یوتاب کیخا·۶ ساعت پیشسفر یعنی؟سفر یعنی دور شدن از یکنواختی. وسعت دید نسبت مستقیم دارد به بُعد مسافت؛ هرچه دورتر، وسعت دید بیشتر. سفر یعنی اینکه وقتی صبح از خاب بیدار شد…
یوتاب کیخا·۳ روز پیشاسطورهبازان افسانهساز اسطوره چیست؟ دهخدا میگوید: «سخنپریشی و افسانهبافی محض» دکتر معین هم بیهودهای میچسباند تنگ آن.در باور این دو، اسطوره محضی یک افسانه اس…
یوتاب کیخا·۴ روز پیشنوازشهای دردآلود یک گشایشجعبهای پر و پیمان از دستان هرا بیرون جست و افتاد توی بغل پاندورا. پاندورا مدهوش روبند تازهمعشوقش، کهنهدیههایش را از یاد برد. البته تورف…
یوتاب کیخا·۶ روز پیششورش خدایانپس از فتح قلههای سعادت به دست انسان، زئوس عدولساز عدل خود شد.تمام فرزندان پرومته سبیلنرهایی بودند که مسیحگونه پا به زمین گذاشته بودند.…
یوتاب کیخا·۸ روز پیشخیرخاه زمین و بدخاه خالقشدر کارزار دراز میان زئوس و کرونوس، اطلس بهخیال آنکه کت تن عمو کرونوسش میماند، پشت به زئوس و بختش میکند. دعوت اجباری زئوس را نمیپذیرد و…
یوتاب کیخا·۱۱ روز پیشمسیح یونان آنسوی ماجرا، کرونوس که همه را خورده بود الا آنکه باید، پشیمان از این پیشامد، خیر و نیکی را در کیف چپانده بود تا در جایی دیگر خرج کند. ای…
یوتاب کیخا·۱۳ روز پیشیک دانگ عدالت پس از فرار کرونوس و قرار اجباری همرزمان، تولهمولههایش افتادند به پنبه کردن رشتههای پدر و پدربزرگشان. آنها کوه المپ را به اجاره گرفتند…
یوتاب کیخا·۱۴ روز پیشرخگلاب-آن سبد. همه سوار شوند پشت آن سبد. هرکس بر صندلی خودش بنشیند. د بجنبید دیگر.رخگلاب تکیه بر درختی داده است و سایه میگیرد.یک چین به پیشانی…
یوتاب کیخا·۱۵ روز پیشانگشت توی تنبان بیعدالتیظهور زئوس در عرصهی قدرت بندِ بند و زندان را تا حدودی پاره کرد، اما نه کاملن. مثلن خاهر و برادرانش را از معدهی پدر به معدهی دیگری تبعید ن…
یوتاب کیخا·۱۶ روز پیشخاب نانآور-اگر سروها دست از کرشمه بردارند و با ناز کمتری تن به خشکی دهند، گیر چنین دهانی نمیافتند.مادر است دیگر. طوری میبرد و میدوزد که یک وقت خدا…