سپیده·۴ روز پیشغدیر و زخم تازهبرادر انگلستان!رمانی که از مطالعه اش بسیار لذت بردم در ابتدا شاید کمی گنگ و پیچده به نظر برسد ولی هرچه که با سیر داستان همراه می شوید شما ر…
سپیده·۸ روز پیشدل من هم سوختدلم سوختدلم هنوز هم می سوزد دلم از تمسخر ها سوخت دلم از تهمت ها سوخت دلم از زخم زبان ها سوخت اگر مشکلات مردم با توهین به من حل می شود اشکال…
سپیده·۱۲ روز پیشآگهیِ گمشدهیک عده تا همین سه ماه پیش ویرگول را پر کرده بودند از سوگنامه هایشان بخشی واقعیت بخشی شایعه خلاصه همه را با هم ترکیب کرده بودند هر چند روز ی…
سپیده·۱۴ روز پیشقلب حافظهء خودشو داره !من هرچقدر هم بخوام فراموش کنمبخوام دوباره همون آدمی بشم که هر حرفی رو تحمل می کردمدوباره بخوام با دید خیرخواهانه و خواهرانه به بعضیا نگاه ک…
سپیده·۱۵ روز پیشسردارِ دریامیخواهم بنویسم قلم یاری نمی کند مگر می شود دریا را به بندِ قلم کشید دلم تنگ است ،دریا از من هم دلتنگ تر است به حالش غبطه می خورم خوش به حال…
سپیده·۱۸ روز پیشبابا بدون پا، بدون دست !بچه که بودم شبها تا پدرم مرا در آغوش نمی گرفت نمی خوابیدم عادت داشتم تا در آغوش پدرم به خواب بروم انگار همه آرامش دنیا در میان دستان پدرم ج…
سپیده·۲۰ روز پیشامشب خوابتو دیدمچشامو بستمنمی دونستم قراره دوباره ببینمت وگرنه از شوق جون می دادم نفهمیدم چی شد ؛همون پیراهنِ آبیِ آسمونی رو که همیشه دوست داشتی تنت کرده ب…
سپیدهدرعقیق·۲۵ روز پیشروایت یک رویش🌱روایت یک رویش؛ یکی از کتاب هایی است که این روز ها خواندم، روایتی بود از زندگی دانشمندی بزرگ و مجاهد و البته گمنام روایتی از رویشی تاریخ ساز…
سپیده·۱ ماه پیشآنان که خاک را به نظر کیمیا کنندهرکسی در زندگی اش الگوهایی دارد ،در طول این سالها بارها شده بود به الگوهای خودم شک کنم ..حتی چندبار رهایشان کرده بودم ..ولی نهایتا در گوشه…
سپیده·۱ ماه پیشآبی تر از آنم که بی رنگ بمیرمرنج داستان آنهایی نیست که رفته اند، بلکه ماجرای آنهایی است که مانده اند و آخر داستان را همیشه کسانی می نویسند که مانده اند !عزیزم من و تو ز…