ویرگول
ورودثبت نام
سپیده
سپیدههمه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی ، که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
سپیده
سپیده
خواندن ۲ دقیقه·۹ ساعت پیش

ای اشک مبادا که سرازیر شوی !

سه ساعت است که فقط دارم در دفتر می نویسم و می نویسم و می نویسم ..
این دفتر را بعد از انتخابات ۱۴۰۳ در دست گرفته ام
دفتر عجیبی است ..
تاریخ شفاهی دو سال اخیر از زبان احساسات و دغدغه های من است که ثبت شده
آخرین صفحه را می نویسم و دفتر را می بندم ..
دفتر من هم با روز پایان جنگ به اتمام می رسد
وقتی پست قبلی را اینجا منتشر کردم
و کاربری سوء برداشتی از آن داشت ..
تصمیم گرفتم خون دل امروز را هم به همان دفتر منتقل کنم تا سواستفاده از آن صورت نگیرد
تا به امروز کسی از وجود این دفتر خبر نداشته
حتی آبجی کوچیکه فضول :)
باید بروم سراغ دفتر جدیدی و جلد دوم را هم بنویسم
نمی دانم شاید اگر بعد از مرگم این دفتر را پیدا کردند
وقتی ورقش بزنند
از حجم بغضی که در این دفتر جمع شده نفس هایشان بند بیاید
این دفتر یک دنیا بغض را در خود جا داده
بغض دیشب که از همه جانفرسا تر بود
راستش من همان روزی که دفتر را در دست گرفتم
با اینکه دستانم از شدت خشم می لرزید گریه نکردم
بغضم را فروخوردم
تک تک خیانت ها و نفاق عده ای بی وجدان را دیدم
بغض کردم و فقط نوشتم و نوشتم و نوشتم

من فقط یکبار گریه کردم
بامداد ۱۰ اسفند ..
بغض ناخودآگاه سرباز کرد و کمی خود را رها کرد
چون دیگر نمی توانست در قفس سینه من جای بگیرد
ولی بعد از آن بازهم بغض بود و قلم ..
بغض دیشب خودم را هم پیش نامحرم و فرصت طلب شرح نمی دهم
تا رنج و خشم مقدسم مایه سودجویی کسی نباشد
بازهم نوشتم
حالا سراسر وجود من آتش است
چیزی فراموش نشده
و نه بخشیده شده
این دفتر همذات من است
تک تک خیانت های دو سال اخیر در وجود هردوی ما ثبت شده
و این بغض حفظ می شود
تا روزی که وقتش برسد
و بر سر منافقانِ خانمان سوز آوار شود
اشک قلب را التیام می دهد
ولی بغض آتش قلب را زنده نگه می دارد
ای اشک مبادا که سرازیر شوی
این بغض قرار است که فریاد شود

همیشه حکمت شهادت شهید لاریجانی برام سوال بود؛ دیشب جوابش رو گرفتم. لاریجانی بیعت رو نپذیرفت و شهید شد..

فراموش نمی کنیم آخرین حرفت چه بود .. فراموش نمی کنیم چه کسی شب تولد یزید با او دست بیعت داد .. فراموش نمی کنیم..دیر نیست که تشت رسوایی روسیاهان تاریخ از بام بیفتد..


۷
۲
سپیده
سپیده
همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی ، که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید