ویرگول
ورودثبت نام
Ivy
Ivyجهانِ بنفشِ نوشته های من |دیوانه ی نوشتن◇ یه بنفشه ی ماهِ درونگرا _intj _ک تو دنیای خودشه_عاشق کتاب و روانشناسی و هنره_
Ivy
Ivy
خواندن ۳ دقیقه·۱ ماه پیش

روز نوشتِ آیوی

آیوی  و موهای بنفشش
آیوی و موهای بنفشش

هرچند علاقه ندارم مطالبی به درد نخور بنویسم،اما گاهی میبینم اینجا پست های روتینی به چشم میخورن و بنظر بی فایده نیست.

شاید گاهی با عادی نوشتن هم،آدم مخاطبای خودش رو پیدا میکنه.وجدا از اون ،کاریه ک سالها برای خودم چ توی وبلاگ چه توی دفتر ،انجام دادم.گاهی ادم با نوشتن،دنیاشو،خودشو،شرح حالشو،بهتر میفهمه .

دارم اهنگ اگه یه روز faramarz aslani رو گوش میدم.

حال خیلی عجیبی داره،قطعا همونقدر عجیب که نوستالژی بازا میفهمنش.درد اروم و عمیقی داره و هوای ازاد.

این روزا هممون هم خیلی مضطربیم،هم خیلی دلتنگ،بخاطر همین اگر سرگرم یه برنامه ای باشیم بهتره ،همونطورک از اواسط یا شایدم اواخر جنگ من خودمو درگیر برنامه های خودمو کمک کردن تو خونه کردم.

نتا هم وصل شده مثلا،اما چیزی ک باخودم گفتم از دی ، این بود که این اینترنت دیگه اینترنت نمیشه.بگذریم.

یکی از چیزایی که خیلی یهویی و عمیق رفتم سمتش از هفته ی پیش،یاد گرفتم زبون ایتالیایی بوده !

گاهی رفتارام برای خودم خیلی عجیب و درعین حال آشناست .حالا این قضیه سر دراز داره گفتنش.

این یکی از جدیدترین و عجیبت ترین برنامه هایی بوده ک نسبت به اینکه من تاالان رغبت به زبان یادگرفتن نشون نداده بودم داشتم.و توی صرف کردن فعل های زمان حال(که توی ایتالیایی یکی از سخت ترین مباحث ،صرف فعل هست )خیلی سریع و یهویی پیش رفتم .

به مراتب شاید در آینده بر خلاف میلِ سابقم تصمیم بگیرم کنکور بدم،هرچند که درگیر کار و توی اموزشگاه معتبر گرفتن مدرک طراحی لباس شدن برام بهتره فعلا .اما دانشگاه قطعا برام پیوند ناگسستنی ای با روانشناسی خواهد داشت ،

چراکه از دوران دبیرستان توی روانشناسی عمیق شده بودم و مطالبی درمورد ذهنیت ها و نظریه های یونگ خیلی میخوندمو علاقه داشتم.

حتی یکی از مخاطبای وبلاگم میگفت پیرو مکتب یونگی !؟چون گاهی تعابیر خوابمم از تفاسیر یونگ در می اوردم. این گرایش رو اگر عمری باشه،ندید نمیگیرم .الانم نمه نمه دارم کتابی رو ک حجم زیادی هم داره و در خصوص روانپزشکی هستش میخونم و خیلی کم ازش خلاصه نویسی کردم.

از تجربیات نویسنده ی کتاب که روانپزشک بوده توی یک از فصل ها،تجویز کردن لیتیوم برای بیمار دوقطبیش بوده ک اثر بخش بوده(باید بگم من گاهی هر کتابی میگیرم وصف کننده ی شرایط حالم میشه یا راهنمام با کمال تعجب و بدون خرافات.طوری ک دوستامم متعجب میشن)

البته ک دکترمم بخاطر مخالفت های من بهم گفت دوقطبی ها طیف های مختلف و زیادی دارن و این به اون معنی نیست ک تو شدیدا دوقطبی هستی فقط اینو میخوری که تایه مدت ثباتت پایدار بشه.و چقدرم گرون شده .فقط لیتیوم و الانزاپین رو خریدم ۳۰۰ و خورده ای ،تازه گفتن فلووکسامین گیر نمیاد ،امیدوارم چرند گفته باشن.الان ک دارم اینارو مینویسم،به این فکر میکنم ادمایی ک اینو میخونن یا نمیخونن اصلا،چقدر اونقدر ذهنشون باز هست که کسی که سه تا داروی اعصاب میخوره رو قضاوت نکنن؟چقدر ادم هست ک شاید اگه باهاشون اشنا بشم،منو بخاطر دارو خوردنم و بخاطر مشکلات خانوادگیم قضاوت نکنن و فقط خودم رو ببینن؟....و فکر نکنن طرف روانیه !بفهمن فقط دکتر داروهایی رو میده ک شاید دلایلش رو بقیه نفهمن و ترکیب اون دارو هاست که روان بیمار رو درمان میکنه .

از برنامه های دیگه ام جمع اوری مطالب اولین کتابیه ک قراره بنویسم و اسمشم از پیش اماده است و اولین داستان بلندش هم نوشته شده و مابقی نصفه ان(کتابم شامل داستان های کوتاه و بلنده و نوشته و دلنوشته. )و به این زودی ها قرار نیست آماده بشه چون قراره تصویر گری هم از جانب خودم انجام بدم .توی اوقات خلوتیم درعین متعد بودن بهش،ذر ذره پیش میره و از معنوی ترین اهدافمه...

دیگه چیکار کردم ؟...آها پادکست و اسکچ طراحی لباس بخصوص توی یه دفتر جدیدِ کِرفت .کتابها و رومان های جالبی هم خونده بودم ک اوردن اسمشون ظاهرا پست رو تبلیغاتی میکنه و پست نمیشه .اینا مربوط به فعالیت های اخیرمن .اما تصمیم گرفتم جوری عمیق شم،ک دیگه هیچوقت نگم قدیما،بهتر بودم.این دوره،اگه زنده بمونم،منو توی همه چیز دوباره عمیق تر کرد و کمک کرد برگردم به تمرکز بهتر.

طراحی لباسکار عمیقپادکستکتابروتین
۱۵
۰
Ivy
Ivy
جهانِ بنفشِ نوشته های من |دیوانه ی نوشتن◇ یه بنفشه ی ماهِ درونگرا _intj _ک تو دنیای خودشه_عاشق کتاب و روانشناسی و هنره_
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید