ویرگول
ورودثبت نام
پرهام سلیمی
پرهام سلیمی
پرهام سلیمی
پرهام سلیمی
خواندن ۱ دقیقه·۲ ماه پیش

من رازی دارم برایت بگویم

من پرهام هستم

یک عقب مانده از زمان ، یک کودکی که زود پا به فرار گذاشت و رفت ،،نوجوانی که با ترس ها و مشکلات درونی یاد نگرفت قوی باشد حالا جوانی که نمی‌خواهم مثل قبل بگذره در بستر بیماری که سالها جونم رو گرفت اما مادرم نگذاشت هدر بروم.

من از ترسهام فرار میکردم کنج خانه تو غم هام لونه میکردم و با نقاشی‌هام داستان و بازی میساختم.

من تنها بودم تنها شدم و تنها ماندم چون دیگران از من بهتر می‌دویدند بهتر بازی می‌کردند و من از آنها نفرت پیدا میکردم.

گذشت و گذشت با وجود مشکلاتم درس خواندم مدرک هنر گرفتم و یاد گرفتم با مشگلات بجنگم چون دلم نمیخواست به گذشته برگردم.

من در ذهنم سعی میکنم قهرمان فوتبال و ورزش و شنا باشم چیزی که حتی از یادگرفتنش میترسیدم.

ترسو بودم شاید که نتوانستم بفهمم چرا نمیتوانستم

حالا دلم میخواهد به جای فکر کردن در واقعیت قهرمان باشم و بشکافم این گودال تنهایی و ترس‌را

من دلم میخواهد من دلم میخواهد من واقعا دلم میخواهد بیشتر تجربه کنم و دیگر نترسم...

فرارقهرمان
۰
۰
پرهام سلیمی
پرهام سلیمی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید