد.ومیگویند، جین یاال ، خودشو شبی ادم درمیارد ولی پاها به طرف پشت است. مردم روستامعتقدندو میگویندکه، جین یاال،عاشق زنهایدرحالزایمان هستش ومیگوینددرزمان زایمان اومی ایدقلب زائو رادرحال دردکشیدن قلب زائو رابعداز زایمان چندساعت تا چند روززائومرده .البته به بعضی هااین مرده اند پیش آمده نهبرای همه زائو هابمیرند.هرکدام اززائو ها می مردن مُومهَ و، قابله ،به گردن ،ال،میانداختم (قابله هاتمام زایمان هاکه به فوتی می انجامیدهمه موقصر ها رابه گردن جین میانداختندبه خودشان هم نمی آورند. اینها همه یک نوع بهانه است آزردن خودشان برداشته شودبعدها فهمیدن راًیت نکردن .همه این براثرکثفبودن دستها یاداخل ناخنهاویا انگشتان این قابله براثر کثف بودن دیت رابه داخل رحیم زائو مکنند برخورد به بدن یاجائی رااسابت کردن و درون رازخم میکندبراثر کثف بودن دست جای زخم چرک میکندبعدازچندروز براثرکثفی می
میرد ومردن اورابه گردن جین ال میاندازد.کسی ازقابله نمی پرسدکه جین اگربیایدقلب زائو رابکندببرد ودرموقع رفتن به داخل اتاق شاید خودشو به شکل پریا کرم یایک شکل دیگر چیزی دیگر دربیاورد وبعدازکندن قلب زائو چطوری بایدببرد.ال خودشو به شکل های دیگردرمیاورد قلب انسان را چطوربایدببرد .؟! قابله هرچه می گفت مردم ساده لوباورشان میکردن .؟قابله هابادست نشوسته تمیز نکرده وباآن دستبافت میکروبی به داخل رحم زائو می کردن البته خواسته یانخواسته بدن زائوزخم میشود. میکروب به بدن زائو اسابت میکردبعداز چندروزاز زایمان فوت می کردویا یا زائو مریضی داشته ولی بروز نمیداده وقتی زایمان کرد درجامیمیرد .این عمل راامروزه باآزمایش هافهمیدن که مُومهَ یاقابله هابا دست کثفشان زنان زایمان را به کشتن دادن اند.)تفنگ داران برای اینکه ال رادروقت که زائو زایید اورا،ال،از دور ور خانه دورکنندبه زائو سدمه نزندواگرازجلوتنفنگدارردشوشتدر یکزن باچاقو واستاده دوچشمی هیچ چهار چشمی مواظیب درب ورودی است که کسی وارید نشود.اگرکسی واردشدمثلان پری یابرگی ویا همچین چیزی رامی دیدباتیزیچاقوبر روی آن شئی قرار میداد ومعتقدبودن که چون جین ازتیزی مانند چاقو ویاسوزن میترسدوولی ترسیدن از این چیزهاازقدیمها تاحالا دهان به دهان سینه به سینه به ماهارسیده است .ساعت خبر زایمان ازاتاق به گوش تفنگ داران میرسد آنهاهر کدام یک تیر به طرف بالاخالی میکردن دوکار انجام میدادن یکی ال از دورور دور میشود ودومی صدایی تیرهرکی می شنیدم فهمیدند زائو زایمان کرده است. کسانی که آمده بودن بیرونبودن مهمنزدیک میایندخبر بگیرند زائو زائده سالمسلامت به سر میبرد بچه دنیا آمده چه .بعد ازداخل باصدابلند میگویندزایمان به سلامتی انجام گرفته بچه بامادر سالم هستن (مُومهَ)قابله بعداز گرفتن بچه ومادرهردواینها سالم باشند دیگردرپوست خودش نمی گنجد که بچه ومادرهردوسالم هستن .،قابله خوشحال وخندان است واو احساس شادی می کند می دانست که بچه ومادرش سالم وسلامت هستن وچندتازن کار اورادیدان آنها ومادر بچه سالمند کار این مُومهَ به رونق می افتد.ازاین ببعداگر خدا نکردهایم پیش نیاید اینروزرابه روخ هم کاران قابله ها میکشد که چنین وچنان شد.؟!) بعداز پنج روزتولدبچه گذشت نوبت( گَهرَه دُکودنی)می باشد (رسم گَهرَه دُکودنی ویا گَهرَه دُکدونَ۵۲'-) گَهرَه دُکدُن گفته میشود بچه رابه گهواره میکننددرآنروزبچه را میخواهندگهوارهکنند یک روز قبل ازگهواره کردن بچه فامیلان داماد وظیفه درخانواده می باشد.روزقبل بامشورت دوخانواده یکی دوتادختران باهم مچ می باشندبرای خبر کردن میروند خانه بخانه هرکی دختردم بخت دارندو یا شوهرکردن بچه دارنشودند یا مادر یاقبلان بدهکار ند دم خانه میروند برای خبردادند که فردا درساعت فلان (گَهرَه دُکنی بچه فلانی است)مبارکه اینها که قبلان پول ریخته اند باید آنهابیایند تقرباًتمام محله راخبرمیکنند.این دو خانواده برای بچه های ویانوه های همسایه هاانها پول دادن آنها می آیند باقی مردم هرکی دوست دارد دراین جشن گهواره کردن شرکت می کنند) یکی گهواره را میاورد
یکی دوبار قیرگمر میاد گواره راجلو دومادربزرگ میگذارد ودومادر بزرگ یکی این طرف گهواره یکی ط ع دبگرگهواره مادربزرگ یعنی مادر مادری بادودست از زیربچه یانوه خودشومی گیرد تاکمربچه نوزاد است آسیب نبیند همهآن جمع دست میزنند مادربزرگ مادری بچه ازطرف گهواره وطرف دیگرگهواره بچه را به کمک هم بادست زدن آن جمع این مادربزرگها بچه رامابین کف گهواره ودسته یعنی روی دوتادست بچه رامیدهد مادربزرگ دیگرآن طرف گهواره بچه رامیگیرد بعدازبالایی گهواره دوباره بهاین طرف به این مادر بزرگ میدهد دست این دومادربزرگ درحال چرخش از بالایی گهواره به داخل گهواره میچرخداین دو مادربزرگها درحال این کار هستن زیرلبی وزم زمه دعا میخوانند دراین ساعت دعاتمام شد به کمکهم این بچه رادر گهواره قرار میدهند.بعددوتایی یک به یک بندهاراو تمامکار گهواره راانجام میدهند. (این گهواره ولوازم گهواره را و همراه یک دست وسائل گهواره که شامل میشود بالش تشک ویکلاعاف نوزادی مادربزرگ برای نوه اش چند روز 7 رمانده میبرد درآن زمان سیسمونی نبود ولی مادربزرگ ها این وسائل هارامی بردن؟)بعدازبچه رادرگهواره قرارمیدهند این دومادربزرگ اولین نفرهستن زیرسر بالش هرکدام مبلغی پول میگذارند.بعداز گهواره شیرینی ومیوه چای بین مهمانان پخش میکنند سینی روی زمین است هرکی مبلغی پول درداخل سینی میگذارند.مبلغی پول ملاک نیست.مادرنوزاد ویازائوازروزاول تادهمین روزکه ده چهله میگفتن همان دهمین روز زایمان ده چهره شسته شود مادربزرگ (مادر مادری )پیش دخترش ونوزادتادهه ده چهله راباید تمام شودویااین مادر ونوزادرا میبرد خانه این مدت خانه پدری تاده چهله شسته شود. این مادر دراین مدت مواظیب این دو امانتی هستن خدا نکرده ال یا چشم زده نشود. امادراین مدت روزششم یاششمین روز راشب شش میگیرند.درشب ششم بعداز تولدنوزاد شب شش میگیرند.دراین شب تمام فامیلان دوستان دو خانواده وهمسایگان دراین جورجشن هاهم دوستدارن درآن شب یاجشن باشند یک سیری هم دعوت نشودها در آن شب حضوردارند. درآن شب بعدازسام دراین خانه تازه نوزاد خمع میشود . بعض ازخانواده ها فامیلان راه دور نزدیک را برای شامدعوت میکنند.مردم معتقدندکه جین ال یک بار دیگر دراین شب برگردانید سر وقت مادر تازه زائیده .چون دراین شب جمعیت تواین خانه زیاداست جرعت نمیکند وارد خانه شود. مردم برای همین تا پاسی ازشب تواین خانه نوزادسرگرم انواع باری هستند .این جمعیت خودشان راسرگرم بازی ها بخصوص جوانان تا ساعتی ازنیم شب گذشته باشدتوآن خاته پلاس هستن .یک سری جوانان درمحل سررابابازی بنام (گُودُورَه بازی ) سرگرم میباشند برای نیامدن ال به اینمادر آسیب نرساند .گروه دیگرکمی از جوانان بزرگتر هستن اتاق دیگرسرگرم صحبت ازکشت کار وکشاورزی وخوردن میوه آجیل چای وبزرگان ریش سفیدان سالخورده هادوطرف این خانواده دریک اتاق دیگرهمراه باتریاک وافور آماده است برای این سن سال ها آنها برای خودشان می کشن قصه داستان تعریف وصحبت از قدیم وهرکی اززمان جوانی خودش میگویند میوه وآجیل میخورند ویاکشیدن تریاک خودشان سرگرم میکند.این هابااین قصه گویی ها تا نیمهای شب بیدارند.؟جوانان وجوانانترهاوکمی بزرگترها درآن شب با بازی بنام( گُدُورَه بازی) بااین بازی سرگرم میشوند.این بازی هرچند نفرند دو دسته یا دو گروه تقسیم میشوند.بینه خودشان هردسته یک نفر را انتخاب می کنند بهعنوان رئیس ورئیس با مشورت یاران جواب میدهد هرچه گفت همه قبول دارند یاران رای میدهند هردو گروه مثل هم است .این بازی (گُدُورَه بازی یاکو پُوچَ کی مال )بینه دوگروه موافقت می شود که یک تادونفرداورنظارت کننده آن هم بستگی داردبه تعداد بازی کن چند نفرند وداور نظارت کنند.(این بازی درفارسی گل بازی یا پوچ مال بازی گفته میشود) به این بازی درشمال نام میبرندگُودُورَه ویاگُدُورَه گفته میشود)دوگروه باموافقت هم داور اگر بازی کن زیاد است دردآور تاسه تاداور هم دیدم. وظیفه داوراندرتقلوب کردن بازی گران نظارت دارند چون دروقت بازی دودست دریکجا پوچ یا یک دست برای گل نگه میدارند مثلا یک تک دست راپوچ می کنند.یاکسی که گل دارد اوحق ندارد به پهلوی بدهد وردنکند برای گج کردن گیرنده گل مقابل را وتقلوب نکند رئیس گروه وداور باید هواسشان باشد دست کیهاراپوچ کردن و داور باید مواظیب باشد که کسی دستش پوچ شده دوباره به میدان بای نیاره و یاگل که دردست کسز دیگر است یاازدست دیگر به دست بعدی ندهد ورئیس گروه مقابل را گج نکند.؟ وحتی گل راازبقلی نگیردویاندهدهمه اینها توبازی گج کننده است .؟رئیس بایدزرنگ باشد هرگروهی زودتر به بیست رسید آن گروه به گروه مقابل که باخته باید آن گروه را گُدُورَه بزند .،این گُودُورَه ازدونوع جنس برای زدن استفاده می کنند.یکی ازکمر بتد نوع دیگرروسری نخی رامی رسندتاب میدنددولایه میرسند قبل از شروع قرارداد می کنندبرای زدن هرنفریچندتا به کف پا بزنند. زدن اختیاری است چطوری بزند تدادزدن رسم قرارداد است. هرکی برای خودش یار مقابل میگیرد کی زیرپای کی روبزند. اول تهین میکنند هرنفری چندتا بزنندقبل ازشروع باز ی توافق .نوعی چیزی که می خواهندبزنند وحتی به بعضی جاها باطنا میزنند بستگی داردبه قرار دادوزدن به کف پا میباشد .بیشترین قراردادتعداد زدن ازسه تاپنج تااست .در کل به توافق دست جمعی تصمیم میگیرند.هرچندتاضربه بزنندوهرکی بروبرویمیزنند .)یاران یکدیگرراانتخاب میکنند آن گروه که باخته کسی باید کتک بخو د نیم نشست روی به بالا یک پاراجمع کرده پادیگر راروی زانو پایی اول جمع شوده قرارداده پا بالا باشدطرف مقابله چند تاقرارداد شدگُدُورَه باب دلش بزند.یاباهم توافق کردن آهسته بزنند.کسی کهمیخواهدگُدُورَه میخوردبایدپاراجورینگهدارد تاآن گُدُورَه زن بتواند راحت باب دل بزند حقتان دادن پا رانداردحتی ولخوردنراندارد.این بازی تانیم های شبدراین خانه ادامه دارد وفامیلان عروس چند ساعت از نیم شب هم توآن خانه هستندکهیک وقت ال به زائوآسیب نرساند تااین شب بگذرد.(بنظر من مردم معتقداً بودن ال فقط تاشب شش میاد به زائو آسیب نمیرساند دیگر اونمی اید فکرش نمیکنند.) ولی تا چهل چهله بچه رابدون تیزی بیرون نمیبرند.؟چندین سال اخیراز ال جین وخبری ازدهان مردم نبود . اگرهم باشد مثل گذشته دیگر آن چنانی ازجین نام نمیبرند. آن شب شش تاپاسی ازشب تو آن خانه هستند .البته مردم گیلان بخصوص روستاهای شرق گیلان درشب نشینی برای این منطقه مرسوم است . مردم منطقه هرشب یا هفته ،ی،یک دو شب به خانه یکدیگربرای شبنشینی توخانه همسایه جمع میشوند . بعض وقتها دمغروب به یکدیگرمی گوینده امشب بیاخانه فلانی شب نشینیآن شب هرچند نفرهستن خانه طرف جمع میشوند صاحب خانه بامیوه ازباغ میکنند ویکی دو استکان چای کمی گپ زدن تاچند ساعتی درد دل کردن احوال پرسی میکنند اگر بفهمندحال همسایه یه کم احوال نداردهروز هرشب سرمیزنم یک فنجان چای خودش سرگرم میکند بیشتر برایم یکی واحوال گرفتن او میاد. ؟)
( رسم ختنه سوران ) اگربچه پسر بود؟ ختنه کردن بچه ازبچه گی اوراختنه نمی کنند.یعنی بچه هارادربچه گی ختنه کردن . درنوزادی رسم نبود ختنه کنند. بایدبیش از بالای چهار پنج سالگی برسد. بچه بتواندخودش و ترخشک کند بچه بایدبالای چهارپنج سال بشوداین بچه ختنه می کنندتابچه عقلش برسد تا بتواند خودش مواظیب خودش بادشد. استا ختنه گر و خانواده با بچه صحبت میکنند تا بچه بفهمد یابترسانند .چون درزمان های قدیم مثل امروز نبودکه دکتر یادستگاه بدون درد خون ریزی وبرای هر دردی دارو باشدضدعفونی کننده ای باشد.یک نوع دارو بود بنام مک کروم یادارو قرمزنام داشت اگر برای درد دارو بود آنهم گیایی بود نه شمیایی مثل امروزه برای هر زخمی را پودر یاپلسنین بپا چند روی زخم تا خشک یادرمان شود.یا هرچرک کرده را خشک کند .برای همین بچه راتازیرچهار پنج سال شاید هم بیشتر ختنه نمی کردن باید به عقل برسد .بعضی از بچه هامی فهمیدن امروز یا فردا استا ختنه گرقراربیاد ازخانه میزدندبیرون درمیرفتند از خانه فراری مشودند تااستان برود.اولیا وبزرگان خانواده مواظیب بچه بودند که ازخانه بیرون نرودتا استادختنه گر بیاید اوقول داده بچه باید توخانه باشد .بعضی پدر بزرگان برای دل خوشی نوه
سرشو گرم کند چند قرن پول یا والس والسه (آبنبات چوبی ) می آورد بااوبازی سرگرم میکردن وبعضیها هم متوسل به زور میشدن وبعضی ها بابچه ها چند روز قبل ازبرسدزیر گوشش اوزمزمه میکردن وبه او می گقتن (میخوام برات چندروزدیگر ختنه کنیم جشن بگیریم برای او ترس وجود نداشت بعضی ها بعدازختنه جشن می گرفتن مثلان عمه خاله دائی وعمو این ها میامدن یه دورهمی نهار یاشام مبلغی می دادن بچه بخاطر پول تن بااین کار میدادتا آمپول رابگیرد .البته تمام این کارها مال اربابهاووض مالی خوبی داشتن بود.رعیتها وتنگ دستان برای ختنه وختنه سوران خیلی ساده شایدبه چند نفر نسبتان نزدیک مانند پدربزرگ ومادربزرگ دوطرف خاله عمه دائی وپسر برای سرگرم کردن درآنروزدعوت باشند. این جشن خیلی ساده مختصربرپا کننددلشان خوش باشد .هرکدام ازچند قرن تایکی دوتومان چون توروستا هابیشتر رواج نداشت به آن پسر پول می دادن تابچه دلش خوش باشد.وبعضیها هم جشن نمیگرفتند حتی کسی نبود ونمی آمدن درختنه کردن پول که نه یه آبناتچوبی بدهد کدعوت نمیکردن کس نمی فهمیدجزپدربزرگ ومادربزرگ دوطرف شاید یک ریال کف دسته آن بچه نمیدادن .اگر بچه میترسیدناراحت می شود گریه میکرد یک چک دوتا لگت قبل ازختنه باربچه نثارش میکردن.؟! ولی ارباب ها دربرابراین رعیت ها وتنگ دستان؟!برعکس ارباب وپول داران منطقه تمام فامیلان دوستان دور نزدیکان خبرمی دادن یکی دوروز جلوتر دعوت میشودند .درجشن ختنه سوران فرزندشان حضور داشته باشند.دعوت شودها هرکدام به همراه خودشان کادو جام کاسه بشقاب زیبا وپارچه لباس قشنگ برای بچه میآورند تاپر شگوترباشد. این ختنه سوران که برای فرزندش کامیل وهمه پول دار و باید ابرو مندانه تراشد.این جشن نود درصد همراه باطری وموزیک میباشد ومیرقصند .ختنه یک امری است برای مسلمانان تقریبن واجب واجبات ازپیغمبراسلام رسیده. برایم دان صحیح وخاله وبرای خانواده بسیارخوب و بهداشتی وسلامت وسالم است .امروز بچه هارادر بیمارستان به دنیا میآیند در همان ساعت ختنه میشوند ونه دیگرتشریفاتی ونه جشن نمیگیرند . تمام مراسیمها مانندشب شش ختنه سوران نه رفتن خواستگاری حنابندان ونه جشن های دیگر توخانه هانیست .چه توخانه پولدار چه بی پولها دیگر وجود ندارد. بعد از انقلاب جمع شود و این مردم به نا چاری میگویند خوب شد چه بودازاین نوع خرج ها بی خودی درتمام جشنها خوب بود مانند ۷ابان ومهرگان و آذرخش و...و خیلی جشنهای دیگرویکی هم چهارشنبه سوری بود که امروزی هاآن راچهارسوری رابه چیزی دیگر کردن یابهتر بگویم میدان جنگ همراه موشک نارجک دستی مخصوصاً بعداز انقلاب به یک چهره دیگر درآمده است ویک جوری تبدیل بهیک سرصداموشک ویا همتایی این چیزها شده است.؟! (رسم چهارشنبه سوری وایران باستان ) چهارشنبه سوری یکی ازجشنهای ایرانیان است که ازدم غرب آخرن سهشنبه ماه اسفندآتش روشن میکنند جشن می گیرفتند.لذااین جشن پیش ازاسلام زمان کورش نزد ایرانیان بوده تمام جشنها قبل ازاسلام به این سرزمین امده وبخشی ازایران باستان بودند وکه همگی بر پامی شد وبرپایه دیده ونگاه پیشینیان داراه فلسفه وجوهری وجوداند امروزه تنها جشنی مانده چهارشنبه سوری است درتعریف ماامده است .(من مولف)چندین جشنهارابرای شما دراین کتاب آوردم وخواهم اورد.آن چه درکتاب ها ویاداشت هاامده است.؟این جشن چهارشنبه سوری یکی ازجشنهای ایرانی است وکمیازاو باقی بایک روش جدید تقریباًجدیدویانمای ازآن مانده است .غروب قبل ازآفتاب به پشت کوه هاقایم شود.این جشن برپا می شود تاچند ساعت ازشب .یعنیآتش آفروزی میکنند تاچنوساعت ازشب ادامه داشت .این شامل مراسم مختلفی ازنظیر آتش بازی .البته برخی سور رابه معنای جشن میدانند وبرخی دیگرهم آن رابرگرفته از واژه پهلوی وسور به معنای
سرخی میدانندکه نشانه ،ای،ازسرخی ازسرخی آتش یا سرخی سلامتی فرداست . درمورد واژه سوری درترکیب نام درجشن سوری یاچهار شنبه سوری درجاهای مختلف به معنای جشن شادمانی نشاط و عیش گرفته اند.چهار شنبه سوری دم غروب سه شنبه شب چهارشنبه این مراسم زیبابرپامیکردن.این رسم به تمام نقاط ایران برای خودشان رسم دارند آن رسم رااجرا می کنند. هرجای ایران این رسم را انجام میدهند.درسرزمین سرسبزگیلان وشرق این استان این جشن آتش بازی یاآتش روشن کردن از یک جا تاپنج جا چوب خشکیده همراه باکاه(ساقه برنج ) و ساقه های خار خشاک خشک راجمع آوری میکنند. اینکار هم محیط راتمیز میشود وهم این جشن زیبارا برپامکنند .شهری ها توکوچه انجام میدهند روستایان چون حیاط بزرگ دارند بیشتر این عمل راتوحیاط باخانواده انجام میدهند .بعضی خانواده بعض آدمها این کار را دم در ورودی حیاط خانه که باهمسایه ها باهم باشند وبچه ها باهم خوش وشادی بیشتری کنند.واین شادی وخوشی رابین خانواده ها تقسیم میکنند.بیرون از محوطه خانه برپامکردن .این دم غروب آفتاب درحال برنگ قرمز شدن است.بچه ها نوجوانان همسایه ها برای جمع آوری چوب خارخاساک دورهم جمع میشوند شادی بین خودشان تقسیم کنند آتش رابر پا می کردن واز روی آتش میپریدند .قبل ازروی آتش بپرندچند جمله میگویندودرقدیم قبل از پریدن نیت میکردن واین جمله هارابکار میبردن(خدای یا ما وخانواده ما رااز مریضی وگرفتاریهانجات بده )وبعضی هادعارا جمعی میکرد مثلا همه مردم را ازبلایات و مریضی هانجات بده بعد ازجوانان دعا کردن ازروی آتش بپرنداین جمله رادرحال پریدن میگفتن (بزبان محلی می زردی تی یاترَ تی سرخی بیه مری)یعنی زردی من به تو سرخی توبه من این جمله هارا درحال پریدن ازروی آتش جاری می کردند .این آتش تانیم های شب یاچندساعتی توحیاط دور هم بودند باهم صحبت میکردن.بچه ها و جوانان ازروی آتش میپریدند وبازی میکردن.آنقدر دورور آتش پرسه میزدن تاآتش به خاکسترتبدیل میشد . صبح فردامادر آنخاکسترراجمع می کرد مردم معتقدبودن این خاکستربرای زمین های کساورزی پربارمیشود. اینجاست هرکجایی زمین که محصول یا حاصل کم میدهددرآن نقط زمین می جپاچیدن و(یا بریزند)سال بعد برکت یاحاصل ویعنی بارمحصول خوب میشود .(البته خاکستربرای زمین های برنج کاری بسیار مفید است حتی سبوس برنج . چون جای کود شیمبایی بکارمی بردن نمی دانستن خواص خاکستر راولی میدانستن این خاکستروسبوس برنج را هر کجای می ریزند در آن نکته برنج ی خوبی میدهد. )درآن منطقه کرم و حتی علف هرزدرنمی اید واگرهم دربیادخیلی کم برعکس کود شیمیایی وحیوانی .وجمع جورکردن خاک مردم معتقد بودن خاکستر چهارشنبه سوری رادر شب خوبیت نداردجمع نمیکن خانه را شب جارو زدن آن خاک راگوشه خانه نگه میدارند وصبح هم جارو میزنند جمع میکنند بعضیهازمین برنجکاری نزدیک است همراه خاکسترمی ریزندمزرعه وصبح همه جاراجارومیکنندحتی حیاط را(کیشخال)ویاجارو کردن جمع میکنند همراه جارو وخاک اندازرا قبل از آفتاب دربیاید می اندازند توخرابه مردم معتقدند که قبل ازآفتاب دربیاید خاک که خانه وحیاط را جارو کرده بایدازخانه دورشود ودومی کردن که کثافتی گذشته راازخانه دورکردن؟.شاید هم این نباشد کسی در این زمینه چیزی نگفته ومن هم نمی دانم.؟! (شاید برای اینکه بچه هاازخواب بیدارشوند دیگرنمی تواند آن کارهاراانجام بدهدوولی مردم شمال معتدند که تمام کثافتیهاراازخانه دورکنند و دراین سال جدید باتمیزبودن این سال راروع کنندوبهرحال تمام کثیفی راازخانه دورمی کنند. ازخانه و غبارراتواین مدت یک سال ازنظر مردم منطقه چه خانه وه در این روزچهارشنبه سوری که آتش کردند چوب وخارخاشاک دورورخانه بود می سوزاننداین سوخته که اثرش باقی مانده حتیآن جارو که باآن جاروکرده دراین شب چهارشنبه سوری وصبح چهارشنبه،،چسکال یاچکنداز۵۳'-،، جلوخانه محوطه حیاط رابطهمان جاروهای جارومی کندصبح زودآن خاک همراهجاروویک تیکه سفال ازکوزه شکسته یاهرچه دیگر آن خاکسترچهار شنبه سوری دریک زنبیل کهنه ویاگونی پاره میرزندمی برندسرزمین برنج یاخرابه میریزند؟!)گفتم،مردم منطقه معتقدن باید این خاک راازخانه دورکردن تمام مریضی وگرفتاری راتواین یک سال ازخانه دورکردن.آن روز صبح در زمان که می خواهند ازخانه برود بیرون ازاتاق قرآن یک ظرف کاسه یالیوان آب میبرد دم دست میگذاردتاقبل ازبچه هاازخواب بیدارشوند بیرون برون تمام کارهای خانه رامادرصبح زودانجاموآنخاک هارادورمیریزد .درزمان برگشتن بالا رفتن اتاق آن قران وظرف آب چندشاخه شمشادمیکننددر داخل سینی قرار میدهد .چون شمشادهمیشه سرسبز است معتقدن برای زندگی سرسبزباشد چندشاخه از این درخت میکنند باخودش همراه قرآن وآب میبرد بالا قدم اول پا راست راروی پله یاایوان میگذارد سینی را دردست چپ وبا دست راست ازطرف آب چندقطره آب به چپ راست میریزد . و ،،دراسان ۵۴'-،،چهارچوب درند قطره میریزد وبه قرآن چند تابوس می زند وروی پیشانی قرار میدهد وسوره حمد وسورههای دیگرکه خودش می داند بلده وصلوات می دهد .بعدازخواندن وارد اتاق میشود وچهارگوشه اتاق راهر گوشه اتاق چند قطره آب می ریزد وقران رامی بوسد وچراغ که درشب روشن بودهمراهقران وظرف آب وشمشاد روی تاقچه قرار میدهد تاظهراذان چراغ روشن است بعد چراغ خاموش می کنند.ولی باقی روی تاقچه است تا تحویل سال.همه کارهادراین جورمواقه هاروزها مادرنفراول است.
مردم منطقه معتقدن تا قبل ازظهرهرکی رابرای بالا آمدن راه نمیدند وقبل ازبچه ها یا کسی بالا بیادپیش قدم شوند مادرزودترازخواب بیدارمیشود کسی ویا بچه هابیدارشوند مادربیدار میشود میرودتوحیاط بعد بر میگردد آنچه بالا گفتیم انجام میدهد.تحویل سال هم مادر نفر اول است .((رسم تحویل سال نو باستانی.تاسینزده بدر)) تحویل سال__زمان ولوع-این پدیده،ی،نجومی(رسیدن خورشیدبه استوای اسمان )که درعموم به آن(،لخظه،ی، تحویل سال،)میگویندمعیارشروع سال نوشمسی جشن نو روز است .جشن نوروزباتحویل سال یالحظئه برابری اعتدال بهاری آغاز میشود.،لحظه ای که خورشید درسیر ظاهری خود درابتدی برج حمل ازاستوای زمین گذاشته برابری روز وشب رخ میدهد.چنانچه لحظه تحویل سال قبل ازظهر با شد همان روزنوروز اول سال اولین روز بحساب میآید. درصورتی که تحویل سال بعدازظهرواقع شود فرداآن روزرا نوروز جشن می گیرند برای تحویل سال یکی دوساعت قبل ازتحویل سال سفره هفت سین را پهن وآماده کردن و سائل هفت سین راهمراه آئینه قرآن وچراغ مهمان ویایار هفت سین سفره است.(البته این چراغ ازشب قبل برای خانه یا برایش روشنایی روشن کرده بودند .فقط نفت کم شد آنهم نه که خاموش بشود سعی میکنند چراغ روشن بماند.؟همان چراغ درشب روشن بوده درساعت تحویل سال سرسفره هفت سین روشن است تاشب بعدی این چراغروشن است . حتی اگرچهارشنبه سوری باتحویل سال فاصله کمتر ازیک روز باشداین چراغ راخاموش و روشن است . درروزدوم عیدچراغ خاموش میشود. شیرینی خانگی همراه تخم مرغ رنگ شده وگل که درشمال به وفور فراوان است. ازهمه شهرهازودتربه گل مینشیند وگل می دهد وآجیل میوه های محلی سرسفره هفت سین هستن . گفتیم درروزچهار شنبه سوری چند شاخه ازدرختچه شمشاد کنده بوداوراهم درسفره هفت سین درپهلوهفت سین حضوردارند چون مردم شمال می دانندکه این درختچه همشه سرسبزاست. دراین جورمراسم هابعد هانام میبرم .هرماه اول روزماه اول روز سال و...وازاین درختچه استفاده میکنند . این درختچه دوازده ماه حتی زیر برف هم بماندبازسبزاست .مردم معتقدن دراین زمانهاکه این رسمهاازشاخه های ازاین درختچه برای سرسبزی زندگی وشادی استفاده میکنند . وشادی وهمیشه شاداب خواهندماند.تواین ساعت تحویل سال آن چندشاخه شمشادروی سفره هفت سین میگذارند روز تحویل سال هم صبح زودمادر خانواده برای وضو ازخانه به حیاط میرود وضو میگیرد وقت برگشت مانند صبح چهارشنبه سوری ومراسم های دیگرآنروز راهم باخودش قرآن و ظرف آب راهمراه داخل سینی میبرد بعدازگرفتن وضو آن مراسم که قبلان گفتم انجام میدهد. (این دعا خواندن سوره حمد وسوره های دیگر درقبل از اسلام همه این دعاهاوسوره ها درسرسفره هفتسین بعداز اسلام آمده تاحالا ادامه دارد .)این مادربعدازمراسم خودش تمام شدمی رودبرای نماز نیاز برپامی کند .این سفره تواتاق پهن است فقط دروقت خواب جمع میشود.ازتحویل سال اگر دم ظهرباشد وجز صبح بحساب میاد وبچه های زیر ۱۲ سال میروندبرای عیدی گرفتن این بچه هااز دم خانه خانه بخانه تمام خانه هاروستامیروند جزروستاهای بزرگ .ازهر خانه تخم مرغ میگیرند (صاحب خانه به آن هاتخم مرغ میدهند واگرتخم مرغ تمام شود به بچه ها که فامیل نیستند به آنهاپول به ارزش تخم مرغ می دهند. اگرفامیل باشدعیدی فامیل تخم مرغ یاتخم اردک ویاغاز وهمینطور بوقلمون میدهند وتابچه ها راه می افتدبرای عیدی گرفتن یک رسمی مردم شر ق گیلان دارند.این رسم بعدازتحویل سال بایدانجام دهند ومعتقدند به این رسم باید انجام میدهند.گفته شود که یک فردی پاش سبک میباشد برای این خانواده میسازد یا آمد دارد آن فردرا درنظر می گیرند وهمشه این روزها اول ماه واول سال قبل از کس بیاید بالا حتی بچه خودش برگردد بالا بیاید آن فردرامیارند بالا هرچه زودتر بهتر حتی بچه ودشان باشد آن فرد هرچه زودترقدم اول رابه خانه این بزارو چند دقیقه ی توخانه می نشیند یک،،سلام رحم، به جا میآورد ویک فنجان چای و یک شیرینی می خورد چون جای دیگر هم خواهد .این فرد سفارش شده است. شایدبه چندین خانه دیگردرآن ساعت صبح زودبرود وهرخانه چند لحظه ای می نشیند ،،یک نان نمک تازه کند،،یه چای شیرینی میخورد پامیشود صاحب خانه دربرابر کهاین فردزن باشد یامرد قدم گذاشت ویا
انجام داده یک چیزی به انوان عیدی یاهدیه مثلان جوراب لباس زیر یک قواره بیجامه ی به او پیش کش می کنند یک چیزی به او می دهند تااودفع بعد رغبت کند بیاید.بعداز آمدن قدم گذاشتن دیگرهمه آزادهستند (اگر آن سال بدی پیش نیاید برای این خانواده حتی ماه هم همینطور برای آن فردنان تورونتو است .) ومی توانند به راحتی رفت آمد باشد.گفتم عیدی بچه ها بچه هاچندین بارجیب هارا تخم مرغ پر میشود میبردن خالی میکرد ن باتخم مر غ بازی میکردن بعداز بچه نوبت عیددیدنی بزرگان وریش سفیدان محلی میرسد. کدخدا یک نفر در خدمت یا پادو کدخدا دارد بزرگان وریش سفیدان سال خوده هااول میروند خانه بزرگ ریشسفید محل همه جمع میشوند هرسال رسم این جوری بود .آنفرددرخدمت کدخدا است پیش قراول آن جمع میشود واست قبل از حرکت مسیررفتن را به پیش گفته واو مسیرخانه بخانه خبر میکند که کدخدا وبزرگان محل تعداد شان مثلان۲۰یا ۳۰نفر هستن. به صاحب خانه اعلامیکند. البته زن صاحب میداند وقبلان وسالهای پیش دیده نوبت بزرگان روستا است برای عید دیدنی باز این قاصد یاپیش قراول خبر می دهد که بزرگان محل دارند می آیند.زن صاحب خانه به تعداد چند نفرهستن به تعداد افرا بایدتخم مرغ می گذاردواگر تخم مرغ نداشت بایدیک خروس یک سال یا مرغ تازه تخم گذاری شروع کرده (به زبان محلی،کاتیک) از آن خانه میگیرند.وقتی این گروه میایندجند دقیقه روی سفره می نشینند یک تبریک ویک احوال پُرسی ویک دانه شیرینی یاآجیل برای نان نمک تازه کردن میخورند خدا حافظی میکنند.این هیئت عید دیدنی ها همراه یک جوانتراز خودشان به انوان باربرتخم مرغ رامیدهند به او میگیردوپامیشوند.به خانه دیگر تاپایان محله خانه آخر. وحتی خانه های بی بضاعت یک سری می زنندولی ازآنها چیزی نمی گیرند.کدخدا ویرایش سفیدان میدانندکه کی بی بضاعت است کی نیست همه تخم مرغ ومرغ آن باربر با نبیل پرشدمی بردخانه بزرگ آندسته یاکدخدا جمع می کند.بعداز عیددیدنی هاتمام شد آن گروه میاندآن مرغ وتخم مرغان رامیان فقرا بی بضاعت است تقسیم می کنند.بزرگان از آن چیزی نمی برندفقط بار بروپیش قراول چون اینها از تنگ دستان هستن وانتخاب میکنند. یکی دوتامرغ وچندتاتخم مرغ به هرکدام میدهند. اگر جز بی بضاعت باشند مثل همه تقسیم می شوند.البته بزرگان دونفر راانتخاب می کنندکه زحمت این کار راانجام میدهند جز بی بضاعت باشندچیزی بیشتر به گیرشان بیاد .بعد از بزرگان مردم به خانه همدیگرزن مرد و فامیلان هاوزنهابه خانه یکدیگر میروندعید دیدنی بخصوص خانواده (اگر هرشب یاروز توخانه یکدیگر باشند باز بایدعید دیدنی بروند .)چون روزدوم مردم خلوت ببینند میروندبیرون بعضی هابه صاحب خانه خبر میدهدآنها یک وقت تصمیم بیرون رفتن نگیرند.وقت رامشخص می کند. درروزعیدتو روستا بچه هابرای عیدی گرفتن به یکدیگر سبقت می گیرند .تخم مرغهارابه رخ یکدیگر می کشند یکی میگویدعمه من یا خاله ام تخم غازداده آن یکی میگوید مثلان خاله من هم تخم غاز یابوقلون داده خلاصه از این عیدی گرفتن ها به رخ همدیگرمی کشند .آن روز عید قبل ازظهرتوروستاها انقدرشلوغ است اگر فردی از شهرهای دیگربیایدصبح عید یک جوری قوغا است.( این شلوغی درصبح تحویل سال نو است ویک روزدیگرهمچین شلوغی دراولین جمعه ماه رجب دم غروب بنام رغایب گفته میشودداریم)، ،توضیح بیشتر درصفحه ماه قمری بخوانید؟،،این بچه هادراین رور لباس های نومیپوشند سرتا پارانوکرده اند فقط تخم مرغ گرفته اند رو به رخ یکدیگر نمی کشند بلکه لباس هاراهم به رخ همدیگرمی کشند .رسم است که بزرگ خانواده از یک ماه تاچند روزمانده به عیداین پدر مادربرای بچه هاش پارچه ازسرتاپابرای همه بچه ها حتی برای خودش پارچه می خرندوخیاط رابه خانه دعوت می کنند اوستاد خیاط چندروزچرخ خیاطی راتوخانه طرف شام نهارحتی خواب آنجاست ،،درقدیم خیاطها بخانه می آمدن خیاطی می کردن جایی صابت نداشتن هرنوع پارچه داشتن پارچه ها رااز پیرهن وبیجامه شلواروکت برای پسر ها ودختر حتی زنانه ومردانه توخانه میخورد کارمیکرد یک اتاق دراختیار او قرارمی دادن هرچه زودتر تمام کند .این بچه هالباس می پوشیدن برای خودشان یک جوری به خودشان می نازیدند مثلان لباس منو خیاط شهر دوخته یاازشهر خریدم .این بچه هاهرچه خریده بودن به رخ یکدیگر می کشیدن البته همه این جورنبودن .این بچه هاخوهر وبرادر ازکوچکتر داشتن دست انها رامی گرفت باخودش می برد برای عیدی گرفتن .کوچه به کوچه خانه بخانه عیدی بگیرند . بعضی ازخانوادها به بچه هاسفارش میکردن به این نوع بچه هارادیدی یک وقتی همسال این جور بچه هارادیدی چیزی نگویید شایدخانواده نداشته باشد ویا بعداً بخرد
شایدآن بچه چیزی نخریده خجالت بکشد .این جوری بچه ها همینطور سرافکنده هستن حالا یکی هم حرفی یا عملی انجام دهند. یک رسم دیگر درمدت ایام عیدمرغانه جنگ یا بازی .بچه ها که بزرگتر وزرنگ هستن با تخم مرغ بازی یا جنگ.؟ (رسم مرغونه جنگ) مرغونه۵۴'- جنگ یک رسمی توجوانان ونوجوانان است .ولی این مرغونه جنگ تازیرچهل ساله هاهم بازی رواج دارد.لذاجوانان ونوجوانان بیشتر رواج بوده که مردونه جنگ ،،تخم مرغ جنگ ،،کسانی که تخم مرغ داردبه روبروی که میرسدواو هم تخم مرغ داشته باشد می گوید ،،جیجه بیجه،،ویا،،جیج بیج،،روبروی اگرمیل دارد اوتخم مرغ دارداوهم این جمله رابکار میبرد.برای اینکه ازگفته بکاربرده بازی شروع شود ویامطمئین شودازاو وتخم مرغ این ازتخم مرغ خودش مطمئین است دوست ببرد. طرف مقابل، هم می خواهدببرد. البته هر جفت می خواهند ودوست دارندببرند .اول بیشتر بحث دارندچطوری راضی شوندبه چی نحوی راض شود میگویدمثلاً(سرتخم مرغ من به ته تخم مرغ شما وطر مقابل هم شاید همان حرف بزند شاید چندین باربین خودشان بحث پیش بیاید تاشروع این جوری یک سرتخم مرغ به یک سر تخم مرغ شمایا یک سر به دوسریادوسر به دوسر تایک جوری توافق کنند. چطورباهم تخم مرغ شان رااستفاده کنند ویاموافقت نمیشود.بازی یاجنگ تخم مرغ باکسی دیگربه همین نحو. این جنگ تخم مرغ از وهفته تادهروزقبل ازعیدادامه دارد تاسینزده بدر.بعضی هابابردن ،دوستان دورهم جمع می شوندیک آتش روشن میکنند تخم مرغ هارا درآتش می چینندبعداز پخت باهم جوک شوخی خنده چند ساعتی دورهم هست خوشند ویک سیری ازبچه هاآن تخم مرغ را میبرند به خانه؟! (رسم سبک پا ویاپاطرف سبک است) رسم ویااعتقاد داشتن ؟مردم شمال شرق گیلان دراولین روز هرماه و اول روز سال تاظهرراهرکی راه نمیدهند همه اهل محل میدانندبه خانه یک دیگربالا تا ظهر نمی روند بخصوص اول هرماه کسی میاد بالاامتحان میکنند دراین ماه کی آمده درآن ماه بخیری گذشته دیگر همیشه اورا دعوت میکنند هرماه صبح زود دعوت میکنند بیاد.اگرپاش آمدنداشته باشد اورا توحیاط درآن روزبیاد مواظیب هستن بالا نیاد. و اگربیاد ودر ناچاری چیزی نگویند .آنکه پاخوب یا به این خانواده آمد دارد صبح زودبیاد قبل از بچه ها بیدا شوندبیاید برود.دربرابر این عمل چیزهای مانندجوراب وزیر پوش دستمال جیبی یاچیزی دیگرپیش کش میکنند. این عمل حتی در این روزبچه خودشان باشد بیرون رفت حق نداردبالا بیاید جز اینکه پااوهم برای این خانواده آمد داشته باشد وگر نه حق بالاآمدن ندارد تاپاسبک است بیاید .(البته مولف معتقدم این عمل کارافراتگرای است که پا این خوبه ویاپااوخوبه این افرات گرای است. اتفاق خوب یابدبه پا نیست شایددریک سال هیچ اتفاقی پیش نیاید.وشاید هم دریک سال چندباراتفاق پیش بیاید مثلاً بچه تو کوچه بازی می کرد خورد به زمین یا به در دیوارو درحال بازی افتاد دست یاسرویاپاشکست این اتفاق ها افتاد چکار به پایی آن فرد دارد)این معتقدات افرادی وبیخودی است ورسمی یا اسمی برروی کسی گذاشتن باشد بد یاخوب .شایداین رسم ماننددیگررسمهاو بدون تاریخ درچه زمانی ویاکیه آمده.شاید اززمان که و ارپایی ها یاقبل از اریایی هاویا بعدازاسلام امده به ایران این رسم برای اول مان واول سال بایدپا سبک باشد.درحال حاظر مردم شمال بخصوص شرق گیلان معتقدنداول هرماه و بعدازتحول سال یک فردکه سبک پا یعنی پاسبک باشد برای این خانواده آمد داشته باشد.این عمل تاظهراست وبعدازاذان ظهرهرکی بیایدخانه مثاله ای ندارد.این فرد بعداز آمدن توخانه توآن ماه خوب باشد برای آن خانواد ه دیگرآن فردنانش توروناست.(حالا یک مثال بزنم تو یه خانواه یدچندین ماه یاچندین هفته بوده این خانواده تصمیم داشتن یاتصمیم گرفته بودن برای کاری انجام بدهندیامثلاَاسبی بخرند نشد. یاهروقت تصمیم میگرفتن یه چیزی پیش می آمد وآمکار نمیشد نمی توانستن بخرند.ولی بعدازآمدن این فرد به خانهشان آن ماه خریدن ویادر آن ماه کسی مریض نشده.همه آن چیزهاکه ماهها بهآن دنبالش بودن انجام شده دخترش یا پسرش دم بخت داشتن وشاید هم چندین ماه چندین باررفتن خواستگاری ویاآمدن خواستگاری نشد سر نگرفت این دفع شدهمه این اتفاقات بدی یا خوبی به پااو ربط میدهند. حالا برعکس اگردراین ماه هراتفاقی بدی افتاد بهاین فرد پانعس بودن نام او میاورن .خوب بود هرماه وتحویل سال باید بیارد صاحب خانه یک سینی همراه بایک فنجان چای وشیرینی ومیوه ویک هدیه قبلان نام برده شده داخل جلو آن فرد خوش قدم میگذارند.حالااین فرد خوش قدم یا پا سبک یکی ازعضو خانواده باشدیاکسی دیگرفرقی ندارد.؟!
(رسم کشتی گذار ورسم کشتی گرفتن فرقدارد) کسی که کشتی می زارد وکشتی یابرپا بانی کشتی میشود بایدچندتاجایزه برای کشتی گیران درنظربگیرد مثلاً پنج یا ده نفر جایزه میدهدهرشب درجشن یامراسیم باشد چون هرکشتی گیر رقیب ،کشتی گیرمقابل ،به زمین زدبرنده شدبایددوران بدهد.همه کشتی گیران هرشب رقیب را زمین زد دوران میکننداز اولین کس دوران میکند بانی کشت است وبعدازتماشا چیان است دلشان خواست؟! دراستان گیلان بخصوص شرق گیلان مردمان این منطقه ۵۰درصد زندگی شاددارند.برای همین هروزسرگرمی اجرا شادین.برای شادی وخوشحالی هاانواع جشن هابوده مردم درفصل بهار بعداز نشاء و جین بیکارند بزرگان محل طبق روال هرساله وپول داران عادت کشتی میگذارند ویا (لافندبازی۵۵'-)میگذارند .روستا ی که کشتی می گذارد روستا های دور ورآن روستا آن ده روزکشتی نمی گذارند آنها می یابند برای تماشا این روستا. مردم روستا بعداز نشاء در تابستان تاوقتی درو کردن برنج آن چند وقت بیکارند .درنهایت کار اینهادراین فصل آب داری کسانی باغ چای دارندکندن چای سبز وگاو اسب واز این چهار پایان وچند ساعتی وقت می گرد .وبعد از دروبین دوباره بیکار می شوند وهر دوسه هفته یک بار خرمن دارندویا،،چپر۵۶' -،، کردن است که دور و باغ زمین واین کارروز مره این مردم آنهم زود تمام می کردند.تاکشتی یالافن بازی شروع نشده مردم روستاجمع میشوند حتی روستا ها همجوار در آن میدان کشتی برای تماشا کشتی گرد میاین .گشتی گیران نوپا ویا قدیمی ازراه دور نزدیک میآیند کشتی گیران قدیمی و خوب معروف سرشناس راپهلوان نام میبرند. بیشتر ین لوچه هارادرشب گذاشته میشود.درشب همه وقت تماشاداشته باشند شرکت کنندمردها درمیدان زنها هم خانه هایی همسایگان ازبالا به تماشا می پردازند هر کی کشتی میزارند ده شب است.نمیدانم این کشتی ده شب رسم است یانه ولی این کشتی ها هرکجا گذاشتن در ده شب بود.خودم درنوجوان بادوستان دوجاکشتی بود رفتم .یکی املش دومی شلمان بود .یادم است حدوداً در سال۴۴یا۱۳۴۵ درآن سالها گفتن شهرداری املش اعلام کرده که درشهر املش،،لوچه،،گذاشته بود .البته گفته شود که درآن زمان شهرهای کوچک مانند املش وکلاچای وشلمان کومله ویا دستک و...وشهر های کوچک دیگر شرق گیلان اگر چیزی پیش میامدمانند کشتی مردم به یکدیگرد میگفتن درفلان شهرلوچه یاکشتی گذاشته . بگومگوها تو دهان مردم می افتاد.خودم ندیدم چون سنم گوا نمی دهد درآن زمان ولی ازدهان مردم شنیدم در فلان شهرلوچه کشتی گذاشتند.شهر های کوچک وشهرک هایا دهستان بزرگ مانندرحیم آبادو واجارگاه قاسم آباد و یا اطاقورویاشهرک های دیگرکه دراین منطقه مانام نبردیم .ودر این شهر هاکشتی می گذاشتند روستاهادورور لوچه یاهمان کشتی درآن مدت نمیزارند. دراین شهروروستاها منطقه کشتیگیر نام داری داشت.این کشتی گیران نام دار به شهر های فومن و صومعه سرا حتی شنیدم به رامسر وشهسوار میرفتن .درشلمان کشتی گذاشته بودن می گفتن درباغ ملی شلمان کشتی گذاشتند درآن زمان شلمان شهر نبود شهرک بود شلمان باغی داشت بنام باغ ملی درآن کشتی گذاشته بودن .یکبارخودم درسال۱۳۴۷ یا ۴۸ بادوستان به تماشا کشتی رفتیم .ویک بارهم شهرداری املش کشتی گذاشته بود رفتم خودی شهرداری نگذاشته بودمی گفتند ویکی ازتماشاچی ها پرسیدیم ،گفت،بانی اصلی هرسال یکی ازصوفی هامیباشد بنام شهرداری تمام میشود . همه میشناختن ومن آن شب شاهد بودم. بانی اصل آنجان شسته بود هرکی برنده کشتی می شد به او ،دوران۵۷'-،میداد .دوران را درجا خودش توضیح خواهم داد. جایزه که گذاشته بودن (ورزا ،گاونر دو سه ساله وتُولُم گاوماده،این گاو ماده زیر دوسال است گوسفند وبز ویک تلویزیون آر تی ای وتلویزیون پرتاب و...وتاده نفر جایزه میگرفتن وکوچک ترین جایزه که دیدم یک شلوار پهلوانی بود.اینهانام برده های بالارادو گوشه میدان کشتی چیده بودن یک گوشه این حیونان رابسته بودن دیدم. تو آن میدان کشتی محوطه ی بزرگی بود یک طرفش چندتا درخت اناربود این حیوانان به آن درختان بسته بود.این محوطه روبروی خانه گوهرتاج ۵۸'-بود آنهای که قدیمی ها املش میدانند.این زمین خالی بودچندتادرخت انارداشت درروز بازار،،سه شنبه بازار،،این محرکه گیران دراین محوطه محرکه میگرفتن.من هم هنروزیک وقت ها به املش میروم به یادخانه گوهرتاج املش که اخیراً بخرابی میرود؟من ازآن کوچه بیادقدیم یامی کنم وبعضی وقتهابرای به یاد ماندن به منطقه تاسرچپر وکارخانهسازی (جلالخان۵۹'-)تا آخرآن خیابان نزدیک (پیلهم یا پیلام سانه ۶۰'-)گفته می شود. درقدیم بینه سر چپرواملش فاصله بود الان همه جاخانه است مغازه است.درآن شب به تماشاکشتی رفتم.درآن جمع فریاد میزدن بنام پهلوان حیدر (بالکوسرایی)داد میزد ازیکی پرسیدم بچه املشه گفت نه؟ گفت کسی نیست حریفش باشد .درآن شب دیدم بعدها فهمیدم این اقابچه ی بالکو سرا بین لنگرود ولاهیجان ودستک میباشد تماشاچیهاخیلی تعریف می کردن ازکشتی ومردانگی اوحرف میزدند ودست بی بضاعت هاراوفقیرهاراحمایت میکرد.دراین نوشتهایم بیاد او (پهلوان حیدر بالکوسرای)
(رسم ویا شرایت کشتی گرفتن در شرق گیلان ) شرایت کشتی گرفتن درشرق گیلان فرق دارد باهمه شهرهاکشوربخصوص روستاها.چون کشتی گیران در روستاهابیشترهستن وبیشترین کشتی گیران جوانان روستا های این خطه هستن که وقتی میشنوندکه در فلا روستاکشتی گذاشتن بفهمند که درفلاشب کشتی برپا است هرجا باشدخودشان رامیرسانند. چون کشتی درشب است جوانان کشتی گیر ومردم جمعیت زیادی استقبال میکنند .مردم روستا کشتی رادوست دارند.مردم برای تماشاکشتی زیادمیاین حتی ازروستاهای دیگربرای تماشا کشتی .؟کشتی گیران خودشان رامیرسانند.رسم لوچه و کشتی گیل مردی دونوع است .هرچندنفر کشتی گیر از هر روستا آمداند باهم درمیدان(در داخل دایره کشتی که دورتادورمردم جمعیت یک دایره درست کردن .؟)کشتی گیران واریدمیدان میشونداول چند قدم چپ وراست رفتن را (قمزه،۶۱'-)گفته میشود میروند.هرچندنفر باهم دوستن یاهم ازیک روستاهستن .این راه رفتن جوری درمیدان است می گویند،قمزه،لذاکشتی گیران اول واردبه میدان بشوند انگشتان را به زمین میزنندبعددست رامی بوسند و روی پیشانی می گذارند وبعددست روبه سینه می گذارند بطرف بزرگان ریش سفیدان وبرپاکننده به آنها سلام می دهد .این کاربرای خودشان رامعرفی کنند .،کشتی گیران بالاتنه لخت برهنه است ولی پایین تنه شلوار به تن دارند این شلوارخیلی تنگ وچسبیده به بدن تن وبه این شلوار ازدوطرف بیرون چند رنگ ازپارچه های رنگی نوار داده شده ازکمربند تامچ امتدادپادوخته شده است .این شلوارمی گویندشلوار پهلوانی از یک نفرتا چند نفرواردمیدان می شوند .این کشتی گیران چندباری جلووعقب ویاازآن طرف بهاین طرف چپ را بعدمی پرند .البته اول می خواهند وارد بشود .یک تعظیم یک نگاه به بانی برپا کنند کشتی ویک سلام به بزرگان میکند وبعدیک سلام به مردم وبعد میدان چپ راست وجلو عقب میرودبعدچندبارچرخشی مانند آکروبات واکروباتیکی یاحرکتهای پروانه وکارهای ژیمناستیکی وهرکی به یک نوع کارانجام میدهندتا آمادگی خودشان رابه مردم وکشتی گیرهانشان دهند. ،،منآمادگی دارم،، بعداز ،قمزه،این نمایش همه میآیند درصف اول می نشینند.جلوصف اول داخل میدان که تمام کشتی گیران آن قمزه راانجام دادن آمادگی بدن یک جوری به حساب می آید.((گیرفتن کشتی دونوع است )) یک نوع زدنی بامشت ویک نوع دیگر دست دادبغل کردن
(بزبان محلی کشاشون) گرفتن . آماده دارند برای زدن کشتی زدنی یعنی با مشت زدنی هرنوعی می توانی بزنی یعنی دو کشتی گیر درمقابل هم خم شدندهرکی زرنگتر وفیرز تر است مشت اولی رازدطرف مقابل خورد زمین یا حتی درزمان انداختن مشت دست یا زانو به زمین برخورد کند باخت بحساب می آید.؟کشتی گیر که بدونه زدن خم میشوددست را درازکرد برای کشتی گیرمقابل او دوست دارد زدنی باشد برمیگردد ولی یکی دوست ندارد زدنی باشد ومشتی زدنی نباشد کشتی گیرخم شددودست دارزمیکند به طرف کشتی گیرمقابل اوهم دوست داشت دستش را دراز میکند باهمدیگرگلاویزمیشوند هرکی زور و فنش بیشتر .؟دراین ساعت میدان کشتی خالی است وکشتی گیران دورتادور نشستن منتظراً تایکی پاشود.یکی از کشتی گیران پامی شودداخل میدان چندبارقمزه میکنداگر کسی پاشد البته پیدامی شوند پاشود وکشتی بگیرد .،واگرکسی نیامداوآنچه خودش دوست دارد میرود جلوکشتی گیران اوحق حرف زدن نداردولی با دست جلو یک به یک ویاآنها را دوست داره جلو آنها یکی دوبارکف یا،دست،میزند.اگر جواب دادطرف پامیشودکشتی میگیرد وگرنه می رود پیش یکی دیگر تا یکی پاشود.بعض وقتها قبل ازآن که به این کشتی گیر برسد این دوست داردباآن کشتی بگیرد ولی منتظراست کسی پامی شود.این پامی شودبااوکشتی بگیردکشتی برد و باخت دارد کسی که می برد .(کشتی گیر بعدازبرددوران می کند )برنده یک پرش شادی میکند
وبستگی دارد به طرف برنده بعد ازبرد .با حرکتها برشی کردن خودشوتاجلوبزرگان ریش سفیدان درگوشه ای جمع ،نشسته اند.اولین دوران راازبزرگان محل میگیرد(دوران دوست داشتنی است هرکی دوست داردمبلغی پول به او میدهد.کشتی گیربرنده بعداز دریافت کردن پول ازبزرگان نوبت دوران ازتماشاچیان میرسد.او هرچندمتربه چند متر یک پرش ویااکروبات انجام میدهدتاپول دریافت کند.اگر دوستش یافامیلان درداخل مردم می بیندچند بار باحرکت های آکروباتیک یاپرش به نزیک آنهامیشود پول خوبی گیرش میاد. )این پولها و دوران که می کند برای همان شب جایزه همان شب است .جایزه همان شب بحساب میآید. هرشب هرچند تاکشتی بگیرد برنده شوددوران میکند.بازنده درآن شب دیگرکشتی نمی گیرد لباس می پوشدمانندتماشا چی هاتماشا میکند.درشب اول اعلا م میکنند کسی که باخته دوباره میتوانددر همان شب دوباره
کشتی بگیرد شبهای دیگربه کشتی ادامه میدهد.کشتی
گیر دریک شب هر چندتا کشتی میتواند بگیرد تا نباخته .جایزه