ویرگول
ورودثبت نام
سین . ح
سین . حتهش آسمون آبیه؛ تهش ما خوب میشیم https://t.me/In_praise_of_depression
سین . ح
سین . ح
خواندن ۴ دقیقه·۳ سال پیش

در ستایش افسردگی: بخش بیستم، بابت افسردگی سپاس گزارم

در چند بخش گذشته درباره نقش کلمات در درمان افسردگی نوشتم که آن را میتوانید در اینجا مطالعه کنید. در دوران افسردگی بین قشون کلمات، یک واژه اصلا وجود خارجی برای مان ندارد. انگار مغزمان قادر به چینش حروف برای ساخت همچین کلمه ای نیست. چرا که نمیتوانیم حسش کنیم پس آن را به زبان نمی آوریم. آن واژه، سپاس گزاری است.

در دوران افسردگی عملا چیزی برای تشکر کردن از زندگی نداریم. که مثلا ممنونم که حالم خراب است؟ متشکرم که داغونم؟ سپاس گزارم که زندگی پایش را روی استخوان حنجره ام گذاشته است؟

برعکس؛ در این دوران یک لیست چند ده صفحه ای داریم از نارضایتی ها. هر ثانیه در ذهن مان چندین مورد به این لیست اضافه میشود. حالا بیا و بین این حجم از چیز هایی که دوست شان نداریم دنبال دلایل سپاس گزار بودن بگرد. اگر پیدا کردی، سلام من را هم به آن ها برسان.

اصطلاح دیدن نیمه پر لیوان را که شنیده اید؟ اصطلاحی بسیار لوس و کلیشه ای. که اصلا کدام لیوان؟ کدام نیمه؟ کدام پر (نیمه پر منظورم است)؟

ولی در این میان یک چیزی درست نیست. اینکه قدردانی را برای مان بد جا انداخته اند. ما تصور درستی از آن نداریم. ما آن را اشتباه فهمیده ایم.

اکثریت فکر میکنیم تشکر کردن یک پاسخ است به لطفی که دریافت میکنیم.

+ این کار را برایم انجام میدهی؟

_ بله

+ ممنونم

شاید این فرمول و مکانیزم در مراودات روزمره طبیعی و درست باشد. ولی در رابطه ما با جهان اطراف مان، در رابطه ما با زندگی مان و در رابطه ما با خدایمان نه طبیعی است و نه درست.

من یکی از طرفدار های دکتر جو دیسپنزا هستم. مردی که معنویت را با علم و عقل توجیه میکند. مردی که دانش را ترویج میکند نه خرافات را.

کتاب های ایشان پر است از علم. از طب و فیزیک تا دانش کیهان شناسی. و او از همین مسائل علمی که ما فکر میکنیم در تضاد با قوانین معنوی است برای مان معنویت را توجیه میکند.

برای اولین بار در یکی از کتاب های ایشان با فلسفه سپاس گزاری آشنا شدم. که قدردانی تنها یک پاسخ مودبانه به الطاف دیگران نیست. یک قانون معنویت است. یک راه نجات. یک معجزه بزرگ.

که قدردان بودن در زندگی، باعث انسجام امواج و فرکانس مغزی میشود. سطح ارتعاش کوارک ها (ذرات نوسان کننده از انرژی که سازنده پروتون ها و نوترون ها هستند) را بالا میبرد.

که انسان های قدردان سیستم عملکردی جسمی و روانی بهتر و سالم تری دارند.

و همه اینها با آزمایش های فراوان تیم پزشکی ایشان بر روی مغز طیف وسیعی از افراد اثبات شده است.

حالا اینها چه ربطی به درمان افسردگی دارد؟ عرض میکنم.

در دوران افسردگی به علت حجم درد و رنج های روحی و روانی، امواج مغزی افراد به هم میریزد. چند وقت پیش درباره نتیجه یک تحقیق میخواندم که بیان میکرد گاهی مغز افراد افسرده نسبت به افراد سالم در برخی قسمت ها تحلیل میرود.

در این دوران ما در جدالی نفس گیر با زندگی هستیم. که اگر در بین راند های این مسابقه کسی بیاید و بگوید که تو باید در زندگی ات قدردان باشی با مشت به فک او میزنیم.

ولی بایید و به حرف این شخص گوش کنیم. که ما باید در زندگی قدردان باشیم. این یک باید است نه اختیار. اجرای این قانون معنوی به مرور زندگی ما را نجات میدهد.

که خیلی اوقات ما یک چشم بند مانند دزدان دریایی زده ایم و با یک چشم، فقط نداشته ها را میبینیم.

برای بهبودی باید این چشم بند را برداریم. مثل شرلوک هلمز یک ذره بین دست مان بگیریم و برویم بین نداشته هایمان دنبال دلایل قدردانی بگردیم.

و هر روز دلایل قدردانی خود را از خداوند، از جهان و از زندگی مان بنویسیم. زیرا نوشتن، دوپینگ کلمات است.

شاید در روز اول این لیست قدردانی یک مورد داشته باشد:

که خدایا بابت اینکه انگشتانی دارم که با آن ها میتوانم بنویسم، ازت ممنونم. (چرا که همه ما حداقل انگشت که داریم.)

شاید در روز های بعد به این لیست تنها یک مورد اضافه شود:

که خدایا بابت اینکه چشمانی برای دیدن دارم ازت ممنونم.

یا از اینکه توان راه رفتن دارم از تو سپاس گزارم.

یا مثلا برای اینکه میتوانم غذا بخورم خیلی متشکرم. (برخی بیماری ها، خوردن یک سری از غذا ها را برای مان حسرت میکند.)

یا چه میدانم؟ مثلا برای اینکه شارژ گوشی ام 98 درصد است ممنونم.

و مواردی این چنینی. همین مسائل ریزه میزه که به چشم مان نمی آید ولی نعمت است که ما داریم و خیلی ها ندارند.

حتی؛ حتی در ابتدا لازم نیست در درون خود احساس قدردانی عمیقی داشته باشیم. نه ابدا! در ابتدا شاید نوشتن این قدردانی ها برای مان فاقد هرگونه احساس سپاس گزاری باشد ولی همین هم یک شروع ماورایی است.

من از حدود سه هفته پیش از همین جا شروع کردم. از همینکه بابت داشتن تختی برای خوابیدن سپاس گزارم. و الآن لیست قدردانی هایم در یک صفحه جا نمیشود. برای همین اعتماد شما را برای ورود معجزه سپاس گزاری به زندگی تان میخواهم.

سپاس گزاری یکی از قوی ترین احساساتی است که زورش به افسردگی میرسد.

ادامه دارد...

ورژن دیگر در ستایش افسردگی

درمان افسردگی
۲
۲
سین . ح
سین . ح
تهش آسمون آبیه؛ تهش ما خوب میشیم https://t.me/In_praise_of_depression
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید