ویرگول
ورودثبت نام
سپیده
سپیدههمه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی ، که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
سپیده
سپیده
خواندن ۲ دقیقه·۱۶ روز پیش

آخرین امید

خاورمیانه بوی باروت می دهد
بوی خون
اشک از در و دیوارش می چکد ..
صدای گریهء نوزاد در کوچه پس کوچه هایش پیچیده
بیروت عروسِ خاورمیانه
همان شهرِ رویایی و زیبا که این روزها هیچ شباهتی با بیروت ندارد
هر طرف را که نگاه می کنی آوار است
می گویند؛ روستا های باصفای ضاحیه زیر بمباران کاملا حذف شده اند..
شاخهء زیتونِ فلسطین خیلی وقت است که پژمرده ..
همان پهنای سبز در حاشیهء مدیترانه که زیر چکمه های استعمار لگدمال شده
دیگر خبری از شکوهِ تاریخیِ بغداد نیست
بیش از بیست سال است که بغداد مُرده ..
نخل ها سوخته اند، دجله و فرات مایوس و افسرده شده اند ..
جواهرِ درخشانِ غرب آسیا
دیارِ شعر و عشق ؛ معشوقهء شرق و غرب
دمشق را می گویم
بالاخره تبدیل شد به زمین سوخته ای که روز به روز بی فروغ تر می شود !

اما در میان این خاکستر و خون هنوز هم قلبِ خاورمیانه می تپد
مغرور است و مقاوم
هرچه هم زخم بخورد به روی خودش نمی آورد
ستون های چهلستون زیر بمب های سنگین می لرزند
بلور های گلستان شکسته اند و پخشِ زمین شده اند
اما خم به آبرویش نیاورده، تمدن می لرزد ولی فرو نمی ریزد
گویا خدا خودش این قلبِ پر از ترک را در آغوش گرفته تا خاورمیانه زیر غبار ناپدید نشود
ایران نه قلبِ خاورمیانه که از گذشته قلب جهان بوده است
محل اتصال شرق و غرب عالم و جادهء ابریشمی که میراثِ تاریخ است ..
بالای سرم را که نگاه می کنم کاسپین را می بینم
غرب را که نگاه می کنم کوه های زاگرس مثل تار و پودِ فرشِ ایرانی محکم در هم تنیده شده اند
پایین پایم را که نگاه می کنم عمقِ آبیِ خلیج فارس و مکران دیوار حائلی ساخته اند میان ایران و مهاجم
حتی طبیعت هم تصمیم گرفته تا از این گربهء دوست داشتنی حفاظت کنند !
من که می گویم ؛ اینبار هم قرار است ایران خون تازه ای در رگ های خاورمیانه بجنباند و پس از چندین قرن دلمردگی از زیرِ بمبارانِ سلطه خواهان سربلند کند و بگوید ؛ شکوهِ بشریت با تحوشِ بی ریشه ها نمی میرد !

شاید چندین سال بعد دوباره انعکاسِ تصویر ماه در امواجِ دجله برقصد
نخل ها دوباره سبز شوند
صدای خندهء کودکانه در کوچه های بیروت بپیچد
سواحل مدیترانه دوباره رنگِ زندگی بگیرند
آوارگانِ فلسطین بازگردند و قدس را مرمت کنند
دمشق از میانِ خاکسترش بلند شود و دفترِ شعرش را از نو بنویسد
و ایران بیش از پیش تمدنِ اخلاقی و بشردوستانه خود را به جهانِ زخمی از خنجرِ سلطه طلبان هدیه کند
من فقط نسبت به یک چیز اطمینان دارم ؛ ایران آخرین امیدِ خاورمیانه است ..

پ.ن ؛ این روزا اونقدر نوشتم حس میکنم دچار اختلالِ سندرومِ قلمِ بی اختیار شدم :)) باید درمانش کنم 😅

خلیج فارسخاورمیانهامید
۰
۰
سپیده
سپیده
همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی ، که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید