ویرگول
ورودثبت نام
سپیده
سپیدههمه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی ، که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
سپیده
سپیده
خواندن ۳ دقیقه·۱ ماه پیش

آبی تر از آنم که بی رنگ بمیرم

رنج داستان آنهایی نیست که رفته اند، بلکه ماجرای آنهایی است که مانده اند و آخر داستان را همیشه کسانی می نویسند که مانده اند !

عزیزم من و تو زنده هستیم و تا زنده ایم محکوم هستیم که زندگی کنیم ..
من میگم باید زندگی کنیم تا انتقام زندگی هایی که به ناحق گرفته شدن رو هم بگیریم
من هیچ وقت مثل الان شوق زندگی نداشتم چون همه چیز تازه دارم برام معنا پیدا میکنه چون میدونم به لطف خون چه انسان های شریفی دارم نفس میکشم
هرچه قدر هم شرایط برام سخت بشه و زیر فشار له بشم من بازم میخوام کار خودمو بکنم چون هر رنجی برای من یه فرصته که خودمو بسازم !

توی این جنگ هم با همه فشار های روانی که برام وجود داشت سعی کردم طوری دووم بیارم که حتی بازده زندگی ام از دوران صلح هم بیشتر بود ؛
توی این مدت نزدیک بیست تا کتاب خوندم که در شرایط عادی حتی ده تا هم نمی خوندم ..

تونستم از شر خوابِ زیاد خودم راحت بشم ، البته اضطراب و دلشورهء جنگ بی تاثیر نبود که صبح از ساعت پنج با تپش قلب از خواب می پریدم و الان هم دیگه سیستم بدنم مونده روی همون پنج صبح، در صورتیکه قبل جنگ صبح ساعت هشت به زور بیدار میشدم، البته این عادت سحرخیزی رو مدت ها بود که میخواستم در خودم ایجاد کنم که به لطف شرایط فعلی به طور خودکار در من نهادینه شد :)

با وجود فشار روانی جنگ بازده مطالعهءدرسی ام هم خیلی بیشتر شد و پیشرفت کردم که فکر میکنم علتش این بود که چنل های مختلف رو از پیام رسان ها بخاطر اینکه بیست و چهارساعته شایعه پخش می کردن و روی مخم راه می رفتن پاک کردم و تمرکزم بالا رفت که باید همین عادت رو در خودم حفظ کنم ..

تونستم عادت چک کردن مداومِ اخبار از منابع مختلف رو که توی جنگ ۱۲ روزه گوشی از دستم زمین نمی افتاد ترک کنم و اخبار رو فقط از یه چنل و در زمان های معین چک بکنم

توی این مدت واقعا به خدا نزدیک تر شدم و زندگیِ معنوی ام رشد کرد من این رو در جنگ ۱۲ روزه هم حس کرده بودم ولی الان خیلی بیشتر ..‌ نشانه های حضور خدا رو به خوبی حس میکردم توی دل تک تک اتفاقاتی که می افتاد و واقعا فهمیدم که الله اکبر یعنی چی ..

عادات معنوی خوبی در من به وجود اومد مثلا همین که هر روز سوره فتح و زیارت عاشورا میخونم و یه روز هم ترک نکردم این عادت رو

تجمعات هم واقعا برای خودش یه فرصت و نعمت بزرگی هست هرچند که من هر روز نمی تونم شرکت کنم ولی هر وقت ک فرصت کنم و بتونم از این نعمت استفاده میکنم بنظرم باید این تجمع ها همینطوری حفظ بشن تا بعدها هم مردم مطالبه های مختلف خودشون رو از طریقش اعلام بکنن و کسی نتونه ازشون سواستفاده کنه، همون فرصتی که سالها برای مطالبه گری مسالمت آمیز دنبالش بودیم به وجود اومده باید حفظ بشه و به کارناوال های بی معنا هم تبدیل نشه

شوخی و طنزپردازی خودم و رفقا هم توی دووم آوردن مون در این شرایط واقعا خیلی موثر بود از اونجایی که همه چی رو به شوخی می گرفتیم بدترین خبر ها رو هم میتونستیم هضم کنیم البته این حجم از غم که با طنز هضم کردیم احتمالا چند وقت دیگه قراره از زیر پردهء طنز بیاد بیرون و اون روز خدا به دادِ دلمون برسه :)))

و اینکه خلاصه ؛
آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم
از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم ..

امیدزندگی
۲۳
۰
سپیده
سپیده
همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی ، که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید