ویرگول
ورودثبت نام
فاطمه‌م
فاطمه‌ماز تجربیاتم در مسیر رشد، یادگیری و کار برای ساخت " من قوی‌تر" می‌نویسم
فاطمه‌م
فاطمه‌م
خواندن ۱ دقیقه·۱ روز پیش

در جستجوی معنا

تراپیستش امروز بهم زنگ زد، گفت وقتی تمرین های منو انجام نمیده من دیگه نمیپذیرمش و باهاش جلسه برنمیدارم... گفت این فرد به احتمال صد درصد خودکشی میکنه، خیلی هم خطری کارش رو انجام میده باید بستری بشه و انتخاب اینکه بستری و درمان بشه یا خودکشی کنه با خودتونه. وقتی تمرینی انجام نمیده و با من همکاری نمیکنه کاری از من بر نمیاد...

دنیا مجددا روی سر من آوار شد(((:

واکنش بدن و مغز من بعد از این خبر چی بود؟ 5 ساعت خواب تا ذهنم روی غلطک بیوفته...
واقعا عمیقا دلم میخواد بگم به من چه! اما زندگی واقعی انگار اینجوری نیست اقای قاضی! باید مسئولیتی به دوش بگیرم که نمیدونم چی رو به دوش بگیرم و چه غلطی کنم. فقط میدونم نمیتونم فرار کنم و عقب بایستم...

چند وقت پیش تراپیستم بهم میگفت مثلثی داریم که راس هاش: نجات دادن، آزارگر بودن و قربانی شدنه.
تو فکر میکنی که وظیفته فلانی رو نجات بدی پس وارد مسیر میشی...
مجبورش میکنی مدلی که تو فکر میکنی درسته کارهاش رو انجام بده و زندگی کنه پس میشی نقش آزارگر.
اونم عصبانی میشه و تو رو قهوه ای میکنه. تو میری در نقش قربانی!
بعد به خودت میگی دیدی دست من نمک نداشت؟!
میگفت اگر به وظایفی که داری اینطور نگاه کنی که: باید انجام بشن چون وظیفه منه و خارج از کنترلم افتاده گردنم و انتخاب من نبودن؛ وارد همین مثلث میشی...

به جاش میگفت باید برای خودت معنا پیدا کنی، با مدل خودت یعنی حل مسئله بهش نگاه کنی که چه جیزایی یاد میگیری و چه مسائلی داری تا حلشون کنی؟؟
میگفت اینطور نگاه کن که برای خودت معنا میسازی مثلا مهارت حل مسئله، صبور بودن، شنونده بودن، ارتباط موثر، ذهن آگاهی و ... اینا رو یاد میگیری
تا بتونی دووم بیاری(((:

ارتباط موثرخودکشیمعناامیدمسئولیت پذیری
۸
۱
فاطمه‌م
فاطمه‌م
از تجربیاتم در مسیر رشد، یادگیری و کار برای ساخت " من قوی‌تر" می‌نویسم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید