ویرگول
ورودثبت نام
یوتاب کیخا
یوتاب کیخاافسانه‌زار از این‌ور.
یوتاب کیخا
یوتاب کیخا
خواندن ۲ دقیقه·۸ روز پیش

خیرخاه زمین و بدخاه خالقش

در کارزار دراز میان زئوس و کرونوس، اطلس به‌خیال آن‌که کت تن عمو کرونوسش می‌ماند، پشت به زئوس و بختش می‌کند. دعوت اجباری زئوس را نمی‌پذیرد و با کرونوس هم‌پیمان می‌ماند. پس از پیروزی تاریکی بر تاریکی، زئوس که از او به‌عنوان عضوی از فامیل، انتظار دیگری داشته است، فامیل‌بازی درمی‌آورد و دارچین بیشتری روی مجازات پسرعمویش می‌ریزد. به‌بیانی حساب این یکی را صاف‌تر از دیگران می‌کند.

او به‌جای تبعید اطلس به قعر زمین، قعر هوا را می‌چپاند بر دوشش. یعنی حمل آسمان به‌مدتی نامعلوم، بلکه بیاموزد هر گردی گردو و هر بزرگی نیک نیست.

برخلاف اطلس، دو برادرش پرومتئوس و اپیمتئوس که در طول نبرد حسابی گل کاشتند، تبدیل به باغبان تمام‌عیار زئوس می‌شوند. زئوس به آن‌ها فرمان کاشت آدمیزاد بر زمین را می‌دهد.

پرومتئوس «بله قربان»گویان جسممان را می‌کارد و آتنا معشوقه‌اش هم، جان را فرو می‌کند تویمان.

 در این میان اپیمتئوس هم برای آن‌که بیکار نماند، هرچه پشم، بال، مو و خلاصه چیزهای ارزشمند به دستش می‌افتد، نوش جان حیوانات و بیلاخ آدمیزاد می‌کند. به‌دید او ما پشم‌تر از آن هستیم که لایق دریافت پشم باشیم.

اما پرومتئوس که ما را فرزندان خود می‌داند، ماچ‌وموچ‌کنان می‌نشیند به فکری اساسی برایمان. نتیجه‌ی این فکر هم می‌شود اهدای آتش به ‌روی گلمان.

او برای رهایی آدمیزاد از شر برهنگی جسمی و ذهنی، دستش را توی دست آتش می‌گذارد. چگونه؟ به همراه هرمس آتش‌دانی اختراع می‌کند و برای اهدای آن به ما نزد زئوس می‌رود. زئوس هم که هنوز دود ماتحتش از نخوردن گوشت قربانی پابرجاست، درخاست پرومتئوس را می‌مالد روی آن¹. حالا شاید بپرسید: «خدایان هم آره؟» بله. خودشان نداشته باشند و برای ما بزایند؟ پس از ذوق پیشرفت ما کجایشان را به دود بدهند؟ بگذریم.

پرومته بیلاخ‌گویان به آسمان می‌رود و پاره‌ای از خورشید را کش می‌رود. آتنا هم به‌دنبالش. بعد کشان‌کشان به زمین می‌آید و آتش را قلفتی می‌ریزد توی دست اجدادمان. مهربانی‌اش به این‌جا ختم نمی‌شود. او برای آن‌که حسابی کیف ‌و کورمان را جا بیاورد، طرز استفاده از آتش را هم می‌چپاند تنگش. به بیانی پرومتئوس نه تنها ما را می‌سازد، بلکه مسئولیت پرداختن به ما را هم گردن می‌گیرد و می‌شود یک‌پا بشردوست. حالا این‌که چی تویمان دیده است، خدایان عالمند.

¹در مراسمی، پرومته بخش لذیذ گوشت گوزن ذبح‌شده را، خیرات معده‌ی انسان می‌کند. سپس استخان و پشم‌وپیلش را، به چربی مزین می‌کند و تقدیم زئوس می‌کند. زئوس وقتی که متوجه این درمالی می‌شود، انسان را از آتش محروم می‌کند.

اساطیر یونان
۰
۰
یوتاب کیخا
یوتاب کیخا
افسانه‌زار از این‌ور.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید