هرکسی در زندگی اش الگوهایی دارد ،در طول این سالها بارها شده بود به الگوهای خودم شک کنم ..حتی چندبار رهایشان کرده بودم ..
ولی نهایتا در گوشه قلبم تک تک شان را دوست داشتم
و امروز بعد دوسالِ پرآشوب
به من ثابت شد که انتخاب های درستی داشتم
آنجا که خون دلیلی است بر اصالت مکتب ها
و خون ها با هم برابر نیستند ؛
خون شهید است که اصالت دارد
اصلا ربطی به کیفیت کشته شدن و تعداد شهدا ندارد
خون شهید جریان ساز است
چه خون یک نفر باشد چه خون هزار نفر
بر قلب ها نفوذ می کند
حتی اگر آن قلبی که خون شهید در آن راه یافته خودش نفهمد ناخودآگاه به سمتی کشیده می شود که شهید می خواهد
خون شهید راهش را در قلب های پاک ادامه می دهد
چون متصل است به ذات لایزال الهی
و تا همیشه زنده است
نه از جنس مادیات
بلکه از جنس زندگی حقیقی
امروز اکثر الگوهای من شهید شده اند
و من خوشحال هستم !
خوشحالم چون در روزگاری که خیلی ها رفتند به دنبال الگوهای پست و زمینی
من دل به کسانی داده بودم که از تبار آسمان بودند
هیچ وقت در عمرم به اندازهء الان از خودم راضی نبودم
نیک می دانم که الگوهای من از زمین بودند و به آسمان رفتند
از جنس خودم بودند
دست یافتنی بودند
خاک بودند و کیمیا شدند
در بدترین و تاریک ترین شرایط نیز چراغ آنان در قلبم روشن می ماند ..




پ.ن ؛ ما یه عمر به شماها گفتیم آقا و عمو ، آخرشم نه تنها پشیمان نشدیم که سربلند هم شدیم ولی عموی یه عده .. بگذریم، بعدا راجبش صحبت میکنم :)
