
بعد از دنبال گپ دوستی گشتن و سعی در چت کردن ،درحالیکه ن دوستی پیداکردم ن باکسی حرف زدم ،ب همینجا برگشتم .
دلم میخواد با کسی آشنا شمو دوران تنهاییِ ارادی م تموم شده شاید ،
ولی بااینحال باهیچکس دلم نمیخواد ارتباط بگیرم چون ذهنمو پیش کسی نگه داشتم ک نیست،وته دلم میخوام باوجود اینکه هیچی وجود نداشته،به اون متعهد باشم!
اگه دوستای هم جنسم بودن شاید بازم تو تنهایی خودم لذت میبردم
اشناهام دیگه همصحبت من نیستن
دوستا و اطرافیانمم فقط تو فاز شوهر.
یادم میاد اون دورانی که زحمت میکشیدمو و به سختی کار پیدا کردم
تو اوج اضطرابم و حال بدم، میگفتم این روزا جبران میشه
هم از جانب من،هم معبودم،
حالاام ک میبینم ،میگم یعنی میتونم درمورد این موضوع هم این حرف رو بزنم؟