ویرگول
ورودثبت نام
فاطمه.میم
فاطمه.میمبرای آیندگان، ما تنها چراغ های خاموشی هستیم در دل تاریک روزگار
فاطمه.میم
فاطمه.میم
خواندن ۲ دقیقه·۴ روز پیش

بعضی نبودن‌ها تا ابد ادامه دارد

جنگ زده‌ترین عضو خانه ما، زیردستیِ چرم زهراست. زندگی تا مرگش تراژدی عجیبی داشت. چند ماه آزگار در کمد جوایز مدرسه جا خوش کرد و اولین بار بعد از جنگ که زهرا به مدرسه سر زد، جسدش را از میان آوارِ شیشه‌ها و خرده‌گچ‌ها بیرون کشید. ما خاکِ رویش را نتکاندیم و همینطور از جنگ برگشته و خونین، قابش کرد‎یم در ویترینی‌ترین جایِ خانه. لایه‌ی بیرونی‌اش را که بچسبانی به نوک دماغت، دیگر بوی بدن لیزِ گاو روستایی نمی‌دهد. گوشه‌هایش از دو طرف بلند شده و رگه‌هایی از بریدگی عمیق در جان نحیفش نقش بسته. به جاش یک لایه خاک و گچ و بوی کلم مزرعه کناریِ مدرسه، چسبیده در بافتش.

حالا تصویرش ترکیب بلاتکلیفی از مردن و ماندن است. خواصش جان می‌دهد که همان قبلی باشد اما تصویرش همه چیز را خراب می‌کند. مانده‌ایم آن ظاهر آشفته را باور کنیم یا این سکوت و اقتدار را. زهرا می‌گوید حیف است بیندازیمش دور. یادگاری است. یادگاری یعنی اگر روزی کسی پرسید چه هزینه‌ای برای جنگ دادید، پای این زیردستی را وسط بکشیم.

چند ماه اخیر یک گروه سینمایی به مدرسه آمده و وسط فیلمبرداری یک پلانِ ضروری، زیردستی زهرا را قرض گرفته‌اند. یک لکه خون هم از روی صورت کاراکتر افتاده درست وسطش. به جز این‎، برگه‌های شاهکار ریاضیِ دانش‌آموزان تا دلت بخواهد رویش تصحیح شده. نوشته‌هایی که قرار بوده شعرِ حافظ را معنا کنند و با دست‎خط آشفته‌ای چند خط درمیان یک غلط املایی ضمیمه‌شان شده، رویش جا خوش کرده‌اند. نقاشی‌ها دیده و در آینده قرار است چه کاره شوی‌ها رویش نشسته.

خواستم بگویم آن سریال ایرانی امروز پخش شد. زیر دستی، سالم و سرخوش توی دست کاراکتر است و نقشش را بهتر از همه بازیگرانِ حاضر در کادر اجرا می‌کند. کارنامه‌ی دانش آموزان منتشر شده و همه آن شاهکارهای ریاضی و قرار است چه کاره شوی‌ها ثمر داده. تجربه غریبی‌ست؛ یک چیزی دیگر نیست اما تصویر قبراقش توی تلوزیون نبودنش را انکار می‌کند. می‌خواهی دست بیندازی و آن کالبد جنگ‎ندید‌ه‌ی قدیمی را از توی دست کاراکتر بیرون بکشی.

به قول بعضی‌ها این متن را دو بار بخوانید چون من درباره زیردستیِ چرمی حرف نمی‎زنم!

دانش آموزانجنگمدرسه
۱۴
۰
فاطمه.میم
فاطمه.میم
برای آیندگان، ما تنها چراغ های خاموشی هستیم در دل تاریک روزگار
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید