ویرگول
ورودثبت نام
سپیده
سپیدههمه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی ، که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
سپیده
سپیده
خواندن ۲ دقیقه·۸ روز پیش

دل من هم سوخت

دلم سوخت
دلم هنوز هم می سوزد
دلم از تمسخر ها سوخت
دلم از تهمت ها سوخت
دلم از زخم زبان ها سوخت
اگر مشکلات مردم با توهین به من حل می شود اشکالی ندارد
ناهار به شما دادن ؟!
جلاد ..

دو سال است نسبت به بعضی چیز ها آلرژی پیدا کرده ام
اگر ببینم نحوه حرف زدن کسی را تمسخر می کنند
قلبم تیر می کشد و فیوز های مغزم می پرند ..
سریع می گویم ؛ تمامش کنید
دلم می سوزد ..

هر موقع تلوزیون را باز می کنم و سخنرانی دکتر پزشکیان را می شنوم
که از قضا این لحن خودمانی و صمیمی اش را خیلی هم دوست دارم
متوجه می شوم که ساعتها به گوشه ای خیره شدم ام و دستانم طبق معمول که وقتی ناراحت می شوم سرد می شوند ، گویا یک تکه یخ شده اند
دیگر نحوه صحبت های رئیس جمهور و اشتباهات بی شمار لفظی اش برای کسی اهمیتی ندارد
و قرار نیست تبدیل به جوک و فکاهی شوند ..
دلم می سوزد ..

هروقت بعد دو سال می شنوم که هنوز هم کسی دارد او را مسخره می کند
رگ های مغزم در هم می پیچند
دلم میخواهد در همان لحظه زمین شکاف بردارد و من را ببلعد ‌‌
دلم می سوزد ..

هر وقت باران شدیدی می بارد
هروقت صدای رعد و برق می شنوم
یک خاطره تلخ آرام آرام از گوشه چشمانم می گذرد..
دلم می سوزد ..

اواخر اردیبهشت که می رسد
وارد لاک تنهایی ام می شوم
و تمام آنچه را که گذشت مرور می کنم
وقتی مرور گذشته به جاهایی که نباید می رسد
دیگر قلبم توان تحمل آن همه وقاحت را ندارد
الان خرس های جنگل های ورزقان سیر شده اند..
تمسخر
تمسخر
تمسخر یک جنازه !
دلم می سوزد ..

وقتی هم جسم را می کُشَند
و پیش از آن آبرو را تکه تکه می کنند
وقتی نه با گلوله
که با زبان آدم می کُشَند ..
دلم می سوزد ‌‌..

سوختنِ مرا پایانی نیست
راستی از بهشت چه خبر ؟!

رئیس جمهور
۲۱
۷
سپیده
سپیده
همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی ، که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید